با عشق به احمد آقالو

چون این آیه از قرآن را باور دارم که :

لم یشکر المخلوق ، لم یشکر الخالق

آنکه سپاسگزار آفریده نبود ، سپاسگزار آفریدگار هم نیست .

پس : سپاسگزارم خانم آشا محرابی . برای نمایش بسیار زیبایی که امروز کارگردانی کردید ، برای نقش آفرینی های بی مانندتان در مهمانخانه ی ِ سعادت و ... اما بیشتر از همه سپاسگزارم از جمله ای که روی بروشور نمایش پچپچه های پشت خط نبرد نوشته بودید :

با عشق به احمد آقالو

شاید برای شما و چند هنرمند بزرگی که تا آخرین لحظات پیش از پرواز احمد آقالو ، در کنار او بودید ( نگاه کنید به اینجا) ، نوشتن این جمله کار بزرگی نباشد ، اما حس کردم باید سپاسگزار شما باشم که احمد آقالوی دوست داشتنی را هم در کنار نمایشی که کارگردانی کردید به یاد ما آوردید و متاسفم که چرا در 3-4 نمایشی که در روزهای پیش در دومین رِپرتوآر رادیو تیاتر دیدم ، هیچکدام از هنرمندان یادی از دوست هنرمندشان نکردند .

و

سپاسگزارم از امیر جوشقانی که امروز بسیار خوب بازی کردند

و

سپاسگزارم از فرشاد آذرنیا که اِفکتور این نمایش بودند و به خوبی فضای سنگری در خط مقدم جبهه را بازسازی کردند

و

سپاسگزارم از علیرضا نادری نویسنده ی ِ این نمایش و تمام هنرمندانی که این نمایش را برگزار کردند

و

سپاسگزارم از موسیقی این نمایش که از آثار جاودان بابک بیات بود .

    

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


سخنرانی دلچسب

بزرگترین دشمن آزادی ، بردگان خرسند و قانع است . ماری فون اِشِنباخ (1830-1916) ، بانوی اندیشمند اتریشی

برای آشنایی با او نگاه کنید به اینجا

بالاترین مرز فهمیدن همدیگر ، از راه خنده و همدردی است .

ریچارد فاینمن (1918-1988) ، فیزیکدان برنده ی جایزه ی ِ نوبل ( از پیشرفت دهندگان فیزیک کوانتوم ) ، نویسنده و موسیقیدان

اینها تنها دوجمله از سخنرانی 2 ساعت و نیمه ی ِ دکتر فریبرز درخشان درباره ی ِ تراژدی و دیوار چهارم بود که چهارشنبه 25 دیماه در خانه ی ِ هنرمندان به دعوت کانون ایرانی دانش آموختگان ایتالیا ، برگزار شد .

دکتر فریبرز درخشان ، زاده شده به سال 1340 در تهران . پس از پایان دوره ی ِ دبیرستان در دبیرستان آلمانی ها ، تحصیلات خود را در آلمان در رشته های مهندسی برق و فیزیک تئوری ذرات بنیادی تا بالاترین سطح ادامه داده اند . ایشان در کنار رشته های تحصیلی خود ، به صورت جدی به مطالعه ی ِ تیاتر ، فلسفه و ادبیات هم پرداخته اند .

سخنرانی ایشان فشرده ای از سخنرانی 9 ساعته ای بود که ایشان در آلمان برگزار کرده بودند . این سخنرانی آن قدر کارشناسانه و همه جانبه بود که تنها از کسی بر می آمد که سالها فقط به تیاتر پرداخته باشد اما آقای دکتر درخشان هم نمونه ای هستند از آدمهای چند بعدی ، آدمهایی که می خواهند تمام شیره ی ِ زندگی را بمکند و از هر لحظه از زندگی چیزی بیاموزند .

سخنرانی ایشان دوره ای بود کوتاه اما دقیق از روانشناسی فروید و تاریخ تمدن اروپا و زمینه های پیدایی تراژدی ، با آوردن سخنان و دیدگاه هایی به جا از اندیشمندانی که بسیار دوستشان دارم : برتراند راسل ، جرج اُرول ، دنی دیدِرُ و ...

این نوشته را نوشتم تا همیشه به یادم بماند این سخنرانی دلچسب و افتخار کنم به ایرانی بودنم و هم میهن بودن با اندیشمندانی چون دکتر درخشان .

 

  

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


در سوگ حسین (که بر او درود)

می پسندم به جای شنیدن نعره ها و عربده های بعضی ، در تنهایی این شعر را بخوانم و بیاندیشم به آنچه بر حسین گذشت .

بارَد ! / چه ؟ / خون / که دیده ؟ / چِسان ؟ / روز و شب / چرا ؟

از غم / کدام غم ؟ / غم ِ سلطان اولیا

نامش که بُد ؟ / حسین / زِ نژاد ِ که ؟ / از علی

مامش که بود ؟ / فاطمه / جدش که ؟ / مُصطفا

چون شد ؟ / شهید شد / به کجا ؟ / دشت ِ ماریه

کِی ؟ / عاشر محرم / پنهان ؟ / نه ، برملا

شب کشته شد ؟ / نه ، روز / چه هنگام ؟ / وقت ِ ظهر

شد از گلو ، بُریده سرش ؟ / نِی نِی ، از قفا

سیراب ، کُشته شد ؟ / نه ! / کَس ، آبش نداد / داد ؟

که ؟ / شِمر / از چه چشمه ؟ / زِ سرچشمه یِ فنا

مظلوم شد شهید ؟ / بَلی ! / جُرم داشته ؟ / نه !

