فریدون فروغی ، صدای دیروز ، صدای همیشه

 

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجُنبی ، پیرت می کنه

هفت سال از درگذشت فریدون فروغی گذشت و صدای او هنوز مجاز نیست ، در زمانی که در نوارفروشی های پایتخت ترانه های مبتذل تر و بی هویت تر و بی ارزش تر از ترانه های لس آنجلسی را ، با مجوز می فروشند ، در زمانی که هنوز نمایش ساز از تلویزیون ممنوع است اما همین دیشب در سریال یوسُف پیامبر چشم ما به نوازندگان زنی افتاد که برای زلیخا ، می نواختند و انگار نه انگار .

اما چه باک که صدای او مجاز نیست . صدای فریدون فروغی صدایی است که برای همیشه می ماند و تا زمانی که غم غربت و تنهایی ، غم دیدن سیاهی و لب نگشودن و ...هست ، صدای او با دل شنونده همراه می شود و بغض صدای او به گلوی ما ، چنگ می زند .

در هفتمین سال درگذشت او هنوز آخرین گفتگوی پر شمارگان او با زنده یاد روزنامه ی (ایران) در سال 1379 را به خوبی به یاد دارم ، گفتگویی که در آن از بچه های جنوب شهر گفته بود ، از سیگار زر که سیگار مورد علاقه اش بود ، از امید به مجاز شدن صدایش و انتشار آلبوم های جدید ، گفتگویی که بعد از چند سال هنوز بوی امید و زندگی آن را به خاطر دارم ، اما چه فایده که امید خواننده ی ما ، به ناامیدی بدل شد و ...

نوشته ای درباره ی ِ او از :

سید علیرضا میر علینقی :

فرهاد مهراد ، مازیار ، کورش یغمایی و فریدون فروغی می توانستند مثل خیلی های دیگر مقیم لس آنجلس شوند و به راحتی و رفاه زندگی کنند ، اما نرفتند و هرکدام به دلایل خاص ؛ که شاید مهمترین این دلایل ، حفظ اصول و تصور پرنسیب هنری ، اخلاقی برای خودشان باشد . درست یا غلط ، این انگیزه و پایمردی این افراد در مدت دو دهه که انواع محرومیت ها و تحقیرها آنان را آزار می داد ، قابل ستایش است . خوشبختانه در دهه ی گذشته ، تا حدودی از این خوانندگان ِ گریخته از ابنذال ، دلجویی شد . فرهاد و مازیار هر کدام چند نوار کاست منتشر کردند و کورش یغمایی که همین پرنسیب را ، حتی در سطحی حرفه ای تر داشت ، آثار بدیع و پرفروشی را عرضه کرد . اما در این بین ، فریدون فروغی ، تنها و بی یاور ماند و هرگز به او اجازه خواندن داده نشد جز در هتل دورافتاده ای در کیش .

صدای بم ِ مردانه ای که در روزگاری نه چندان دور ، تمام تلخی و تباهی محیط زندگیش را بیان می کرد به دلایلی که هیچگاه گفته نشد ، ممنوع اعلام شد . البته برای صحنه های کنسرت و نوار کاست ! در حالی که 20 سال انزوا و درد کشیدن ، از فروغی شخصیتی جدید ساخته بود که می توانست دوره ی تازه ای را در خواندنش آغاز کند و تا زمانی که نشان از تلخی و سیاهی در زندگی ما باشد ، صدای او بی شنونده نخواهد ماند .فریدون از گمنامی یا فقر و تصادف نمرد ، از بیدادی که بر او رفته بود ، تلف شد و در خودش پرپر زد تا سرانجام رفت .

