خسرو شاهانی ؛ از بزرگترین نویسندگان طنز ِ انتقادی ایران

دوش دیدم من به خواب ِ نیمه شب ، بسیار دزد

پشت ِ درب ِ خانه دزد و بر سر ِ دیوار ، دزد

هر طرف کردم نگه ، دیدم سبیل اندر سبیل

در اتاق و هال ، دزد و گوشه ی ِ تالار ، دزد

دور ِ حوض ِ خانه ، دزد و داخل گلخانه ، دزد

توی مطبخ ، پر زِ دزد و داخل ِ انبار ، دزد

نصف ِ شب آسیمه سر ، از خانه بیرون آمدم

توی کوچه ، دزد دیدم تا سر ِ بازار ، دزد

جانب ِ صحرا دویدم ، هر کجا کردم نظر

پشت ِ تپه دزد دیدم ، بر سر کُهسار ، دزد

گله ای از میش و بز دیدم به صحرا می چرید

سبزه ، دزد و گله دزد و شیشک و پرواز ، دزد

موقع پِشکل فکندن میش و خوردن ، بره دزد

اُشتر گردن شکسته موقع نُشخوار ، دزد

سر درون ِ باغ کردم ، جملگی یاران بدیدم

گرد هم گرد آمده ، از مست و از هُشیار ، دزد

نوبهاران بود و باغی دلگشا ، اما چه سود ؟

باغ دزد و زاغ دزد و مرغ ِ در گفتار ، دزد

جانب ِ میخانه رفتم ، پیر را دیدم به خواب

ساقی و میخانه ، دزد و پیر ، در کردار ، دزد

رفتم از بهر مداوا ، جانبِ دارالشفا

تخت ، دزد و رخت دزد و دکتر و بیمار ، دزد

بر در ِ دکان نجاری گذشتم از قضا

چوب ، دزد و تخته دزد و اره دزد و الوار ، دزد

داخل بازار گشتم ، دیدم از خرد و کلان

تاجر و دلال ، دزد و مُفلس و بیکار ، دزد

خواستم گیرم زِ عطاری ، کمی فلفل نمک

سنگ ، دزد و کفه دزد و طبله یِ عطار ، دزد

خرقه پوشی یا علی می گفت با صوت جَلی

صوت ، دزد و جُبه دزد و خرقه و دستار ، دزد

روزه دار مومنی دیدم به افطاری نشست

جُرعه دزد و لقمه دزد و سفره یِ افطار ، دزد

عاشقی با عشق پاک آسمانی می رود

عاشق و معشوق ، دزد و دلبر و دلدار ، دزد

با لباس خاص دیدم عده ای قانونگذار

قاف ، دزد و نون دزد و چوب ِ قانون دار ، دزد

گربه ای در خانه دارم همچو شیر از بهر موش

گربه یِ بی پیر ، دزد و موش ِ لاکردار ، دزد

الغرض در خواب دیدم ، دزدبازاری عجیب

هر چه دیدم مرگ تو از خواب و از بیدار ، دزد

پاک دزد و شسته دزد و شسته و ناشسته ، دزد

شحنه و داروغه ، دزد و سارق و اشرار ، دزد

هر چه گویم ، راست گویم سر به سر حتی رفیق

"خسرو" شیرین سخن در گفتن اشعار دزد

شعری که خواندید ، "دزدبازار" یا "رویای صادقانه" نام دارد و سروده ی ِ زنده یاد خسرو شاهانی است در زمستان 1335 شمسی ، که نخستین بار در روزنامه ی ِ خراسان به چاپ رسیده است .

زنده یاد خسرو شاهانی ، یکی از بزرگترین نویسندگان طنز ِ انتقادی تاریخ مطبوعات ایران است که نزدیک به پنجاه سال به طنز نویسی ، پرداخته است و با نوک تیز قلم ، به زشتی ها تاخته است تا شاید اندکی از زشتی ها را کم کند . در بزرگی خسرو شاهانی همین بس که او نزدیک به 17 سال در مجله یِ خواندنیها ، طنز نوشت و خواندنیها از پرشمارگان ترین مجله های پیش از سال 57 بود ، به خاطر نوشته های زنده یاد ذبیح الله منصوری و طنزهای خسرو شاهانی . این نوشتار به دلیل سالگرد زادروز خسرو شاهانی 10 دیماه نوشته شده است .

نگاهی کوتاه به زندگینامه و کارنامه یِ خسرو شاهانی ( با نگاه به زندگینامه یِ خودنوشت او ، نوشته شده در تابستان 1373 ) :

نام : خسرو . نام خانوادگی : شاهانی شرق . قد : 162 سانتیمتر . وزن : 62 کیلو گرم با استخوان . متاهل ، دارای سبیل .