کارَش چه بُد ؟ / هدایت / یارش که بُد / خدا

این ظلم را که کرد ؟ / یزید / این یزید ، کیست ؟

زِ اولاد هِند / از چه کَس ؟ / از نُطفه ی ِ زَنا

خود کرد این عمل ؟ / نه ! / فرستاد نامه ای

نَزد ِ که ؟ / نزدِ زاده ی ِ مَرجانه یِ دَغا

اِبن ِ زیاد ، زاده یِ مرجانه بُد ؟ / نَعَم

از گُفته ی ِ یزید ، تخلف نکرد ؟ / لا

این نابکار ، کُشت حسین را به دست خویش ؟

نه ! / او روانه کرد سِپه ، سوی ِ کربلا

میر ِ سپه ، که بُد ؟ / عُمَر ِ سعد / او بُرید

حلق ِ عزیز فاطمه ؟ / نه ! / شِمر ِ بی حیا

خنجر بُرید حَنجَر ِ او را / نکرد شرم ؟

کرد / ازچه  پس بُرید ؟ / نَپذِرُفت ازو قضا

بهر چه ؟ / بهر ِ آنکه شود خَلق را شفیع

شرط ِ شفاعتش چه بود ؟ / نوحه و بَکا

کَس کشته شد هم از پسرانش ؟ / بلی ! / دو تَن

دیگر که ؟ / نُه برادر / دیگر که ؟ / اَقرَبا

دیگر پسر نداشت ؟ / چرا داشت / آن که بود ؟

سجاد / چون بُد او ؟ / به غم و رنج ، مبتلا

ماند او به کربلای ِ پدر ؟ / نِی ! / به شام رفت

با عِزّ و احتشام ؟ / نه ! / با ذِلت و عَنا

تنها ؟ / نه ! / با زنان ِ حَرَم / نامشان چه بود ؟

زینب / سکینه / فاطمه / کلثوم ِ بینوا

بر تن لباس داشت ؟ / بلی ! / گَرد ِ رَهگُذار

بر سر عمامه داشت ؟ / بلی ! / چوب ِ اَشقیا

بیمار بُد ؟ / بلی ! / چه دَوا داشت ؟ / اشک ِ چشم

بعد از دوا ، غَذاش چه بود ؟ / خون ِ دل ، عزا

کَس بود هَمرَهَش ؟ / بلی ! / اطفال ِ بی پدر

دیگر که بود ؟ / تَب / که نمی گشت ازو جُدا

از زینب و زنان ، چه بِجا مانده بُد ؟ / دو چیز

طوق ِ ستم به گردن و خَلخال غم ، به پا

گَبر ، این ستم کند ؟ / نه / یهود و مَجوس ؟ / نه

هندو ؟ / نه / بت پرست ؟ / نه / فریاد اَزین جفا

قاآنی است قایل این شعرها ؟ / بلی

خواهد چه ؟ / رحمت / از که ؟ / زِ حق / کِی ؟ / صَف ِ جَزا

حکیم قاآنی شیرازی (1223 1285 قمری )

پس نوشت :

پارسال ، دکتر ولایتی ، این شعر را در برنامه یِ دو قدم مانده به صبح خواند و دیدگاهش این بود که : این شعر با اینکه در قالب قطعه سروده شده ، اما بیشتر شبیه شعر ِ نو است و بر این اساس ، نباید نیما یوشیج را نخستین سراینده ی ِ شعر نوی ِ فارسی دانست .

  چون با این دیگاه موافقم و از سویی ، شعر همانند نمایشنامه ای است با دو شخصیت ، که شخصیت ها میان صحبت کردن با هم ، سکوت می کنند ، شعر را این گونه نوشتم تا بهتر خوانده شود .

 

 

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


امیر مهدی بدیع و کتاب باشکوه او ؛ یونانیان و بربرها

امروز ، سالروز زادروز استاد امیر مهدی بدیع است . ایشان را نمی شناسید ؟ تعجب نمی کنم ، چون سالهاست همه خو کرده ایم به شناختن کوتوله ها و نه شناختن بزرگمردان و بزرگ زنانی که سالها برای ایران و ایرانی تلاش کرده اند .

فکر می کنید چه چیز باعث شد ، به هنگام پخش جهانی فیلم "300" بعضی از صاحب نظران فرنگی هم ، اعتراف کنند که این فیلم چیزی جز دروغ و افسانه نبوده است ، آیا آنها دلشان نمی خواست که این داستان راست باشد و به کودکانشان بگویند که ما چنین تاریخ پر افتخاری داشته ایم ؟ یکی از دلایل اعتراف فرنگی ها ، کتابی است که استاد امیر مهدی بدیع نوشته است ، کتابی در نقد تاریخ .