...و اما به یاد می آوریم که عنوان خواننده : زنده یاد فریدون فروغی ، جلوی پلاکارد و آفیش فیلم دختری به نام تندر روی سر در سینما آفریقا در خیابان ولیعصر دیده می شد ، ظاهرا این آخرین یادگار حضور ناپیدای او در میان مردمی بود که هنوز به یادش داشتند . یکی دو روز بعد از اکران ، دیگر آن عنوان پارچه نویسی شده ی او ، وجود نداشت . غیر قابل تصور است که چنین عملی به خواست مردم و یا صاحبان سینما صورت گرفته باشد . معلوم می شد که آن دست مرموز و ناپیدا ، آن ستم محترم و نامرئی ، گریبان فریدون فروغی را بعد از مرگ هم رها نکرده است . در تمام این 20 سال کسی ندانست که چرا پخش صدا و نام او ممنوع است و اگر ممنوع است ، چرا در هتل کیش و فیلم دختری به نام تندر ، آری  ولی در نوار کاست ، نه ؟...

چرا فریدون فروغی محکوم شده بود تا مصداق عینی ترانه ای باشد که در سال 1353 شهرت و محبوبیت را برای او به ارمغان آورد :

توی این پنجره ها دل می گیره

غم و غصه ی ِ دل ُ تو می دونی

وقتی از بخت خودم حرف می زنم

چشام اشک بارون می شه تو می دونی

عمری یِ ، غم تو دلم زندونی ی ِ

دل من زندون داره تو می دونی

فریدون فروغی ، خواننده ی محبوب موسیقی پاپ معترض در اوایل دهه ی 1350 ، بنا به وصیت خودش ، در روستای قُرقُرک از توابع اشتهارد کرج به خاک سپرده شد . او که تمام عمر غربت کشیده بود ترجیح داد مزارش دور از دسترس جمعیتی باشد که آوار این غربت را بر پیکر او انداخته بودند .                ماهنامه ی موسیقایی مقام شماره یِ سوم بهمن و اسفند 1381 

زندگینامه یِ فریدون فروغی در یک نگاه :

9 بهمن 1329 -   تولد در محله ی ِ سلسبیل تهران

1335 -   ورود به سال اول دبستان

1341 - تحصیل در دبیرستان فخر رازی ( خیابان رامسر فعلی )

1343  ادامه یِ تحصیل در دبیرستان تخت جمشید ( خیابان حجاب فعلی )

1346   خواندن در کافه موزیک های تهران

1347 اخذ مدرک دیپلم طبیعی

1348 سفر به شیراز و اجرای برنامه در کازبا

1350 اجرای ترانه یِ پروانه ی ِ من و آدمک برای فیلم آدمک ساخته یِ خسرو هریتاش

1351 ازدواج ، دعوت به برنامه ی ِ شش و  هشت ، اجرای ترانه های زندون دل و غم تنهایی ، آغاز کار در کاکوله ، اجرای ترانه ی ِ فتنه یِ چکمه پوش برای فیلم فتنه ی ِ چکمه پوش ساخته ی ِ همایون بهادران

1352 اجرای ترانه ی ِ نیاز برای فیلم زن ِ باکره ساخته ی ِ زکریا هاشمی و ترانه ی ِ تنگنا برای فیلم تنگنای ِ امیر نادری

1353 جدایی از همسر اول ، دعوت به برنامه ی ِ رنگارنگ تلویزیون

1354 اجرای ترانه های ِ همیشه غایب ، قوزک پا ، سال ِ قحطی و خاک ، در همین سال به خاطر خواندن ترانه ی ِ سال ِ قحطی ، دو سال ممنوع الصدا می شود .

1356 اجرای ترانه های ِ حباب اشک و مرد غریب ، مرگ پدر ، انتشار کاست سال قحطی

1357 اجرای ترانه هایِ  روسپی و بت شکن ، انتشار کاست بت شکن

1358 اجرای ترانه های ِ قریه ی ِ من ، حُقه ، دو تا چشم سیا داری ، طلوع خونین ، مادر ، شیاد ، اجرای کنسرت با نام فریدون فروغی با آغازی نو

1359 اجرای ِ ترانه یِ یار دبستانی من برای فیلم از فریاد تا ترور ساخته ی ِ منصور تهرانی

