رابرت هیلیارد ، رسانه های گروهی

رادیو ومخاطبان گروهی

 

رادیو با آنچه که می تواند به صورت دیداری ارائه شود ، محدود نشده است . با ترکیب کردن جلوه های صوتی ، موسیقی ، دیالوگ و حتی سکوت ، نویسنده می تواند یک تصویر را در ذهن مخاطب ، شکل دهد و این تنها به وسیله تخیل شنونده ، محدود می شود .

رادیو به نویسنده ، آزادی کامل را در زمان و مکان می دهد . محدودیتی در حرکت و امکانات ، وجود ندارد . نویسنده می تواند اشکال نامحدودی از حرکت فیزیکی را خلق کند و در یک چشم برهم زدن با یک پل موسیقیایی از دقایق و قرن های متمادی و کهکشان های فضایی ، بگذرد . پیش از پیدایش تلویزیون ، وقتی نمایشنامه ، یکی از ارکان رادیو بود ، نویسندگان ، برای آنچه بعدها ، علمی تخیلی های پرطرفدار تلویزیون ، نظیر ، سفر ستاره ای(Star Trek) و سینما ، نظیر جنگهای ستاره ای (Star Wars) شد ، صحنه را آماده کردند . هنوز هاوارد کوچ ، نویسنده و ارسُن وِلز، کارگردان جنگ دنیاها (War Of  The Worlds) به خاطر تولید رادیویی بسیارهیجان انگیزشان ، در سراسر دنیا ، مشهور هستند .

واقعا به طور تاسف آوری ، همه ی رادیو موسیقی شده است . در دهه 1990 ، به جز قسمتهای تجاری و اتفاقی و رشد برنامه های گفتگو ، نویسندگی و کارگردانی هنری ، واقعا غیر فعال است . اما آنها نمرده اند و برای کسانی که می خواهند استعدادهای رسانه شنیداری را پیدا کنند ، فرصتهای خوبی را فراهم می کنند .

مخاطبان رادیو ، تنها آن چیزی را می شنوند که نویسنده - کارگردان می خواهند ، شنونده ، بشنود . اندام های مخاطب درتخیلش ، تصویری را ، می بیند . نویسنده رادیو می تواند این تصویر ذهنی را موثرتر از نویسنده هر رسانه دیگری ،بیافریند ، زیرا در رادیو ، تخیل بوسیله آنچه که چشم می بیند ، محدود نمی شود . درونی بودن رادیو ، نویسنده را به آفریدن مکانها ، شخصیتها و اتفاقاتی قادر می کند که بسیار سخت یا خیلی گران هستند برای آنکه به صورت تصویری ، نمایش داده شوند . نویسنده می تواند ، مخاطب را دقیقا در کنار یا درهر فاصله ی انتخابی از شخصیت یا مجری ، قرار دهد . ارتباط و فواصل اصوات تا میکروفن ، نگاه مخاطب را نسبت به شخصیت ها و نقش آنها ، مشخص می کند . برای مثال ، اگر مخاطب در حال گوش کردن به گفتگوی دو نفر باشد و نویسنده ، نفر اول را از کنار میکروفن دور کرده باشد ، مخاطب در تخیلش ، با نفر دوم باقی می ماند و نفر اول را می بیند که ، به جای دیگری می رود . البته شنونده دیگری ممکن است ، همان محرک صوتی را طور دیگری تصور کند ، زیرا پیش زمینه روانشناختی و تجربی هر شخصی ، متفاوت است . با این حال ، نویسنده خوب ، عناصر مشترک کافی را پیدا می کند تا واکنشها و عواطف مشترک را ، تحریک کند . برای مثال ، تاکنون هیچ نمایش تلویزیونی ، تشنجِ جمعی جنگ دنیاهای رادیویی را ، به وجود نیاورده است .

یک صحنه به جای آنکه از طریق دیدن ، ایجاد شود ، باید با صدا و دیالوگ شروع شود . این امر نباید به صورت ، خیلی آشکار ، انجام شود . رادیو ، اغلب از یک گوینده یا راوی ، برای به وجود آوردن حس و حال ، استفاده می کند که  بین شخصیت ها ارتباط  برقرار می کند ، درباره همکاران برنامه ، اطلاعات می دهد ، صحنه را توصیف می کند ، نمایش را خلاصه می کند ، و حتی درباره نگرشی که ممکن است مخاطب در آینده نسبت به برنامه ، همکاران و مجری داشته باشد ، نظر می دهد . گاهی در تلویزیون محتوای پیش زمینه ، می تواند به صورت کامل ، از طریق یک عمل تصویری نشان داده شود ، در حالی که در رادیو ، باید بوسیله دیالوگ ، موسیقی و صدا این کار را انجام داد .

چون نمایش ،  به جز بعضی از برنامه سازی ها در شبکه ها ی عمومی ، تقریبا به طور کامل در رادیو ، محو شده است ، ما در حال از یاد بردن ظرفیت های زیبایی شناختی رسانه ، هستیم . ما گاهی فراموش می کنیم که یکی از ارکان رادیو آگهی ها می تواند بسیار هنری باشد . شما به راحتی می توانید تفاوت بین یک آگهی که مخصوصا برای رادیو نوشته شده است و قسمت صوتی (Sound Track) یک آگهی تلویزیونی که برای پخش رادیویی از آن استفاده می شود ، را بیان کنید .

