مرتضی حنانه و اندیشه ی جهانی کردن موسیقی ایرانی

پس نوشت 30 مهرماه 1388 : نوشته ای که 26 مهرماه به دلیل عشق خودم به موسیقیِ مرتضی حنانه و احترام به اندیشه ی ِاو نوشتم به این دلیل بود که فکر می کردم شاید مانند بسیاری دیگر از بزرگان ایران ، نوشته ی شایسته و بایسته ای درباره ی این استاد بی مانند موسیقی در وبلاگستان نباشد ، هر چند که اگر هم نوشته ای بود باز نوشته ای دیگر می نوشتم که از یکی دیگر از بزرگانی که به آنها عشق می ورزم یادی کرده باشم - یا از خاطره ی زنده یاد پرویز خطیبی درباره ی استاد مرتضی حنانه و یا نوشته ای دیگر - تنها به این دلیل که باورم این است که هر کدام از ما در وبلاگستان اگر می نویسیم باید چیزی بنویسیم برای پیدا کردن دوباره ی خوبی های گذشته ای که می خواستند و می خواهند ، فراموش کنیم ، پس اینکه ما در زمینه ای کارشناس نیستیم دلیلی نیست برای ننوشتن درباره ی هنرمندان و بزرگانی که مایه ی افتخار ایران هستند و بسیاری از آنها در خارج از این دیار شناخته شده تر هستند تا در این دیار . پس نوشتم درباره ی موسیقی و دیگر هنرها با اینکه تنها شیفته ی موسیقی و هنر هستم و نه کارشناس موسیقی یا هنر دیگری .

اینها را نوشتم که بگویم همانگونه که در کامنتهای این نوشتار می بینید ، آقای محمد علی کامنتی نوشته اند و در این کامنت افزوده بر دیدگاه خودشان ، نشانی فرزند هنرمند استاد مرتضی حنانه در وبلاگستان را هم نوشته اند که پیش یا پس از خواندن نوشته ام ، می توانید به وبلاگ ایشان هم نگاه کنید و بخوانیم و بدانیم که اگر دنبال سوزاندن ریشه ی هنر در این سرزمین نبودند ، اگر با هنر دشمن نبودند ، مانند همه ی دنیا ، هنر ، درمانی بود برای بسیاری از دردهای اجتماع ، هنر راهی بود برای پیشگیری از زشتی و نامردمی ...

نگاه کنید به نوشته ی استاد پرویز شهریاری درباره ی نقش هنر در جامعه در اینــجا .

به این امید که دیگر هنرمندان دوست داشتنی ما هم در وبلاگستان این "آسمان بی گذرنامه" ، جایگاهی در خور داشته باشند تا بخوانیمشان که ببالیم به بودنشان یا اگر از بین ما رفته اند ، بیشتر بشناسیمشان تا فردایی بهتر از امروزمان داشته باشیم .

سایت امیر علی حنانه فرزند استاد مرتضی حنانه

http://www.amiralihannaneh.com

***

24 مهر 1388 ، بیستمین سالگرد درگذشت استاد مرتضی حنانه بود . موسیقیدان نابغه ای که برای جهانی کردن موسیقی ایران تلاش بسیاری کرد . هنوز از پس سالها ، موسیقی جاودان او برای سریال "هزاردستان" ، آهنگی است که بسیاری از مردم به خاطر دارند ، آهنگی که بیشتر ِمردم مرتضی حنانه را با آن آهنگ شناختند و نام او را با این موسیقی به خاطر سپردند .

اما جایگاه مرتضی حنانه در تاریخ موسیقی ایران جایگاه بلندی است . او نخستین آهنگسازی است که در ایران برای فیلم ، موسیقی نوشت . او ضمن آنکه آهنگساز توانایی بود ، تنظیم کننده ی بزرگی هم بود و در این زمینه اندیشه ی نوینی داشت تا جایی که او نخستین آهنگساز ایرانی است که از اصوات ( دی سونانس ) در هارمونی مدرن موسیقی ایرانی استفاده کرد ، یعنی از مجموعه ای از نت های ناخوشایندی که می تواند آکوردهای زیبایی بسازد ، در موسیقی خود بهره برد . او موسیقی ترانه هم ساخته است و همچنین بخش مهمی از کارهای او پژوهشهای او درباره ی موسیقی قدیم ایران است .  

