سلام.این روزا به شدت سرم شلوغه و وقت نمی کنم چیزی بنویسم اینجا.البته قسمتی از این کم وقتی مر بوط میشه به اینکه دارم کتاب زندگینامه لورکا رو می خونم.شاعری که بهش علاقه زیادی دارم.برا اینکه اینجا چیزی نوشته با شم چند فراز از یک منا جات دکتر شریعتی رو می نویسم .


خدایا :اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاورکه زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید شبه آدم های اندک را متوجه شوم؛چه،دوست تر می دارم بزرگواری گول خور باشم تا ،همچون اینان،کوچکواری گول زن.

خدایا :به من توفیق تلاش ،در شکست؛صبر،در نومیدی؛رفتن،بی همراه؛

کار،بی پاداش؛فداکاری،در سکوت؛دین،بی دنیا؛مذهب،بی عوام؛عظمت،بی نام

؛خدمت،بی نان؛ایمان،بی ریا؛خوبی،بی نمود؛گستاخی،بی خامی؛مناعت،

بی غرور؛عشق،بی هوس؛تنهایی،در انبوه جمعیت؛دوست داشتن،

بی آنکه دوست بداند؛روزی کن.

خدایا :به هر کس دوست می داری بیاموز که؛عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس دوست تر می داری،بچشان که:دوست داشتن از عشق برتر!

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۳
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


 

سلام.نمی دونم تا حالا شده که با شنیدن یه آهنگ شعر دیگه ای نا خودآگاه تو ذهنتون ساخته شه؟ .اما برا من که این تراوش ذهنی چند بار اتفاق افتاده.آخرین بارش دیروز بود توی اتوبوس که این کلمات رو به جای شعر آهنگه (گریه کنم یا نکنم)بیژن مرتضوی گذاشتم .اسمشم شعر نمی ذارم بهش میگم(عمودی نوشته).


به تو

 

لحظه با تو بودنم ،لحظه شاعرانگی

رها شدن از درد و غم

کمی دگر هم زندگی

من با تو بال می زنم

تا شهر شادی و سرور

بی تو چه سرد می شوم

مثله کویری سوت وکور

روزم با تو زیبا میشه

شبم با تو رویا میشه

من با تو مهربون میشم

از همزبونی پر میشم

بی تو نمی گم چی میشم

فقط می دونم بد میشم

از همه چی خسته میشم

دوباره پژمرده میشم

بی تو میشم چه بی قرار

نرو،بمون،تنهام نذار

 

 

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۳
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0