برنارد مان ، رئیس WGLD و سایر ایستگاه ها در کارولینای شمالی ، که کار خود را به عنوان دانشجوی نویسندگی رسانه های عمومی در دانشکده شروع کرد و یکی ازتجربیاتش ، خدمت به عنوان رئیس شرکت گویندگان رادیوی ملی بوده است ، اظهار می کند :

 

یکی از ناکامی های بزرگ من ، اینست که تعداد بسیار کمی از متنهایی که برای رادیو نوشته می شود از ، تخیل قوی برخوردار است . ما تقریبا ، گوش کردن به تعدادی از برنامه های قدیمی رادیو را ، به عنوان بخشی از برنامه های آموزشی نویسندگانِ آگهیِ ایستگاه های رادیویی مان ، قرار داده ایم . در آن زمان ، شنوندگان دراستفاده از قوه تخیل ، حریف می طلبیدند . چیزی عوض نشده است . رسانه هنوز همان است . فرصت برای به چالش کشیدن شنونده از جانب نویسنده هم ، هنوز وجود دارد . فقط ، خیلی زیاد از آن استفاده نشده است . البته امروزه ، رادیو تعداد کمی نمایش نامه اصیل دارد ، اما هر روزه ، هزاران متن نمایشی تقلیدی با خیال برانگیزی بسیار کم ، اجرا می شود . اغلب یک آگهی کننده ، به یک فروشنده خواهد گفت من نمی توانم از رادیو استفاده کنم ، من باید تصویر داشته باشم ، اما من فکر می کنم که رادیو ، قوی است . تصویر ، چیزی برای تصور کردن باقی نمی گذارد ، اما یک شرح ، به وسیله شنونده در جهتی که دوست دارد ، رنگ می گیرد .

 

قطعا ، رادیو هنر تصور کردن است . امروزه فن آوری هایی نظیر multi-track و ضبط دیجیتالی ، تواناییهای این رسانه شنیداری را ، افزایش داده است . نویسنده ، تنها بوسیله عمق و وسعت نظر ذهن مخاطب ، محدود می شود . یک مثال روشن از این توانایی و مثال مناسبی از متن نویس خوب ، قطعه کوتاه رادیویی اِستان فِرِبرگ است که برنده جایزه هم شده است ، گسترش دادن تخیل .

 

 

مرد    رادیو ؟ من چرا باید در رادیو تبلیغ کنم ؟ در آن چیزی برای دیدن وجود ندارد ...هیچ تصویری

پسر   گوش کن ، تو در رادیو کارهایی می توانی انجام دهی که در تلویزیون ، ممکن نیست .

مرد    چه خیال خامی .

پسر   اَه . وای . این رو ببین . (اوهوم) . خب . من شما را راهنمایی می کنم . من کوهی 700 پایی از خامه زده شده می خواهم تا در دریاچه خشک شده میشیگان ، که پر از شکلات داغ است ، وزر دهم . سپس نیروی هوایی سلطنتی کانادا ، که 10 تن گیلاسِ در شربت آلبالو کنسرو شده (maraschino cherry) را ، حمل می کند ، برای خوشحال کردن بیش از 25000 هزار نفر ، آن را روی خامه زده شده می ریزد ...کوه را پخش کن ....

صدا    سر و صدای کوه ها از صدای ریختن .

پسر   نیروی هوایی را پخش کن !

صدا    سر و صدای تعداد زیادی هواپیما .

پسر   گیلاسِ در شربت آلبالو کنسرو شده را پخش کن ....

صدا    صدای سوتِ بمبی که پایین می آید ! و روی ظرفِ خامه زده شده می افتد .

پسر   خب ، خوشحالی بیش از بیست و پنج هزار نفر...

صدا    فریاد کشیدن یک جمعیت بزرگ . صدا ، بالا و پایین می رود و قطع می شود ... شما می خواهید آن را در تلویزیون امتحان کنید ؟

مرد    خوبه...

پسر   دیدید ... رادیو ، رسانه بسیار ویزه ای است ، چون تخیل را گسترش می دهد .

مرد    مگر تلویزیون ، تخیل را گسترش نمی دهد ؟

پسر   البته ، حداکثر تا 21 اینچ .

       

مخاطب اینترنت

 

مخاطب اینترنت ، کاملا با سایر رسانه ها ، متفاوت است . از یک فردِ تنها ، در یک تبادل یک به یک ارتباطاتی ، تشکیل می شود . کاربر اینترنت نسبت به سایر رسانه ها که معمولا به صورت عمومی هستند ، تنها است . بواسطه تواناییهای تعاملی اینترنت ، هر مخاطب در فرایند ارتباط سهیم است ، و یک شنونده و بیننده منفعل نیست . به علاوه ، اینترنت ، انعطاف پذیری نظارت بر محتوایی که ارائه می شود را دارد . کاربران اینترنت ، حتی اختیار بیشتری در انتخاب کردن ، نسبت به کاربران رادیو و تلویزیون دارند . کاربر رادیو وتلویزیون شاید بتواند از میان صدها کانال ، انتخاب کند ، اما کاربر اینترنت می تواند شبکه جهانی اینترنت را مرور کند و با دقت ، از میان صدها هزار منبع ، انتخاب کند .

 

 

بعدی       فهرست   قبلی

 

+


Technorati Profile
  RSS 2.0