تاریخ نگاران یونانی و بعدها فرنگی، دو هزار و پانصد سال تلاش کردند تا با دروغ بافی و افسانه سرایی ، برای خودشان تاریخی بسازند پر از پیروزی ، تاریخی غرور آفرین ، اما دانشمندی ایرانی پس از 25 قرن ، کمر همت را بست و یک تنه با نشان دادن ِ تناقض هایی که در تاریخ نوشته شده توسط یونانیان درباره ی ِ ایرانیان وجود دارد ، تاریخ نویسان را مجبور کرد از نو به دروغهای هرودوت (پدر تاریخ نویسی) و دیگر تاریخ نویسان مغرض نگاه کنند .

اگر فردوسی ، در 30 سال بسی رنج برد تا زبان فارسی را زنده نگاه دارد ، استاد امیر مهدی بدیع حدود 30 سال از زندگانی خویش را بر سر نوشتن کتابی گذاشت با نام "یونانیان و بربرها" . کتابی که با استفاده از منابع درجه اول ، یعنی نوشته های تاریخی هرودوت و پلوتارک و دیگر تاریخ نویسان یونانی دروغهای تاریخ را ، آشکار می کند و مایه ی ِ آن می شود که من و تو ی ِ ایرانی به گذشته ی ِ خود با غروری بیشتر نگاه کنیم .

زندگینامه یِ استاد امیر مهدی بدیع   

امیر بدیع ، 18 دی ماه 1294 شمسی ، در همدان زاده شد . پس از درگذشت پدرش ، دکتر مهدی خان بدیع الحکما همدم ، پزشک و پرستار هفت سال پایانی زندگانی ِ عارف قزوینی- نام "مهدی" را برای یادمان پدر ، برنام خود افزود و به "امیر مهدی بدیع" پرآوازه گشت . بدیع ، تحصیلات ابتدایی و دوره ی ِ اول متوسطه (تا سال چهام دبیرستان) را بین سالهای 1301 تا 1311 ش در مدرسه یِ آلیانس (= اتحاد) گذرانده ؛ از همین سال رهسپار فرانسه می شود که تا سال 1316 ، تحصیلات متوسطه را در پاریس تکمیل نموده ؛ سپس در دانشگاه لوزان ِ سوییس به تحصیل در رشته ی ِ ریاضیات و فیزیک پرداخته ، آنگاه بین سالهای 1319-1320 در مدرسه یِ عالی رم ِ ایتالیا سرگرم تحصیل زبان و ادبیات لاتین می شود . از سال 1329 به مدرسه ی ِ عالی پلی تکنیک زوریخ ِ سوییس وارد شده ، که تا سال 1326 دوره ی ِ عالی ریاضیات و فلسفه ی ِ علوم را با اخذ درجه ی ِ دکترا در آن رشته ، می گذراند . سالهای یاد شده که همزمان با جنگ جهانی دوم بود ، از لحاظ نرسیدن خرج تحصیلی و هزینه ی ِ زندگی در اروپا ، بی اندازه به دکتر بدیع سخت گذشته ، که البته با برباری و رنج بسیار ، به سر برده است . پس از پایان تحصیلات دانشگاهی هم ، به شکلی عارفانه ، برای ادامه یِ زندگی ، دهکده یِ ایتالیایی زبان " آسکونا " در شرق سوییس را برمی گزیند ؛ اما پیوسته با یاد و نام زادبوم پدری و میهن نیاکانی ، هم از صمیم قلب و هم از عمق روح و جان ، با عشق فراوان به تاریخ و حکمت باستانی ایران زمین ، و دلبستگی ژرف نسبت به میراث های ملی و فرهنگی مردم این سرزمین ، یکسره به پژوهش پرداخت و بر نوشتن آثاری سترگ و ماندنی ، همت گماشت ، تا آنکه سرانجام در اوایل شهریورماه 1373/سپتامبر 1994 ، در سوییس درگذشت .

آثار :

استاد بدیع همه یِ زبانهای اروپایی را به خوبی می دانست ، از جمله لاتینی و یونانی قدیم را علاوه بر عبری و عربی ، چنانکه تمام نقل قولهایی که در کتابهایش آورده ، از منابع اصلی می باشد . اما به این دلیل که می خواسته آثاری بنویسد که جهانی باشند ، تمام کتابهایش را به زبان فرانسه نوشته است .

1-L’idee de la method desscince

اندیشه یِ روش در علوم

2-L’illsion de I extensibilite infinite delavevuite

پندار گسترش پذیری بی پایان حقیقت(3جلد)

3-Zoroastre, monde et paroles

جهان و سخن زرتشت

4-Les silences de la science

سکوت های دانش

5-Hegel et les origins de la pensee contemporaine

هگل و مبادی اندیشه یِ معاصر

6-Les Grecs et les Barbares (L’autre tace de I’histiore) 

یونانیان و بربرها ( روی دیگر تاریخ ) (بیش از 4000 صفحه)

درباره ی ِ کتاب ارزشمند یونانیان و بربرها :

دکتر ژاله آموزگار : این مجموعه تاریخ نیست . روایت هم نیست . بلکه نقد تاریخ است و مکمل تاریخ . مطالبی است برآمده از دل ِ رنجه شده ی ِ پژوهشگری نکته بین که در دیار غرب ، شاهد بوده است که چگونه اغراق های غرض آلود مورخان یونان قدیم نسبت به ایران هخامنشی ، به عنوان واقعیت های تاریخ ، در مدارس تدریس می شود .

