زشت و زیبا

نلسون ماندلا :

" خانواده ی محترم جکسون

خبر مرگ ناگهانی مایکل جکسون ، اندوه بزرگی است . مایکل پس از اینکه سفر به آفریقای جنوبی و اجرای کنسرت در اینجا را آغاز کرد ، یکی از ما شد .

ما دوستدار او شدیم و او یکی از اعضای خانواده ی ما شد . ما او را برای ذوق و استعدادش تحسین می کردیم و نیز برای اینکه او توانست بر تراژدی های کم و بیش بسیار زندگیش ، پیروز شود .

مایکل یک غول و یک افسانه در صنعت موسیقی بود و ما همراه با میلیونها هوادارش در سراسر جهان ، برایش سوگواری می کنیم . ما نیز همراه خانواده ی او و دوستانش برای از دست دادن یک دوست عزیز سوگواریم . " نگاه کنید به اینجا

خبر مرگ مایکل جکسون در میان انبوه رویدادهای ایران در آن روزهای تلخ گم شد و تا جایی که من دیدم بازتاب زیادی در مطبوعات نداشت ( هر چند که حتما در نشریاتی کم و بیش به این اتفاق توجه شده است ) اما آنچه باعث نوشتن این نوشتار شد تیتر یکی از مجلات بود که امروز توجه من را به خود جلب کرد ، پرونده ای برای مایکل جکسون : از انسان عاصی تا حیوان مدرن .

هر چند پیشتر در روزنامه ی جام جم در روز 9 تیر در صفحه ی آخر ، دو نوشته ی متناقض درباره ی مایکل جکسون خوانده بودم ، در یک نوشته ، به شیوه ی رایج سیستم ، او را نماد عصر ضد اخلاق نامیده بودند ( اینجا ) اما در نوشته ای دیگر ، رضا رفیع ، طنزنویس روزنامه ، آزاد منشانه از مایکل جکسون به این شکل یاد کرده بود : آن مرحوم تازه درگذشته ( اینجا ) و از ناداوری که ما و جامعه ی ما را آلوده کرده است ، پرهیز کرده بود .

به نظرم خنده دار و احمقانه است که با محاصره ی سراسری رسانه ها در ایران ، آرام آرام مانند کتاب 1984 ، نیرویی بخواهد ما از اندیشیدن در تنهایی خودمان هم محروم باشیم و همانگونه بیاندیشیم که به ما القا می شود . کسی را دوست داشته باشیم که سیستم می خواهد و از کسی متنفر باشیم که سیستم او را دشمن خود می داند .

روز به خاکسپاری مایکل جکسون ، مردم سراسر جهان با اندوه شاهد به خاکسپاری او بودند از کشورهای جهان اول که بگذریم ، خواندن اینکه در کوآلالامپور که پایتخت یک کشور اسلامی پیشرفته است هم ، دوستداران مایکل ، با اندوه شاهد به خاک سپاری او بودند برایم بسیار جالب بود .

آن روز با خودم فکر کردم که دیگر خبر مرگ چه کسی می تواند تا این اندازه ، توجه مردم سراسر جهان را به خود جلب کند و مهمتر از آن باعث اندوه آنها شود . مایکل جکسون اسطوره بود و اسطوره ها هم مانند دیگر آدمیان زشتی هایی دارند و زیبایی ها و ما اگر او را دوست داشتیم ، به خاطر زیبایی های او بود و نه زشتی های او .

روز خاکسپاری او پیام تسلیت نلسون ماندلا برایم مهمترین اتفاق بود . چون نلسون ماندلا خود اسطوره ی زنده ای از انسان بودن ، آزادی خواهی و بخشش است . وقتی پیام نلسون ماندلا را خواندم ، فهمیدم که مایکل واقعا دوست داشتنی بود و درگذشتش ، مایه ی اندوه .

این نوشته را با زندگینامه ی کوتاهی از نلسون ماندلا به بهانه ی سالروز تولد او که 27 تیرماه است و نوشته ای بسیار خواندنی از استاد و آموزگار اسطوره ای ایران ، پرویز شهریاری به پایان می برم ؛ نوشته ای درباره ی زشتی و زیبایی که چند سال پیش در این وبلاگ نوشته بودم اما باز نوشتنش را دوست دارم تا بگویم که زشتی و زیبایی و تشخیص آن چیزی نیست که بشود با شستشوی اندیشه ها و تزریق فکر ، به زور به انسانها تحمیل کرد .

27 تیرماه سالروز تولد بزرگمرد قاره ی سیاه است . مردی که آفریقا را از سلطه ی سفید‌ها به درآورد تا برای ملتش منادی عشق به آزادی ، حقوق بشر و آزادی و دموکراسی باشد . او نخستین رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی است که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد .

وی پیش از ریاست جمهوری از فعالان برجسته مخالف آپارتاید در آفریقای جنوبی و رهبر کنگره ی ملی آفریقا بود . او به خاطر دخالت در فعالیت‌های مقاومت مسلحانه مخفی محاکمه و زندانی شد . مبارزه ی مسلحانه برای ماندلا ، آخرین راه چاره بود ؛ او همواره پایبند به عدم توسل به خشونت بود .

ماندلا در طول 27 سال زندان ، که بیشتر آن را در یک سلول در جزیره روبن سپری کرد ، مشهورترین چهره ی مبارزه علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی شد . ماندلا پس از آزادی از زندان در سال 1990 ، سیاست صلح‌طلبی را در پیش گرفت ، و این امر منجر به تسهیل انتقال آفریقای جنوبی به سمت دموکراسی‌ای شد که نماینده ی تمامی اقشار مردم باشد . نگاه کنید به اینجا .

و استاد شهریاری در جایی نوشته اند :

با هیچ نیرنگی نمی توان از کشش انسان ها به سمت زیبایی ها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیبایی ها کرد .

علاقه به هنر ، توجه به زیبایی های درون و بیرون طبیعت و کشش به سمت انسانی ترکردن زندگی و زدودن زشتی ها و نا برابری های جامعه ی انسانی ، یکی از جنبه های اساسی و تعیین کننده زندگی بشری را تشکیل می دهد و این علاقه را می توان و باید از همان سال های نخست تحصیل شکل داد و تقویت کرد .

مبارزه با این جنبه از شخصیت انسانی ، که معرف هویت او در طول تاریخ است و کشاندن آدمی به سمت پدیده های اندوه بار وتلاش برای دور نگه داشتن آدمی از زیبایی های درون و بیرون خود و باز داشتن او از حرکت به سوی تکامل ایده آل خود به معنای ستیز با طبیعت انسانی است که در بهترین صورت خود ، موجب یاس و سرخوردگی و یا عصیان و بی بندو باری می شود .

( از کتاب هنر و ریاضیات نوشته ی استاد پرویز شهریاری ) نگاه کنید به اینجا .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0