رابرت هیلیارد ، رسانه های گروهی

تلویزیون و مخاطبان گروهی

 

تلویزیون می تواند توانایی های الکترونیک خود را با ارزشهای نمایش زنده تئاتر ، توانایی های فنی سینما ، صدا و جهت گیری مخاطبان رادیو ، ترکیب کند . تلویزیون می تواند بهترین های رسانه های ارتباطی پیشین را ، بکار ببرد .

تلویزیون در ارتباط با مخاطب ، ذهنیت و عینیت را ترکیب می کند و این دو را در حالی که دوبه دو ناهمساز هستند ، در اندیشه مخاطب با هم می آمیزد . نویسنده و کارگردان می توانند به کمک دوربین و ادوات الکترونیکی مختلف ، بطور ذهنی ، توجه و عواطف مخاطب را جهت داده و به سمت محرک های ویژه ای ، هدایت کنند . مخاطب تلویزیون نمی تواند مانند مخاطب تئاتر که درکلیت نمایش روی صحنه متمرکز می شود ، این کار را انجام دهد . مخاطب تلویزیون به وسیله نمای نزدیک ، بزرگنمایی ، صفحه نمایش دو بخشی یا سایر دوربین ها یا حرکت مدار کنترل (سوئیچر) می تواند برای تمرکز کردن روی هر موضوع یا اتفاقی که به موثر ترین حالت به هدف یک حرکت در متن ، می رسد ، هدایت شود . تمرکز را می توان بر واکنشی زیرکانه علاوه بر کنشی آشکار ، متمرکز کرد .  

واقعیت ، در اعتبار بخشیدن به برنامه های غیر نمایشی ، نظیر پخش اخبار و مستندها ، حیاتی هستند . خلق یک جهت گیری بی طرفانه برای بیننده  را ، نه تنها می توان در یک تالار سخنرانی یا یک سالن تئاتر ، یا بوسیله یک اجرای زنده یا در یک فضای وسیع سالن سینما ، به وجود آورد ، بلکه می توان اینکار را بوسیله حضور هر چه بیشتر و بی واسطه تر مجری در میان مردم ، برای مثال ، از طریق نمای نزدیک یا بزرگنمایی ، انجام داد . بر خلاف اکثر نمایش ها که هدفشان ، خیال آفرینی است ، مجری برنامه غیر نمایشی (میزبان تلویزیونی ، اعلام کننده و گوینده خبر) در پی ایجاد رابطه ای حقیقی با مخاطب است .

صفحه کوچک ، زمان محدود اکثر برنامه ها و صمیمیت اتاق نشیمن ، همزمان ، آثار خود را به وجود می آورد و به روشهای متفاوتی نسبت به یک فیلم که در سالن سینما نشان داده می شود ، نیاز است .

از نخستین روزهای تلویزیون ، هنگامی که تمام تولیدات زنده و نمایش های بی وقفه بود ، تلویزیون غیر سینمایی شکل گرفت و به حمایت از ادامه دادن نمایشی که با تغییر مداوم معمول در تصویر، که یک نفر در پرده سینما می بیند ، متفاوت است ، ادامه می دهد . هنوز برخی از برنامه های تلویزیون ، طوری تهیه می شوند که مانند برنامه های زنده هستند : در حضور حاضرین یک استودیو ، با وقفه های کم در اجرا ضبط می شوند . از این منظر ، تلویزیون یک کلید زیبایی شناختی را از تئاتر ، وام می گیرد.

تلویزیون به وسیله صفحه کوچکی که تعداد شخصیتها و اندازه کادر ( Setting ) را محدود می کند ، (به فیلم های بزرگ مقیاسی مانند فیلم های وسترن ، توجه کنید که چطور در تلویزیون کوچک به نظر می رسند) ، و زمان محدود ممکن برای یک برنامه نمایشی فرضی (بعد از زمانی که از آگهی های میانی و در جاهای حساس برنامه کسر شده است ، تقریبا 21 دقیقه زمان نمایش برای یک نمایش نیم ساعته و 42 دقیقه برای نمایش یک ساعته) ، محدود شده است . همزمان با پیشرفت روشهای الکترونیکی که به تولیدات تلویزیونی اجازه می داد در خارج از استودیو تولید شوند ، تعداد مجموعه های کوچک چندین ساعته و به ویژه نمایشهای 2 ساعته که در چندین شامگاه پخش می شوند برای جبران محدودیت زمان ، افزایش یافته اند .

تلویزیون به واقع تمام روشهای مکانیکی سینما ، به علاوه روشهای الکترونیکی خود را استفاده می کند و به این دلیل ازانعطاف پذیری و تطابق پذیری ویژه ای برخوردار است . با این وجود ، هنوز موفق ترین نمایشها ، با تمرکز روی لحظاتی ازبرشهای زندگی شخصیت اصلی تعریف شده ، وجه تمایز صفحه کوچک و زمان محدود را نشان می دهند . موفق ترین نمایشهای تلویزیونی در دهه 1950 ، که عصر طلایی تلویزیون نامیده می شود ، به این روش تولید شدند .