زنده یاد محمد علی جمالزاده : امیر مهدی بدیع نویسنده ی ِ "یونانیان و بربرها" ، در مقابل سپاه بی شمار تاریخ نگاران دیروز و امروز فرنگی ، یکتا پهلوان سرسخت میدان دار پرشهامت عالم ایرانیت ، گردیده است و با سلاح تیز علم و تحقیق و استدلال و با کمک زبان و بیان گویایی که آن نیز در دست بدیع حکم تیغی تیز را دارد ، بی دریغ و بی بیم و هراس به جنگ مخالفین برخاسته و بی پروا ، قد علم ساخته و غوغایی برانگیخته که از دور و نزدیک بر همتش آفرین بخوانیم.

چند دیگاه صاحب نظران اروپایی درباره یِ یونانیان و بربرها :

1- نویسنده ، درس قابل ملاحظه ای از روش به ما می دهد . به یاری تاریخ نگارانی منحصرا یونانی (کتزیاس ، هرودوت ، توسیدید ، پلوتارک ، گزنفون ، ایزوکرات یا دیودور سیسیلی ) که آنان را مورد انتقادی بی رحمانه و آشکارکننده ی ِ تناقض ها ( چه بزرگ و چه کوچک ) قرار می دهد ، چیزی را استوار می کند که بسیاری آنرا حس کرده اند ولی هرگز جرات نیافته اند به افشای فریب ، بپردازند " از زمان شکست آتنیان در سیسیل ( 413 ق.م ) تا پیروزی فیلیپ مقدونی دوم بر یونانیان در خرونه در سال 338 ق . م ، مهره ی ِ اصلی شطرنج یونان ، ارباب شوش بود "

 

2-  

نبرد ماراتُن : پیروزی مردمانی آزاد بر توده ای بی شکل از بربرها

ترموپیل : قربانی قهرمان وار بر قربانگاه آزادی

سالامیس و ترموپیل : پیروزی فرهنگ بر بربریت

لشکرکشی اسکندر : پیروزی نظامی یونانیان ، برتری معنوی و فرهنگی آنان بر شرق .

آیا چیزهایی که در مدرسه آموخته ایم ، همین ها نیستند ؟ از سویی از آنها این نتیجه به دست می آید که ما دستخوش این توهم مداهنه آمیز شویم که وارثان یونانیان هستیم و از سویی احساس خوشایند برتری در برابر شرق زن واره ، بی انضباط ، تنبل و فاسد را داشته باشیم .

آقای امیر مهدی بدیع با نوشتن اثری گسترده ، وظیفه ی ِ خود دانسته که این تصویر غلط را که فرد اروپایی معمولا از خود در برابر شرق می سازد ، از میان بردارد .

3- کتاب بسیار جالب امیر مهدی بدیع که متون قدیمی و جدید پشتیبانش هستند ، یکی از بزرگترین اشتباه های تاریخ ، افسانه یِ یونانیان و بربرها را برملا می کند . نویسنده با تنظیم لایحه یِ دفاعی زیبایی به سود پارسیان و انضمام ادعانامه ای خالی از گذشت بر ضد یونانیان ، به ما نشان می دهد که چگونه یونانیان از یک سو و کسانی که طی قرن ها ، هوادار آنان بوده اند ، از سوی دیگر ، به طور کامل حقیقت را دیگرگون کرده اند .

4- شگفت اینکه هرودوت ، پدر تاریخ ، در مرکز بحث قرار گرفته . تاریخ نویس یونانی که از طرف امیر مهدی بدیع محکوم به جنایت ، افترا و هتاکی شده ، می بیند که گواهی اش هدف آتش های انتقادی بی رحمانه قرار گرفته ؛ در طول این شرح ، گناه جانبداری ، دروغ و قلب سازی اسناد و مدارک از جانب او ، با دلیل اثبات می شود .

5- دیدگاه گاستون باشلار ، که شاید بعد از برگسون ، بزرگترین فیلسوف فرانسه باشد : کتاب آقای بدیع سرآغاز دوره یِ تازه ای است و چشم انداز بزرگی را در برابر چشمان ما می گشاید .در زوایای ژرف این کتاب عمیق انسان به لذت دانستن ، دست می یابد ، لذتی که بدون آن دانش ، جاندارترین ریشه ی ِ خود را از دست می دهد ، از آم گذشته ، به راستی چه کتاب زیبایی ! چه اندازه رعایت احترام سخن به عمل آمده است . کافی است که انسان چنین کتابی را بگشاید تا فورا احساس کند که باید وظیفه ی ِ سپاسگزاری را به عمل آورد .

