سال هوای آلوده

ماهنامه ی ِ خورجین شماره ی ِ 62 بهمن ماه 1369

مدتی است که گناه همه ی ِ افزایش های بیجا  و کاهش های ناروا را به گردن آلودگی هوا می گذارند ، همه ی ِ گرفتاری ها نتیجه ی ِ آلودگی هواست ؛ همه ی ِ امراض و همچنین ... همه یِ اغراض !      

با پزشکی مجرب و فعال / "گفتم از خستگی ندارم حال

نه کبد کار می کند نه طحال / شد لبانم لبالب از تبخال

روح رنجور و جسم فرسوده است" / گفت : "این از هوای آلوده است"

چونکه دکتر به حلق می نگریست / گفت : "باید به حال تو گریست !"

گفتم : "اینجا چگونه باید زیست ؟ / حلق اگر لوله ی ِ بخاری نیست ،

پس چرا حلق من پر از دوده است ؟" / گفت : "این از هوای آلوده است"

با زنم گفتم : "آخر ای زن ، / هی چرا چرک می شود تن من ؟

زچه آلوده گشته دامن من ؟ / زچه هر صبح ، پشت گردن من

چرک تا شب به روی هم توده است ؟" / گفت : "این از هوای آلوده است"

گفتم : "این قدر ، من چرا ، ای دوست ، / خارش احساس می کنم در پوست ؟

چهره ی ِ من کبود همچو هلوست / خشک ، مانند کاه ، بیخ ِ گلوست

نه دلم خوش ، نه جانم آسوده است" / گفت : "این از هوای آلوده است"

پرسشی کردم از غضنفر خان / گفتم : "از جنگ چون نمانده نشان ،

اگر اجناس می شود ارزان / پس برای چه هفتصد تومان

نرخ ِ یک ماهی نمک سوده است ؟" / گفت : "این از هوای آلوده است"

گفتمش : "چون ژیان نداشت جواز / هر چه اظهار عجز کرد و نیاز ،

پاسبان ، ره نکرد بهرش باز / لیک آن بنز هم که نیست مجاز

روزها در میان محدوده است" / گفت : "این از هوای آلوده است"

گفتم : "آنکس که ثروتی دارد ، / گر به گردن جنایتی دارد ،

از عقوبت چه وحشتی دارد ؟ / جرم کوچک عقوبتی دارد ،

لیک ، جرم بزرگ بخشوده است" / گفت : "این از هوای آلوده است"

...

گفتمش : "زین میان چرا باری / برندارد ز دوش ما یاری ؟

برنیاید ز دست کَس کاری ؟ / هر بنایی که ساخت معماری

سخت سست آن بنا ز شالوده است" / گفت : "این از هوای آلوده است"

گفتمش : "دِه بدین سوال جواب / که چرا خانه ای چو گشته خراب ،

نوکر افتاده سخت در تب و تاب / لیک ، برعکس ، خاطر ِ ارباب

 پاک فارغ زتاب و تب بوده است ؟" / گفت : "این از هوای آلوده است"

گفتم : "آنان که پارسا خویند ، / از خدا خیر خلق می جویند ،

لیک جمعی دگر تُرُشرویند / به چه علت مدام می گویند

انتظار و امید بیهوده است ؟" / گفت : "این از هوای آلوده است"

گفتم : "آن قاطری که بود چموش / از چه آرام مانده است و خموش

به چه قصدی است ، گربه یاور موش ؟ / وین میان از چه رو پیاز فروش

هی به نرخ پیاز افزوده است ؟ / گفت : "این از هوای آلوده است"

...

گفتم : "ای رهگشای ما امروز ، / وی بهین آشنای ما امروز ،

بازگوی از برای ما امروز / کز چه رو کارهای ما امروز

پیچ در پیچ همچنان روده است ؟ / گفت : "این از هوای آلوده است"

گفتم : "ای مرد رازدان خبیر / مرحمت کن ، به پنجه ی ِ تدبیر

پرده زین راز بهر ما برگیر / زچه رو ، ماست در جوار پنیر

بستنی در کنار پالوده است ؟ / گفت : "این از هوای آلوده است"

زنده یاد ابوالقاسم حالت - ماهنامه ی ِ خورجین شماره ی ِ 62 بهمن ماه 1369

پس نوشت :

1- کلاغ ها هم از دست آلودگی هوای تهران ، فرار کردند ، نگاه کنید به اینجا .

2- چه باید گفت ؟--- اینجا

3- دیروز می گفت خفه شوید ، خفه می شدیم از ترس !

امروز ما ، به حال ِخودرهاشدگانیم ، خفه می شویم با احترام !

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0