پرویز یاحقی ؛ آنکه با آرشه رعشه به دل می انداخت

7-8 سال پیش وقتی برای اولین بار به آلبوم سُلوهای یاحقی گوش کردم ، حس خیلی عجیبی داشتم ، ناگهان دلم لرزید و به حالتی دچار شدم که توضیح دقیقی ندارد ، اما می توانم بگویم که پرویز یاحقی به جادوگری شبیه بود که با ویلن خود من را جادو کرده بود . پیش از آن هم در بسیاری از آلبوم ها صدای جادویی ویلن او را شنیده بودم اما یا نمی دانستم که او نوازنده است و یا شاید چون صدای ویلن او همراه بود با صدای خواننده و سازهای دیگر ، مانند آن روز یکه نخورده بودم . تازه در آن روز به هنر نابغه ای پی بردم که همه ی آنانی که گلها و ... را در همان زمان شنیده بودند ، از او و سازش می گفتند . با اینکه در موسیقی سر رشته ای ندارم اما به نظرم آنچه هنر او را دلنشین می کرد نوازندگی آزادانه اوست  ، یک نوع میل به رهایی و بداهه نوازی همیشگی همراه با غافلگیری هایی در نوازندگی که همیشه از شنونده جلوتر است . حسی که من از شنیدن تکنوازی های او دارم نوعی به آرامش رسیدن خوشایند پس از غمگین شدن است .

امروز دومین سالروز درگذشت نابغه ای است بی تکرار . در موسیقی پویای پیش از 1357 دونفرها و چند نفرهای موفق زیادی بودند که با همکاری و همدلی هم چه در موسیقی پاپ و چه در موسیقی سنتی ، ترانه ها و تصنیفهای جاودانی را ساختند . از میان این دونفرها ، "پرویز یاحقی بیژن ترقی" و "بابک بیات ایرج جنتی عطایی" را بسیار دوست دارم و چه تلخ که در هر  دو زوج ، نغمه سازها رفته اند و شاعرها بجا مانده اند .

خاطره ی ِ چگونه آشناشدن استاد بیژن ترقی با استاد پرویز یاحقی را با بیان خود استاد بخوانید :

خانه ی ِ ما در آن زمان در یکی از کوچه های خلوت و کم رفت و آمد شمیران بود . این خانه روبروی دو ساختمان کوچک متعلق به بزرگانی نظیر نیما یوشیج و جلال آل احمد بود ، که گاه آنها را در مسیر راه زیارت می کردم . ... اکثرا در طبقه ی ِ بالای خانه که بدون فرش و خال از اثاثیه بود و صدا در آنجا انعکاس می یافت ، مشغول تمرین و نواختن ویولون بودم . ... گاهی همچنان که از طبقه ی ِ دوم به بیرون نگاه می کردم و ساز می زدم ، می دیدم جوانی از دوردست ها می آید و به منزل ما که می رسد ، چند لحظه ای می ایستد و به این بیات ترک شکسته بسته ای که من می نواختم گوش می دهد . شاید که با خود نیز می گفته : "این ره که تو می روی به ترکستان است" ...

زمانی نه چندان دور سپری شد ، شبی در مجلس عروسی یکی از دوستان در باغ بزرگی واقع در اوین مراسمی برپا بود ، ... بعد از مراسم عقدکنان که با همه مدعوین در وسط باغ نشسته بودیم ، ناگهان صدای ویولونی مسحورکننده و پرعظمت در فضای باغ پیچید که نفس ها را در سینه حبس کرد . سکوتی احترام برانگیز همه ی ِ مدعوین و مهمانان را متوجه نوازنده کرده بود ، من آهسته از مرحوم حسین صبا نوازنده ی ِ سنتور که در جمع مهمانان بود پرسیدم ، این نوازنده ی ِ ویولون کیست ؟ گفت : ببینید ، این پسر جوان با این سن کم ، چه غوغایی می کند . او از خانواده یِ یاحقی هاست و اسمش پرویز است . ...

سالی گذشت ، روزی از مقابل سینمایی رد می شدم ، جوانی ناشناس با مهربانی و نگاه های آشنا نزدیک آمد ، سلام کرد و گفت : ببخشید من در انتظار خواهرم هستم که وقت دیر شده و دیگر نمی آید ، یک بلیط اضافه دارم اگر شما مایل هستید به اتفاق هم به دیدن این فیلم برویم ...

از سینما خارج شدیم ، موقعی که با تشکر از او خداحافظی می کردم ، پرسید منزل شما کجاست ؟ گفتم : شمیران ، با خوشحالی گفت : منزل من هم در شمیران است ، به اتفاق هم سوار ماشین های شمیران شدیم و در طول راه راجع به فیلمی که دیده بودیم بحث می کردیم .

اول کوچه ی ِ فردوسی که قصد پیاده شدن داشتم ، دیدم دوستم نیز همراه من پیاده شد گفت : منزل ما هم در همین حوالی است . با هم راه افتادیم ، صحبت کنان آمدیم تا نزدیک منزل ما . دوستم گفت : منزل شما اینجاست ؟ شمایید که ویولون می زنید ؟ گفتم : بله ، ناگهان با یادآوری جوان رهگذر به چهره ی ِ مهربان و پرفروغ او دقیق تر شدم ، گفتم : اسم شما ؟ گفت : من ، پرویز یاحقی هستم ، دست و پایم را گم کردم ، با کمال احترام او را دعوت به منزل کردم ، گفت : باید بروم ولی حتما به دیدار شما می آیم . شماره تلفن مرا یادداشت کرد و مرا مبهوت و حیران بر جای نهاده ، در حالیکه دست تکان می داد ، از من دور شد . در آن لحظات فراموش نشدنی نمی دانستم که این دیدار غیر منتظره مسیر زندگی مرا تغییر خواهد داد ، از آن به بعد روزی و شبی نبود که در کنار یکدیگر نباشیم ، گویی دست سرنوشت ما را بهم نزدیک کرده بود ، تا آن همه ترانه های به یادماندنی و پرخاطره از ما به یادگار بماند .

منبع : کتاب خاطرات استاد بیژن ترقی

و

درباره ی ِ پرویز یاحقی و نوع نوازندگی او و تفاوتهایش با ویلن نوازانی  مانند حبیب الله بدیعی ، مهدی خالدی و همایون خرم و ... بخوانید --- اینجا .

و چند نمونه از آلبوم های تکنوازی استاد پرویز یاحقی که در بازار موسیقی ایران می توان یافت :

 1- طوبی 1و 2 .

2- طره 1 و 2 .

3- کیمیا .

4- مهر و مهتاب .

5- راز و نیاز .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0