از استاد بیاموزیم :

پیش از این در نوشتارم درباره ی ِ استاد پرویز شهریاری ، سخنی از ایشان آوردم درباره ی ِ تک بعدی بودن و آفتهای آن . خاطره ای از استاد بدیع در این باره :

استاد بدیع در مدرسه ی ِ عالی پلی تکنیک زوریخ ، شاگرد پرفسور تردول شیمی دان معروف بوده است و می گوید :

روزی در لابراتوار شیمی ، پرفسور تردول ، روی میز کارم ، اشعار شکسپیر را دید . ترشرویی کرد و گفت : من نمی خواهم این نوع کتاب ها را اینجا ببینم . از شیمی یا شکسپیر ، یکی را انتخاب کن . در جوابش گفتم : برای انتخاب باید نخست ، هر دو را بشناسم . پس از شناختن یکی را انتخاب می کنم . بدیهی است که این پاسخ ، گستاخی بود و او عصبانی شد که چرا چنین جوابی داده ام ، ولی امروز پس از گذشت سالها ، دستگیرم شده که اصلا نباید انتخاب کرد ، بلکه هر دو لازم است و امروز آخرین کتاب ریاضی را و آخرین ترجمه ی ِ لائوتسه را با یک لذه می خوانم . یکی نان است و دیگری نمک . آن هم نمی دانم کدام نان است و کدام نمک .

بی جا نیست اگر یادی هم کنم از استاد قاسم صُنعوی که برگردان از فرانسه به فارسی ِ بیشتر صفحات این کتاب را در نهایت درستی و زیبایی انجام داده اند .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


خسرو شاهانی ؛ از بزرگترین نویسندگان طنز ِ انتقادی ایران

دوش دیدم من به خواب ِ نیمه شب ، بسیار دزد

پشت ِ درب ِ خانه دزد و بر سر ِ دیوار ، دزد

هر طرف کردم نگه ، دیدم سبیل اندر سبیل

در اتاق و هال ، دزد و گوشه ی ِ تالار ، دزد

دور ِ حوض ِ خانه ، دزد و داخل گلخانه ، دزد

توی مطبخ ، پر زِ دزد و داخل ِ انبار ، دزد

نصف ِ شب آسیمه سر ، از خانه بیرون آمدم

توی کوچه ، دزد دیدم تا سر ِ بازار ، دزد

جانب ِ صحرا دویدم ، هر کجا کردم نظر

پشت ِ تپه دزد دیدم ، بر سر کُهسار ، دزد

گله ای از میش و بز دیدم به صحرا می چرید

سبزه ، دزد و گله دزد و شیشک و پرواز ، دزد

موقع پِشکل فکندن میش و خوردن ، بره دزد

اُشتر گردن شکسته موقع نُشخوار ، دزد

سر درون ِ باغ کردم ، جملگی یاران بدیدم

گرد هم گرد آمده ، از مست و از هُشیار ، دزد

نوبهاران بود و باغی دلگشا ، اما چه سود ؟

باغ دزد و زاغ دزد و مرغ ِ در گفتار ، دزد

جانب ِ میخانه رفتم ، پیر را دیدم به خواب

ساقی و میخانه ، دزد و پیر ، در کردار ، دزد

رفتم از بهر مداوا ، جانبِ دارالشفا

تخت ، دزد و رخت دزد و دکتر و بیمار ، دزد

بر در ِ دکان نجاری گذشتم از قضا

چوب ، دزد و تخته دزد و اره دزد و الوار ، دزد

داخل بازار گشتم ، دیدم از خرد و کلان

تاجر و دلال ، دزد و مُفلس و بیکار ، دزد

خواستم گیرم زِ عطاری ، کمی فلفل نمک

سنگ ، دزد و کفه دزد و طبله یِ عطار ، دزد

خرقه پوشی یا علی می گفت با صوت جَلی

صوت ، دزد و جُبه دزد و خرقه و دستار ، دزد

روزه دار مومنی دیدم به افطاری نشست

جُرعه دزد و لقمه دزد و سفره یِ افطار ، دزد

عاشقی با عشق پاک آسمانی می رود

عاشق و معشوق ، دزد و دلبر و دلدار ، دزد

با لباس خاص دیدم عده ای قانونگذار

قاف ، دزد و نون دزد و چوب ِ قانون دار ، دزد

گربه ای در خانه دارم همچو شیر از بهر موش

گربه یِ بی پیر ، دزد و موش ِ لاکردار ، دزد

الغرض در خواب دیدم ، دزدبازاری عجیب

هر چه دیدم مرگ تو از خواب و از بیدار ، دزد

پاک دزد و شسته دزد و شسته و ناشسته ، دزد

شحنه و داروغه ، دزد و سارق و اشرار ، دزد

هر چه گویم ، راست گویم سر به سر حتی رفیق

"خسرو" شیرین سخن در گفتن اشعار دزد

شعری که خواندید ، "دزدبازار" یا "رویای صادقانه" نام دارد و سروده ی ِ زنده یاد خسرو شاهانی است در زمستان 1335 شمسی ، که نخستین بار در روزنامه ی ِ خراسان به چاپ رسیده است .

زنده یاد خسرو شاهانی ، یکی از بزرگترین نویسندگان طنز ِ انتقادی تاریخ مطبوعات ایران است که نزدیک به پنجاه سال به طنز نویسی ، پرداخته است و با نوک تیز قلم ، به زشتی ها تاخته است تا شاید اندکی از زشتی ها را کم کند . در بزرگی خسرو شاهانی همین بس که او نزدیک به 17 سال در مجله یِ خواندنیها ، طنز نوشت و خواندنیها از پرشمارگان ترین مجله های پیش از سال 57 بود ، به خاطر نوشته های زنده یاد ذبیح الله منصوری و طنزهای خسرو شاهانی . این نوشتار به دلیل سالگرد زادروز خسرو شاهانی 10 دیماه نوشته شده است .