یک قطب منفی در برابر پیشرفت مکانیکی و الکترونیکی تلویزیون ، وجود دارد . بعد از ظهور نوار ویدیو در 1956 به همراه قابلیتهای تدوینی آن ، تلویزیون ، به تدریج از حالت زنده به سمت نمایشهای فیلم برداری شده و ضبط شده حرکت کرد و مرکزیت تولید تلویزیون که در شهر نیویورک با فراوانی بازیگران دوره دیده اش بود ، به هالیوود منتقل شد .به زودی شیوه هالیوودی بر تلویزیون حاکم شد و با اینکه هنوز تعدادی نمایش ضبط شده به سبک زنده و گفتگوهای انتقادی تلویزیونی وجود دارد ، اما تلویزیون ، به نسخه محدود شده ای از سینما تبدیل شده است .

در عوض تعدادی از منتقدین سینمایی معتقدند که تلویزیون ممکن است تاثیری منفی بر سینما گذاشته باشد . وینسنت کََنبی ، منتقد فیلم در نیویورک تایمز ، نوشته است :

 

تکنیک ها و ویژگی های تلویزیون در حال آغاز کردنِ شکل دهی به فیلم های تئاتری هستند آنها را کوچکتر ، شلوغ تر و ملایم تر می کنند .....................نخستین موج بزرگ کارگردانهای تلویزیون که روش خود را در ساختن فیلم های تئاتری به وجود آوردند آرتور پن ، سیدنی لومِت ، جورج روی هیل ، فرانکلین شافنر ، جان فرانکن هایمر خودشان را با رسانه قدیمی تر ، سازگار کردند . تا جایی که حتی در زمانی که اکثر نمایش ها زنده ، اجرا می شدند ، آنها فشارهای عصبی  سنگین را که یکی از ویژگی های کار تلویزیونی است ، به هالیوود آوردند ، این کارگردانها نتوانستند به انتظار استفاده از امکانات سینما که سینما را از تلویزیون جدا می کرد ، بمانند .... تیرهای کِرین بزرگ و عمق کانونی منظره ها ..... که خارج از دسترس هر تولید زنده تلویزیونی بوده است .... اما امروزه شاید در عمل این مساله بر عکس شده است زیرا این مردم تلویزیونی (TV People) با استفاده از نوار و فیلم بزرگ شده اند . حالا ، کارگردانهای تلویزیونی که به سینما روی آورده اند ، نمی توانند به انتظارکوچکتر کردن ابعاد آن بمانند ، تا فیلم هایی رابسازند که تا در حد امکان به کمدی تلویزیونی و آنچه که به فیلم تلویزیونی معروف است ، شبیه باشد .  

 

نویسنده باید همیشه در خاطر داشته باشد که تلویزیون ، دیداری است . درجایی که یک عنصر دیداری می تواند به تاثیری مطلوب منجر شود ، اگر تقدم با دیالوگ باشد ؛ در بسیاری از موارد ، دیالوگ ممکن است غیر ضروری باشد . درباره یک نمایشنامه نویس معروف برادوِی (Broadway) که به خاطر دیالوگ های درخشانش مورد توجه است ، گفته می شود که او را برای نوشتن متن یک فیلم ، استخدام کردند . او برای اولین سکانس ، یک متن 30 صفحه ای نوشت درباره زن و شوهری که در سفر به هتلی می رسند و به اتاقشان در هتل می روند . 30 صفحه گفتگوی درخشان و بذله گویانه ، که نشان می دهد ، زن به شدت از توجه همسرش ، به زن دیگری ، آزرده شده است . یک کارگردان با تجربه سینما ، بر سر کار رفت و به فکرش رسید که موقعیت خوبی را ارائه کند . اگرچه او به جای 30 صفحه دیالوگ ، کمتر از 1 صفحه دستورالعمل دیداری ( Visual Direction) را ، جایگزین کرد که در آن ، زن و شوهر وارد هتل می شوند ، با عجله ثبت نام می کنند ، به سمت آسانسور می روند ، وارد آسانسور می شوند و در این حین مرد نگاه خریدارانه ای به متصدی زن آسانسور می کند و چهره زن ناراحتی زیادی را نشان می دهد تا وقتی که در آسانسور بسته می شود .

می توان با یک آزمایش ساده نشان داد که هنوز بسیاری از نویسندگان ماهیت دیداری رسانه یشان را نیاموخته اند . دستگاه تلویزیونتان را روشن کنید و روشنایی آن را آنقدر کم کنید که تصویر محو شود ، صدا را به حال خود بگذارید . دقت کنید که شما در چه تعداد از برنامه ها از آگهی تا نمایش ، به همان اندازه ای می بینید که هنگام معلوم بودن تصاویر . آیا هنوزهمانطور که منتقدان می گویند ، قسمت اعظم تلویزیون ، همان رادیوی تصویری نیست ؟

 

 

بعدی       فهرست   قبلی

 

+


Technorati Profile
  RSS 2.0