در 10 دی 1308 شمسی ، مطابق با اول ژانویه 1929 میلادی ، در نیشابور به دنیا آمدم . ( اینکه می بینید ، مردم مختلف جهان و کشورهای اروپایی و دنیای مسیحیت ، شب اول ژانویه را جشن می گیرند ، قسمت اعظمش بخاطر تولد من است . )

- آغاز به کار رسمی مطبوعاتی از اول 1334 در روزنامه یِ خراسان مشهد و 3 سال همکاری با این روزنامه ، علاوه بر نوشتن داستان کوتاه طنزآمیز ، نوشتن دو ستون با نام ( شوخی و خنده ) به نظم و  نثر .

- 1337 . آمدن از مشهد به تهران و همکاری با روزنامه ی ِ جهان و نوشتن 3 تا 4 ستون مطلب طنزآمیز و انتقادی با نام ( از هر دری سخنی ) .

- از سال 37 تا 38 ، همراه با کار در روزنامه یِ جهان ، خبرنگار پارلمانی روزنامه ی ِ ( پُست تهران ) .

- 1338 . نوشتن برنامه یِ ( گفتنی ها ) برای رادیو .

-در سال 38 ، قطع همکاری با روزنامه یِ ( پست تهران ) و آغاز همکاری با روزنامه ی ِ کیهان به عنوان خبرنگار ، که تا سال 58 ادامه می یابد . بین سالهای 42 تا 45 ، نوشتن هفتگی ِ صفحه ای طنز به شکل داستان و مقاله برای کیهان ، با نامهای ( جنجال برای هیچ ) و ( بین دو سنگ آسیا ) و ( مسافرت بدون گذرنامه ) .

- از اول مهرماه 1341 ، به دعوت علی اصغر امیرانی ، آغاز همکاری با مجله ی ِ خواندنیها که هفته ای دو شماره ( شنبه ) و ( سه شنبه ) چاپ می شد و نوشتن 3-4 صفحه طنز با نام ( در کارگاه نمدمالی ) که تا خردادماه 58 ، ادامه می یابد .    

- پس از 1357 ، آثار طنزآمیز او علاوه بر آتیه ، در نشریات گل آقا و در مجله ی ِ جدول کنکاش زیر عنوان ( گل گشت ) نیز به چاپ رسیده است .

- از سال 1346 چاپ آثار وی در ارمنستان و دیگر جمهوری های شوروی سابق و مسکو توسط جهانگیر درّی استاد کرسی ادبیات فارسی دانشگاه مسکو در تیراژهای پنجاه هزار ، صدهزار و چهارصدهزار در مجلات ستاره سرخ ، جوانان شوروی و آسیا و آفریقای امروز به چاپ رسیده است . همچنین اکثر مجلات کشورهای اروپای شرقی آثار او را منتشر کرده‌اند .

- خسرو شاهانی ، در اردیبهشت 1381 ، درگذشت .

نوشته ای درباره ی ِ خسرو شاهانی ، نوشته دکتر جهانگیر دری ، مترجم طنزهای شاهانی به روسی :

شکوفایی طنز و هجو گزنده و نیشدار ادبیات ایران که در سالهای 1960 میلادی ، رخ می نماید ، پدیده ایست که در عین مهم بودن ، قانونمند نیز می باشد . رسیدن تناقضات به منتها درجه ی ِ خود ، بین آهنگ نسبتا سریع رشد اقتصادی و فرهنگ اجتماعی سیاسی منسوخ جامعه ی ِ ایران ، رشد نابرابری اجتماعی ، فساد و رشوه خواری بوروکراسی رژیم و خودسری اولیای امور ، بارها کشور را به آستانه یِ ورشکستگی سیاسی کشانید . طبعا ادبیات نمی توانست از کنار این پدیده ی ِ مهم اجتماعی ، بی تفاوت بگذرد . از میان نویسندگان ایرانی با جهت گیری دموکراتیک که در میانه ی ِ سالهای 1950 میلادی ، ظاهر می شوند ، خسرو شاهانی دارای جایگاه ویژه ای است .

او به شکلی موثر و شدید در برابر مسایل روز ، واکنش نشان داده و با صداقت فوق العاده ای ، دست به بازسازی محیطی می زند که پرسوناژهایش در آن ، زندگی و عمل می کنند ، او جنبه های روانشناسانه یِ رفتار آنها را برملا می کند . طنین هجوآمیز آثار وی با لحن ِ خوددار ، اما با تفسیرهای تلخ و نیشدار نویسنده ، تشدید می شود .

برای دیدن نمونه ای از داستانهای خسرو شاهانی ، نگاه کنید به اینجا .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0