ویگن ، هنرمند ِ همیشه

گوش کنید به ترانۀ صدای گریه ( بغض ) با شعری از اردلان سرفراز و موسیقی آندرانیک ، خوانده شده در سال 1363 ، با صدای جادویی ویگن از اینـجا

گوش کنید به همخونه با ترانه ی اردلان سرفراز و صدای ویگن و هایده از اینـــجا .

امروز ، 4 آبانماه ، پنجمین سالروز درگذشت ویگن دِردِریان (۲ آذر ۱۳۰۷ - ۴ آبان ۱۳۸۲)است . خواننده و بازیگر نامدار ارمنی تبار ِ ایران . او یکی از اولین خواننده های موسیقی پاپ ایران بود ، و آنقدر نوآور و پر طرفدار و محترم بود که بعد از سال 57 هم در روزنامه ها و مجلات و حتی رادیو هم ، هر وقت در باره ی ِ پیشینه ی موسیقی پاپ حرفی به میان می آمد ، از او یاد می شد . حتی وقتی درگذشت ، روزنامه یِ همشهری ، خبر درگذشت او را منتشر کرد- اینجا- و بعد ها هم در همان روزنامه ، یادداشتی دیدم درباره ی ِ او و ترانه ی ِ بارون بارون ِ ، زمینا تر می شه .

با اینکه کوچکتر از آنی هستم که بخواهم با صدای او خاطره ای ویژه داشته باشم اما هنوز گفتگوی او با یکی از رادیوهای بیگانه را در سالهای آغازین دهه هفتاد ، به خوبی به یاد دارم ، زمانی که هنوز آنچنان پای گیرنده های ماهواره ایبه ایران باز نشده بود و تنها وسیله ی ِ شنیدن زنده ی ِصداهای محبوب پدران و مادرانمان ، رادیو بود ، ویگن در آن گفتگو ، به جوانان اندرز می داد که بجای مصرف الکل و مخدر ، همیشه دنبال ورزش کردن باشند تا هم ، تن سالمی داشته باشند و هم ، روان سالمی . بعدها که او را در ویدیوها دیدم تا سالهای آخر حیاتش ، علاوه بر صدای دلنشینش ، آنچه باعث می شد او را دوست داشته باشم دیدن مردی سالمند بود که نشانی از سالمندی نداشت و مانند جوانی شاداب ، دیدنش شادی بخش بود و امیدوار کننده به زندگی . معلوم بود او بر خلاف بسیاری ، تنها اندرز نمی داد بلکه خودش ورزشکار بود و جدا از آن انسان سالمی .

فریدون فرخزاد ، درباره ی ِ وظیفه ی ِ یک خواننده چنین می گوید :وظیفه ی ِ یک خواننده چیه ؟ با آوازهاش ، نه تنها به مردم شوق و امید ِ زنده بودن بده ، بلکه امید ِ به فردا رُ هم به اونها تفهیم کُنه و به اونها حالی بکنه که فردایی هم هست و این فردا رُ باید بهتر ساخت ، نه برای خودمون ، نه حتما برای خودمون ، برای بچه هامون ، برای بچه های ِ بچه هامون . و به نظرم ویگن بهترین نمونه ی ِ خواننده ای است که خواندنش امیدوار کننده است ، زندگی بخش است ، شادی فزاست .

در ادامه خاطراتی درباره ی ِ شخصیت و هنر ویگن را از زبان استاد میلاد کیایی ، سنتور نواز برجسته کسی که به استاد بابک بیات ، نُت را آموخت بخوانید :

