استاد بیژن ترقی شاعر خاطره ها

داریوش رفیعی ، بنان ، کورُس سرهنگ زاده ، گلپا ، شجریان ، دلکش ، پوران ، مرضیه ، حمیرا ، هایده ، مهستی ، الهه و ... علیرضا افتخاری ، سالار عقیلی و ... .

اینها خوانندگانی هستند که از آنها دست ِ کم یک ترانه یا یک تصنیف جاودانه و خاطره انگیز شنیده ام که سراینده ی ِ آنها استاد بیژن ترقی است و امروز زادروز استاد بیژن ترقی است .

یکی از انگشت شمار ترانه و تصنیف سرایانی که ترانه ها و تصنیف های او با یاد چند نسل از ایرانیان گره خورده است . او یکی از این بزرگان است : رهی معیری ، سید اسماعیل نواب صفا ، معینی کرمانشاهی ، تورج نگهبان . بزرگانی که بار ِسرودن آن همه تصنیف و ترانه برای آن همه آهنگ های جاودان در موسیقی سنتی و دستگاهی را بر دوش داشتند و با توجه به ذوق و سلیقه ی ِ بیشتر مردمان ایران ، که موسیقی را با شعر می پسندند ، آیا اگر این بزرگان نبودند ، ما اینهمه آهنگ جاودانه داشتیم ؟ و آیا سروده های این بزرگان تنها شعری بود برای شنیدن یا در کنار آن ، مایه ای نبود برای بالا بردن ذوق و سلیقه و فرهنگ مردم ایران ؟ و آیا در این همه سال توانستیم جایگزینی برای این بزرگان در سُرایش و سرودن بیابیم ؟

زندگینامه یِ استاد بیژن ترقی ( فشرده ای از زندگینامه ی ِ خودنوشت ایشان ) :

در 12 اسفند 1308 در تهران به دنیا آمد . خانواده ی ِ پدری او ، همه اهل کتاب و متخصص در شناخت کتابهای خطی بودند . پدربزرگش ، حاج شیخ باقر کتابفروش از نخستین ناشران در زمان ناصرالدین شاه بود که کتابهای زیادی را با شیوه ی ِ چاپ سنگی به چاپ رساند و پدرش محمد علی ترقی بنیانگذار انتشارات خیام بود که در این انتشارات ، کتابهای بسیار ارزشمندی درباره ی ِ ادبیات و تاریخ و فرهنگنامه به چاپ رساند .

به دلیل آموش در نزد پدر ، تحصیل را درسال  1318 ، از کلاس پنجم ابتدایی در دبیرستان اقدسیه شروع می کند و از سال 1320 از آنجا که انتشاراتی پدر پاتوق شاعران و بزرگانی چون استاد شهریار ، استاد گلچین معانی ، استاد امیری فیروزکوهی بود با آموختن از این استادان ، تحقیق و پژوهش در کتابهای ادبی و لغت نامه های مختلف را آغاز می کند .

1324 با تشویق استاد امیری فیروزکوهی ( پدربزرگ مادری علی مصفا ، بازیگر سینما ) ، مطالعه ی دیوان صائب تبریزی را که تا آن زمان در ایران به چاپ نرسیده بود را آغاز می کند .

1325 آغاز شاعری با سرودن غزل و مثنوی .

1331 دیوان صائب را با مقدمه ی ِ استاد امیری فیروزکوهی به چاپ می رساند .

1334 چاپ دیوان کلیم کاشانی .

1336 آشنایی با استاد زنده یاد پرویز یاحقی ، آهنگساز و استاد بزرگ ویلن و سرودن ترانه هایی بر آهنگهای پرویز یاحقی چون : می زده ، برگ خزان ، اسیر . داستان این آشنایی را بخوانید در اینجا .

1337 با دختر دایی خود ازدواج کردند .

1337 ساختن ترانه ی ِ آتش کاروان همراه با استاد زنده یاد علی تجویدی .

1338 تولد نخستین فرزند با نام امید .

1340 چاپ دیوان علی اشتری "فرهاد" که از دوستان نزدیک ایشان بود .

1342 تولد دومین فرزند با نام آرزو .

1345 چاپ دیوان مجمر اصفهانی با همکاری استاد محیط طباطبایی .

1346 چاپ فرهنگ مترادفات زبان فارسی .

1347 تولد دومین دختر با نام ایده .

1350 نخستین مجموعه ی ِ اشعار خود با نام "سرود برگ ریزان" را منتشر می کنند و در اواخر این سال دیوان حزین لاهیجی را پس از سالها پژوهش برای اولین بار در ایران چاپ می کنند .

1351 از این سال رسما به ترانه سرایی برای برنامه هایی چون گلها می پردازد و نزدیک به سیصد ترانه بر روی آهنگهای بزرگان موسیقی می سراید .

1356 سفر به آمریکا به همراه خانواده برای تحصیل فرزندان و بازگشت به ایران .

1360 درگذشت پدر .

1365 درگذشت مادر .

1375 تعطیلی موسسه انتشارات خیام بعد از سالها خدمات فرهنگی به علت مشکلات بی شمار و بی علاقه بودن مردم به کتابهای ارزنده .

استاد بیژن ترقی در زمینه ی ِ ترانه و تصنیف ، تنها به دنبال سرودن آثاری با زبان فاخر که از زبان عامیانه به دور باشد نبوده اند و ترانه هایی نیز سروده اند با زبان عامیانه البته ترانه هایی شاخص ، ارزشمند و به یاد ماندنی ، نه مانند بسیاری از ترانه های بی ارزش و یک بار مصرف امروزی .