1360 اجرای ترانه ی ِ  کوچه ی ِ شهر دلم ، انتشار کاست سُل

1361 ساخت و تنظیم آهنگ سه قسمتی چرا نه ؟

1365 سفر به دُبی

1373 ازدواج دوباره

1375 جدایی از همسر دوم

1377- اجرای کنسرت در تالار حافظیه ی ِ کیش

1378 اجرای کنسرت در هتل آنای ِ کیش

1379 اجرای ترانه ی ِ دُچار برای فیلم دختری به نام تندر ساخته ی ِ محمد رضا آشتیانی

1380 جمعه 13 مهرماه ، خواننده ی ِ دوست داشتنی ما ، در حالی که هنوز صدایش مجوز نداشت ، برای همیشه از میان ما رفت .

ترانه شناخت ترانه های ِ پیش از سال 1357 فریدون فروغی

سال اجرا ، ترانه سرا ، آهنگساز ، ابتدای ترانه

50 ، آدمک ، لعبت والا ، تورج شعبان خوانی ، چون سایه های بی امان ، بازیچه یِ دست زمان

50 ، پروانه ی ِ من ، لعبت والا ، تورج شعبان خوانی ، خواهم تو شوی محبوب دلم ، چون نرگس مست ، دیوانه یِ من

51 ، زندون دل ، ویلیام خنو ، ویلیام خنو ، پشت این پنجره ها دل می گیره ، غم و قصه ی دل ُ تو می دونی

51 ، فتنه ی ِ چکمه پوش ، مسعود هوشمند ، حسین واثقی ، روزم از شب روسیاتر ، شبم از شهر بی صداتر

52 ، شهیار قنبری ، اسفنیار منفرد زاده ، تن تو ظهر تابستون ُ به یادم میاره ، رنگ چشمای تو بارون ُ به یادم میاره

52 ، تنگنا ، فرهاد شیبانی ، اسفندیار منفردزاده ، دلم از خیلی روزا با کسی نیست ، تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست

53 ، گرفتار ، فرهنگ قاسمی ، محمد شمس ، وقتی که دستای باد ، قفس مرغ گرفتار ُ شکست ، شوق پرواز ُ نداشت

53 ، هوای تازه ، فریدون فروغی ، فریدون فروغی ، سقف خونَم ، طلای ناب ، زیر پاهام ، حصیر سرد

53 ، قاصدک ، ناشناس ، بابک افشار ، مرگ آن لاله ی ِ سرخ ، کفن خنده به رویِ لب بود

53 ، یاران ، ایرج جنتی عطایی ، فریدون فروغی ، سایه ِ یِ حادثه که یِ عمر با منه ، تویِ شهر آهنی ، داره خردم می کنه

54 ، ماهی خسته ی ِ من ، ویلیام خنو ، ویلیام خنو ، چشای آبی تو مِثِ یِ دریا می مونه ، دل خسته ی ِ منم مِثِ یِ ماهی می مونه

 54 ، همیشه غایب ، شهیار قنبری ، ویلیام خنو ، یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم

54 ، قوزک پا ، مسعود امینی ، فریدون فروغی ، دیگه این قوزک پام ، یاری ِ رفتن نداره

54 ، سال قحطی ، مسعود امینی ، فریدون فروغی ، گر بر فلک دست بُدی چون یزدان ، برداشتمی من این فلک را زِ میان

54 ، خاک ، مسعود امینی ، فریدون فروغی ، تن ِتو نازک و نرم ِ مِثِ برگ ، تن ِ من ، جون می ده پرپر بزنه زیر ِ تگرگ

56 ، مرد غریب ، ناشناس ، فریدون خوشنود ، باز یکی با غصه هاش داره آواز می خونه

56 ، حباب اشک ، فرهاد شیبانی ، فریدون فروغی ، اگه تو پیشم نیای ، دنیا رُ غمگین می بینم

57 ، روسپی ، فرهنگ قاسمی ، رضا جهان شمس ، ای پناه هوس مردای شب ، همیشه گریه به دل ، خنده به لب

و

59 ، یار دبستانی من به آهنگسازی منصور تهرانی ، یار دبستانی من ، با من و همراه منی

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0