ویران در باران

ویران می رفتم

در خیابان

باران گرفت

گفتم

وای باران باران !

باران پوش می شوم

در رقص

امـا

اما بادی رقصناک

آمد

با حلقه ای از گیسوی خاطرات

در دستانش

بلند و سیاه

-

هزارمین بار

باد

دلم را

دار زد

-

باران نپوشیدم

باران شدم

ویرانه باریدم

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0