نگاهی کوتاه به زندگینامه و کارنامه یِ خسرو شاهانی ( با نگاه به زندگینامه یِ خودنوشت او ، نوشته شده در تابستان 1373 ) :

نام : خسرو . نام خانوادگی : شاهانی شرق . قد : 162 سانتیمتر . وزن : 62 کیلو گرم با استخوان . متاهل ، دارای سبیل .

در 10 دی 1308 شمسی ، مطابق با اول ژانویه 1929 میلادی ، در نیشابور به دنیا آمدم . ( اینکه می بینید ، مردم مختلف جهان و کشورهای اروپایی و دنیای مسیحیت ، شب اول ژانویه را جشن می گیرند ، قسمت اعظمش بخاطر تولد من است . )

- آغاز به کار رسمی مطبوعاتی از اول 1334 در روزنامه یِ خراسان مشهد و 3 سال همکاری با این روزنامه ، علاوه بر نوشتن داستان کوتاه طنزآمیز ، نوشتن دو ستون با نام ( شوخی و خنده ) به نظم و  نثر .

- 1337 . آمدن از مشهد به تهران و همکاری با روزنامه ی ِ جهان و نوشتن 3 تا 4 ستون مطلب طنزآمیز و انتقادی با نام ( از هر دری سخنی ) .

- از سال 37 تا 38 ، همراه با کار در روزنامه یِ جهان ، خبرنگار پارلمانی روزنامه ی ِ ( پُست تهران ) .

- 1338 . نوشتن برنامه یِ ( گفتنی ها ) برای رادیو .

-در سال 38 ، قطع همکاری با روزنامه یِ ( پست تهران ) و آغاز همکاری با روزنامه ی ِ کیهان به عنوان خبرنگار ، که تا سال 58 ادامه می یابد . بین سالهای 42 تا 45 ، نوشتن هفتگی ِ صفحه ای طنز به شکل داستان و مقاله برای کیهان ، با نامهای ( جنجال برای هیچ ) و ( بین دو سنگ آسیا ) و ( مسافرت بدون گذرنامه ) .

- از اول مهرماه 1341 ، به دعوت علی اصغر امیرانی ، آغاز همکاری با مجله ی ِ خواندنیها که هفته ای دو شماره ( شنبه ) و ( سه شنبه ) چاپ می شد و نوشتن 3-4 صفحه طنز با نام ( در کارگاه نمدمالی ) که تا خردادماه 58 ، ادامه می یابد .    

- پس از 1357 ، آثار طنزآمیز او علاوه بر آتیه ، در نشریات گل آقا و در مجله ی ِ جدول کنکاش زیر عنوان ( گل گشت ) نیز به چاپ رسیده است .

- از سال 1346 چاپ آثار وی در ارمنستان و دیگر جمهوری های شوروی سابق و مسکو توسط جهانگیر درّی استاد کرسی ادبیات فارسی دانشگاه مسکو در تیراژهای پنجاه هزار ، صدهزار و چهارصدهزار در مجلات ستاره سرخ ، جوانان شوروی و آسیا و آفریقای امروز به چاپ رسیده است . همچنین اکثر مجلات کشورهای اروپای شرقی آثار او را منتشر کرده‌اند .

- خسرو شاهانی ، در اردیبهشت 1381 ، درگذشت .

نوشته ای درباره ی ِ خسرو شاهانی ، نوشته دکتر جهانگیر دری ، مترجم طنزهای شاهانی به روسی :

شکوفایی طنز و هجو گزنده و نیشدار ادبیات ایران که در سالهای 1960 میلادی ، رخ می نماید ، پدیده ایست که در عین مهم بودن ، قانونمند نیز می باشد . رسیدن تناقضات به منتها درجه ی ِ خود ، بین آهنگ نسبتا سریع رشد اقتصادی و فرهنگ اجتماعی سیاسی منسوخ جامعه ی ِ ایران ، رشد نابرابری اجتماعی ، فساد و رشوه خواری بوروکراسی رژیم و خودسری اولیای امور ، بارها کشور را به آستانه یِ ورشکستگی سیاسی کشانید . طبعا ادبیات نمی توانست از کنار این پدیده ی ِ مهم اجتماعی ، بی تفاوت بگذرد . از میان نویسندگان ایرانی با جهت گیری دموکراتیک که در میانه ی ِ سالهای 1950 میلادی ، ظاهر می شوند ، خسرو شاهانی دارای جایگاه ویژه ای است .

او به شکلی موثر و شدید در برابر مسایل روز ، واکنش نشان داده و با صداقت فوق العاده ای ، دست به بازسازی محیطی می زند که پرسوناژهایش در آن ، زندگی و عمل می کنند ، او جنبه های روانشناسانه یِ رفتار آنها را برملا می کند . طنین هجوآمیز آثار وی با لحن ِ خوددار ، اما با تفسیرهای تلخ و نیشدار نویسنده ، تشدید می شود .