دربارۀ استاد میلاد کیایی نگاه کنید به میلاد کیایی؛ نیم قرن سنتورنوازی

ویگن دردریان هنرمند بزرگ ایرانی ارمنی تبار

یکی از چهره های مهم موسیقی پاپ ، ویگن بود . ویگن را برای اولین بار ، در سال 1338 دیدم ، در یکی از با شگاه هایی که کنسرت می داد ، ولوله ای به پا شده بود ، چون واقعا در اوج شهرت و محبوبیت خوانندگیش بود ، عاشقان و طرفداران بسیار زیادی داشت ، ... ، این آدم خیلی دوست داشتنی بود . هیچ وقت غرور ، وجود این مرد را فرا نگرفته بود ، ( غرور مترادف است با سقوط ) . یکی دیگر از ویژگیهای ویگن ، این بود که هیچ وقت پولی که از رادیو ، تلویزیون می گرفت یا از کنسرتهایش به دست می آورد ، منزل خودش نبرد و خرج رفقایش می کرد یا مثلا در جایی که می خواند ، سر میزی که یک عده از دوستانش بودند ، پول آن میز را حساب می کرد ، حتی شاید آن پولی که باید می پرداخت ، خیلی بیشتر از حقی بود که آنجا دریافت می کرد ، ضمنا او بدون تظاهر ، به نیازمندان کمک می کرد . این چیزهایی بود که به دفعات دیدم نه آنکه شنیده باشم ، بسیار لوطی مسلک ، دوست داشتنی ، اینهاست که می ماند و ارزشمند است . به همین دلیل ویگن ، تا آخرین لحظه ی ِ حیاتش آدم ثروتمندی نبود ، در حالیکه در اوج شهرتش ، درآمد بسیار هنگفتی داشت . خیلی انسان فروتن و افتاده ای بود ، تیپ و هیکل قشنگی هم داشت و به همه احترام می گذاشت ، یعنی وقتی ، فی المثل می خواست برود کنسرت بدهد ، به آن نگهبان دم در ، به محض رویت ، سلام می کرد ، دست می داد ، احترام می گذاشت ، به کارگرهای یک میهمانی یا ضیافت ، یا جایی که می رفت ، کاباره یا کنسرت ، فرقی نمی کرد ، به همه احترام می گذاشت ، احترامی که به مدیر موسسه می گذاشت ، به عوامل اجرایی و کارگرها هم همان احترام را می گذاشت .

دیدارهای بسیار زیادی با او داشتم و آخرین دیداری که داشتم ، دسامبر سال 1994 در آمریکا بود که خوشبختانه ، همانجور خوب مانده بود ، موهایش همه یکدست سفید نقره ای و خوش تیپ تر از گذشته شده بود ، کاباره تهران ِ لس آنجلس ، در واقع تنها جایی بود که ایرانی ها می توانستند بروند و همدیگر را ببینند و یک موسیقی ایرانی بشنوند . ویگن در آنجا می خواند ، با همان حالت ، همان احساس و برخورد قشنگ و زیبا . او در چند میهمانی خصوصی که ما را دعوت نموده بودند ، لطف کرد و آمد ، حتی یک قطعه هم با سنتور من خواند .

آهنگ مهتاب ، یکی از معروفترین ترانه ها ( در گام دو مینور ) اولین کارش بود و با آن مشهور شد . این مرد فن بیان می دانست ، تلفیق شعر و آهنگ را بخوبی می دانست و به گونه ای روان ارائه می داد . با وجود اینکه ارمنی بود ، ولی هنگام خواندن ، لهجه نداشت ، صدایش را همه می پسندیدند ، نه اینکه فقط نسل جوان یا نوجوان ، بلکه همه پسند بود و چون شخصیتی مهربان و دوست داشتنی داشت ، بیشتر از همدوره هایش توانست در دلها بنشیند .

ویگن ، گیتار هم می زد . این مهم است که خواننده ، موسیقی را بشناسد ، جای صدای خودش را بداند که در چه گامی است ، او به آهنگساز و نوازنده ها می گفت که مثلا ، محدوده ی ِ صدای من از این نت تا این نت است . وسعت صدای ویگن ، 4 دانگ بود . کلام را خیلی مفهوم ادا می کرد ، تلفیق شعر و آهنگش ، بسیار خوب بود ، بعد ، رعایت نُوانس ها ، جایی که باید صدا را بالا برد یا پایین ، اصطلاحا می گویند ، فورته ، پیانو ، همه اینها را بخاطر حس قوی ای که داشت ، خوب اجرا می کرد و در این سبک ، نوآور و بدعت گذار بود . صدها خواننده ی ِ موزیک پاپ آمدند ، ولی می بینیم که نام و صدای ویگن ، جایگاه خودش را برای همیشه محفوظ نگهداشته است . روانش شاد و یاد و خاطره اش ، همواره گرامی باد .

منبع : کتاب راز ِ آشکارا ، خاطرات هنری میلاد کیایی در گفتگو با سید علیرضا میر علینقی

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0