برای نشان دادن تنوع زبان و سبک ترانه هایی که استاد نوشته اند ، پنج ترانه و تصنیف را مثال می زنم :

1  تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ، ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن ؛ آهنگ : استاد روح الله خالقی با صدای استاد بنان

2 به رهی دیم برگ خزان ، پژمرده زبیداد زمان ، کز شاخه جدا بود ؛ آهنگ : استاد پرویز یاحقی با صدای مرضیه

3 تو بمانی ، تو بمانی ، که چو جانی در برم ، تو ندانی که ز عشق تو چه آمد بر سرم ؛ آهنگ : استاد پرویز یاحقی با صدای حمیرا

4 گل اومد بهار اومد ، می رم به صحرا ، عاشق صحراییم ، بی نصیب و تنها ؛ آهنگ : مجید وفادار با صدای پوران

5 شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان نغمه خوان مست ، باغ مست و باغبان مست ؛ آهنگ : استاد علی تجویدی با صدای شاه زیدی

استاد بیژن ترقی تنها ترانه سرایی بزرگ نیستند و شعرهای زیادی هم در قالب های کلاسیک و هم در زمینه ی ِ شعر نو سروده اند .

غزلی از استاد :

کجاست عشق که تا قید آبرو بزنیم

به کوی میکده ها باز ، های و هو بزنیم

کجاست پیرهن ِ چاک ِ عاشقی که چو گل

ز خون دل ، می ِ گلگون سبو سبو بزنیم

بریده نای ِ صراحی و در برابر خلق

شراب ِ تلخ ِ جگر سوز تا گلو بزنیم

به جستجوی سپیدی ِ صبحدم ، همه شب

چراغ ِ اشک فروزیم و کو به کو بزنیم

ز عشق دوست ، چنان سینه پر کنیم از مهر

که حلقه بر در کاشانه ی ِ عدو بزنیم

غبار عقل بپوشیده دید ِ چشم مرا

مگر به گریه بر او رنگ ِ شستشو بزنیم

کجاست آینه رویی ، که چون بتابد روی

به سینه سنگ تمنای ِ عشق او بزنیم

به گریه شاخه ی ِ گلهای عاشقی شکنیم

به خنده بر لب ِ آن یار ِ تندخو بزنیم

امید ما همه این است تا مگر روزی

دوباره خیمه سر ِ کوی آرزو بزنیم

( دی ماه 1356 )

و شعری طنز اما تلخ با عنوان "قبر مجانی" که قدردانی از هنر و هنرمند در ایران را نشان می دهد ، با این مقدمه ؛

بعد از هزارسال بالاخره تصمیم گرفتند توجهی به هنرمندان این کشور بنمایند :

ای طبیب از درد بگذر / راه درمانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

از رییس شهرداری / عهد و پیمانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

بر هنرمندان مگو هرگز ندارند اعتنایی

دیدی آخر اندر این دوران چه عنوانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

بعد عمری کوشش و رنج و تلاش و تنگدستی

گویی از گنجور عالم ، گنج شایانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

تا شنیدم این خبر را ناگهان از جای جستم

گفتم اندر روز پیری قوت جانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

چون نباشم شاد و دلخوش ، بعد عمری بی پناهی

دوره ی ِمحنت به سر شد زانکه سامانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

گرچه می دانم ندارد این خبرها اعتباری

احتمال اشتباهی را ز انسانی گرفتم

قبر مجانی گجرفتم

خشت ِ زیر سر ، اگر جُستی امیر ِ روزگاری

این بهشتی وعده را ، اندر چه دورانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

همسرم را گفتم ای بی آشیان ، دانی چگونه

دستمزد آنهمه رنج و پریشانی گرفتم

قبر مجانی گرفتم

و به نظرم اگر از ما ایرانیان درباره ی ِ سرود ملی ایران می پرسیدند بسیاری از ما دوست تر داشتیم این شاهکار استاد بیژن ترقی ، سرود ملی ایران بود . سرودی که ایشان در مهرماه 1384 برای ارکستری با رهبری و تنظیم پیمان سلطانی نوشتند و بعد با رهبری فرهاد فخر الدینی و صدای سالار عقیلی جاودان شد و بر قلب ما نشست . استاد در مقدمه ی ِ این سرود چنین نوشته اند : آرزو داشتم شعری و سرودی در عظمت و بزرگی وطنم بسازم . از خداوند بزرگ سپاسگزارم که در اواخر عمر به این آرزوی خود رسیدم .

سرود ایران ِ جوان :

نام ِ جاویدِ وطن / صبح ِ امیدِ وطن

جلوه کن در آسمان / همچو مهر ِ جاودان

وطن ای هستی ِ من / شور و سرمستی ِ من

جلوه کن در آسمان / همچو مهر ِ جاودان

بشنو سوز ِ سخنم / که هم آواز ِ تو منم

همه یِ جان و تنم / وطنم وطنم وطنم

بشنو سوزِ سخنم / که نواگر ِ این چمنم

همه ی ِ جان و تنم / وطنم وطنم وطنم

همه با یک نام و نشان / به تفاوت هر رنگ و زبان (2)

همه شاد و خوش و نغمه زنان

به اصالتِ ایران ِ کهن / به صلابت ِ ایران ِ جوان (3)

بشنو سوزِ سخنم / که نواگر ِ این چمنم

همه ی ِ جان و تنم / وطنم وطنم وطنم

به امید عمر طولانی استاد بیژن ترقی و شنیدن تصنیف ها و ترانه هایی تازه از ایشان .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0