برای دیدن نمونه ای از داستانهای خسرو شاهانی ، نگاه کنید به اینجا .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


هارولد پینتر و نگاهی به نمایش خیانت ، نوشته ی ِ او

"من دنبال این نیستم که جهانی بشم . به اندازه ی ِ کافی نوشتن این نمایش نامه ی ِ لعنتی برام کار سخت و وقت گیری هست"

زندگی نامه ی ِ هارولد پینتر

هارولد پینتر ، پسر یک خیاط انگلیسی ، نخست تئاتر را به عنوان بازیگر شروع می کند اما خیلی زود به سراغ نویسندگی می رود و نخستین رمانش را با عنوان کوتوله ها می نویسد .سپس دو نمایش نامه یِ کوتاه : اتاق و بالابر . جشن تولد نخستین نمایش نامه یِ بلند اوست که از سوی تماشاگران استقبال نمی شود . اما نمایش نامه یِ سرایدار نخستین موفقیت او در تئاتر به حساب می آید . منتقدین به نمایش نامه های ِ او لقب "تئاتر تهدید" داده اند و مارتین اسلین در تئاتر آبسورد از او نام برده است . در نمایش نامه های او همچون بازگشت به خانه یک موقعیت ساده خیلی زود تهدید آمیز و آبسورد می شود چرا که شخصیت های ِ او اکثرا برای عملشان در برابر تماشاگران یا شخصیت های دیگر نمایش نامه هیچ دلیل منطقی ای ندارند .

از سال 1970 به بعد هارولد پینتر کارگردانی تئاتر را نیز به طور جدی ادامه می دهد . نمایش نامه هایش کوتاه تر می شوند و سیاسی تر و بیشتر استعاره ی ِ ستم هستند . هارولد پینتر خیلی زود به جناح چپ انگلیس می پیوندد و در مبارزه برای حقوق بشر در همه یِ کشورهای فعال می شود . پینتر با نوشتن مقاله و نمایش نامه علیه سیاست خارجی آمریکا در افعانستان و عراق مبارزه می کند .

سال 2005 جایزه ی ِ نوبل ادبیات را دریافت می کند و اعلام می کند که دیگر نمایش نامه نمی نویسد .

آثار هارولد پینتر

نمایش نامه

1957- اتاق ، بالابر ، جشن تولد

1958- یک درد خفیف ، گرمخانه

1959- سرایدار

نمایش نامه های کوتاه ( 1959 ) : سیاه و سفید ، مشکل کارخانه ای ،آخرین نفری که می رود ،توقف انتخابی ، پیشنهاد کار ، این مشکل شماست ، همینه ، مصاحبه ، مکالمه یِ 3 نفره

1959- شبی بیرون خانه

1960- مدرسه یِ شبانه ، کوتوله ها

1961- کلکسیون

1962- فاسق

1964- مهمانی چای ، بازگشت به خانه

1966- زیرزمین

1967- چشم انداز

1968- سکوت

1969- شب

1970- زمان های گذشته

1972- تک گویی

1974- ناکجا آباد

1978- خیانت

1980- صداهای خانواده

1982- ایستگاه ویکتوریا ، یک نوع آلاسکا

1983- دقیقا

1984- یک پیک برای راه

1988- زبان کوهستان

1991- نظم نوین جهانی ، مهمانی

1993- مهتاب

1996- از خاکستر به خاکستر

1999- بزرگداشت

2002- جلسه یِ مطبوعاتی

فیلم نامه

خدمتکار (1957) ، همسر ستوان فرانسوی ، در جست و جوی زمان از دست رفته

منبع : نمایشنامه یِ خیانت برگردان ِ خانم ها : تینوش نظم جو و نگار جواهریان

دلیل نوشتن این مطلب آن است که دقیقا کمتر از 24 ساعت قبل از مرگ پینتر ، در خانه یِ هنرمندان ایران ، یکی از نمایشنامه های معروف او به نام خیانت ، به کارگردانی محمد یعقوبی ، خوانده و اجرا شد .

مضمون نمایشنامه ی ِ خیانت که تنها 3 شخصیت دارد ، پذیرش دوستی همسر یک مرد با نزدیکترین دوست ِ آن مرد از سوی آن مرد است . چیزی که پذیرش و گذشتن و همزیستی با آن در بسیاری از کشورها امری ناممکن است ، اما گویا رویدادن چنین اتفاقی در انگلستان ، آنقدر عادی بوده است که پینتر در سال 78 چنین مضمونی را به صورت نمایشنامه در آورده است .

نمایشنامه با روندی وارونه به پیش می رود ، از بهار 77 در پرده ی ِ یکم به زمستان 68 می رسیم .

زمستان 68 ، در میهمانی عروسی اِما و رابرت ، جیم که نزدیکترین دوست رابرت است در اتاق ِ آرایش ، عشقش به اِما را بر ملا می کند :

جری        می دونین چه اتفاقی باید می افتاد ؟

اِما            چی ؟

جری        من باید می اومدم توی شما ، شما و لباس سفیدتون ، قبل از مراسم . باید شما رُ آلوده می کردم ، قبل از مراسم . باید شما رُ آلوده می کردم ، توی همون لباس سفیدتون ، شما رُ توی لباس عروسیتون آلوده می کردم ، قبل از اینکه برای مراسم همراهیتون کنم و ساقدوشتون باشم .

