زخم بند ِ احساس

و من از زخم

و من از کهنه دردهای همیشه

و من از ویرانی آینه ها

می نویسم

با واژه هایی که سهم من اند از : تو ، تو ، تو

و باز هم تو

به یاد فردای نیامده

یا دیروزِ نبوده

-

می بینی

با واژه ها

از رویاها

زخم بندِ احساس می سازم

همین و نه بیشتر !

تا شاید

خونِ احساسم تمام نشود

تا شاید

روزهایم

در این پاییزِ همیشه

کمی بهاری تر ، کمی مهربان تر شوند !

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0