اِما            ساقدوش شوهرم . ساقدوش بهترین دوستتون .

جری        نه ، ساقدوش شما .   

این پرده یِ آخر نمایش است . آشکار کردن زمان آشنایی و شروع عشقبازی اِما و جری .

اما هنرمندی پینتر در این است که نمایش را  از آخر به اول ، روایت می کند . در پرده یِ یکم ، جری پس از 9 سال عشقبازی با اِما ، می فهمد که رابرت ، همسر اِما ، از این داستان خبر دارد اما بدون ناراحتی دوستیش با جری را در تمام این سالها ، ادامه داده است .

جری        ای بابا ، بی خیال !

(مکث)

تو که درباره یِ من چیزی به رابرت نگفتی ، درسته ؟

اِما            مجبور شدم .

(مکث)

اون همه چی رُ به من گفت . منم همه چی رُ بهش گفتم .

پس از اجرای نمایشنامه ، محمد چرم شیر ، کارگردان و نمایشنامه نویس ، به تفصیل در مورد هارولد پینتر ، صحبت کرد . اما مهمترین نکات در مورد پینتر ، اینها بودند :

پینتر با اینکه در دسته ی ِ نمایشنامه نویسان پوچ گرا و عبث گرا قرار گرفته است اما نمایشنامه نویسی جهان از هارولد پینتر و سبک نوشتن او تاثیر زیادی گرفته است . پینتر در نمایش نامه هایش ، به فراوانی از مکث و سکوت استفاده می کند . پینتر در نمایشنامه هایش برای اولین بار به توضیح کاملا دقیق صحنه پرداخته است ، کاری که قبل از او چندان رایج نبوده است .

محمد چرم شیر در اهمیت نمایش خیانت گفت ، کاری که پینتر در روایتِ از آخر به اول ، انجام داده است ، 100 برابر سخت تر از روایت رو به جلو است . چرم شیر گفت که خود ، با الهام از این نمایشنامه ، سیاه مشقی کرده است و کاملا به هنر پینتر پی برده است . محمد چرم شیر گفت که در روند عادی نمایشنامه نویسی ، نویسنده آرام آرام ، داده های نمایش را  افزایش می دهد ، اماپینتر در این کار ، آرام آرام از داده هایی که به تماشاگر داده ، کم می کند تا به ریشه یِ خیانت برسد .    

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


پَریدن و پُر بودن

می پَرم

با تو

می پَری

با من

من

پُـرَم از تو

هر روز و امروز

تو

پُری از او

دیروز و فردا !

پس نوشت :

0- امروز بسیاری از تهرانی هایی که دیدم ، شبیه قورباغه بودند ، با ماسکهایی بر دهان و این خیال خام در سر ، که شاید با ماسک زدن ، آنچه جای هوا توی ریه هاشان می کشند ، آلوده نباشد .

0- پریدن در اینجا به معنای همنشینی ، همراه بودن و از این حرفهاست ، شنیده اید که : فلانی با فلانی می پرد .

1- در اینکه آنچه گهگاه ، اینجا نوشته می شود ، شعرست یا نه ، هنوز دودِلم اما دردناکی ِ گذشتن سیل ِ واژه ها ، از قلبم را به خوبی ، حس می کنم .

2- زنده باد dejavu ، زنده باد یاد ِ خوش ِ مجله ی ِ دانستنیها ، زنده باد فلافل ِ فلافل فروش ِِ کوچه بِرلن .

3- آخ آخ آخ ، الان دارم به آلبوم راز گوش می کنم ، اثر استادان زنده یاد : پرویز یاحقی و جواد معروفی و استاد جلیل شهناز . دیروز یکی از دوستانم که فکر نمی کردم اهل این جور آلبومها باشه وقتی این آلبوم را شنید و خراب شد ، حرف جالبی زد ، گفت : "این جور آهنگها ، فیها یدخلون ِ آدم رُ می ریزه بیرون " .

5 دیماه 87 شاید هیچ کدام از کسانی که دیروز در خانه ی ِ هنرمندان ایران ، به دیدن نمایشنامه خوانی ِ "خیانت" نوشته ی ِ هارولد پینتر ، درام نویس بزرگ انگلیسی و برنده ی ِ جایزه ی ِ نوبل ادبی ،  آمده بودند ، نمی توانستند فکر کنند که شاهد نمایش ِ نویسنده ای هستند که تا کمتر از 24 ساعت بعد ، می میرد .

نگاه کنید به اینجا .

دیروز محمد یعقوبی و محمد چرم شیر از اهمیت ِ هارولد پینتر گفتند . محمد چرم شیر ، نمایشنامه نویس و کارگردان ، درباره ی ِ نقش هارولد پینتر و تاثیر او در تئاتر ِ امروز ، بسیار گفت و بسیار آموختم .

گویا 5 دیماه ، با درام نویسان ، خویشاوند است . اکبر رادی ، سال گذشته در چنین روزی در گذشت و بهرام بیضایی هم که زاده ی ِ 5 دیماه است . و هارولد پینتر هم که از بزرگان درام جهان بود ، 5 دیماه ، در گذشت .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0