هزاردستان سریالی است که به گمانم فشرده ی تاریخ معاصر ایران است و شاید فشرده ی تاریخ ایران در حال و آینده . الان که می خواستم بخشی از آلبوم موسیقی "هزادستان" را برای اینجا برگزینم ناخودآگاه با شنیدن لحظه های شاد و غمناکی که در این موسیقی هست به یاد شعری افتادم از استاد دکتر مظاهر مُصفا ( پدر ِهمسر لیلا حاتمی ؛ علی مُصفا ) که :

خنده خنده می گریم ، گریه گریه می خندم

سور و ماتمی دارد ، عالم ِ پریشانی

 گوش کنید به بخشی از آلبوم سریال هزاردستان ساخته ی علی حاتمی با موسیقی مرتضی حنانه در ایـــنجا .

گوش کنید به ترانه ای کردی با موسیقی مرتضی حنانه و صدای مظهر خالقی به نام ترانه ی کردی در ایـــنجا .

گوش کنید به بخشی از موسیقی فیلم "تیرباران" ساخته ی علی اصغر شادروان با بازی مجید مجیدی و موسیقی مرتضی حنانه در اینــجا .

که بسیاری از شما این فیلم را دیده اید فیلمی درباره ی زندگی شهید علی اندرزگو . موسیقی این فیلم هم به نظرم از کارهای زیبای مرتضی حنانه است که به تمِ پلیسی فیلم در بسیاری از صحنه های تعقیب و گریز کمک زیادی کرده است .

اگر این هر سه موسیقی را که برگزیدم گوش کنید به خوبی ویژگی موسیقی مرتضی حنانه را می شناسید . یک موسیقی جهانی و ارکسترال با درونمایه ی ایرانی . همان چیزی که او سالها برای رسیدن به این موسیقی تلاش و پژوهش کرد .

***

مرتضی حنانه در یازدهم اسفند 1301 شمسی در تهران چشم به جهان گشود . او که در خانواده ای اهل دانش و فرهنگ پرورش یافت ، از دوران کودکی علاقه ی شدیدی به موسیقی داشت . در سال 1313 به درخواست پدرش وارد هنرستان عالی موسیقی می شود و زیر نظر سرگرد غلام حسین مین باشیان به فراگیری اصول تئوری و عملی موسیقی می پردازد . در سال 1317 با استخدام استادانی از کشور چِک ، فراگیری ساز هورن را نزد رُدُلف اوربانتس آغاز می کند . در همین سالها به یادگیری کُمپُزیسیون و تکمیل نوازندگی هورن و پیانو می پردازد و قطعات کوچکی را برای دو و چهار هورن می نویسد . در سال 1321 با گرفتن دیپلم هنرستان عالی ، آمادگی آن را می یابد تا با راهنمایی پرویز محمود رهبری ارکستر را به طور تجربی بیاموزد . به همین دلیل ، آموختن کُمپُزیسیون را نزد محمود ادامه می دهد و پس از تشکیل ارکستر سمفونیک تهران به رهبری پرویز محمود در سال 1322 ، حنانه ، هورن نواز اول این ارکستر می شود و همزمان در هنرستان موسیقی نیز به تدریس ادامه می دهد . در سال 1331 با مهاجرت پرویز محمود و روبیک گریگوریان به خارج از کشور ، حنانه رهبری ارکستر را به عهده می گیرد . در این سالها آثار گوناگونی را با ارکستر اجرا می کند و موسیقی فیلم ِ مستند "ایران ، سرزمین طلای ِ سیاه" را می نویسد . در سال1333 اثر معروف خود "سوییت ِ شهر ِ مرجان" را می سازد و آن را در کنسرتی به مناسبت هزاره یِ ابن سینا با ارکستر سمفونیک اجرا می کند . بعد از اجرای این کنسرت ، موفق به اخذ بورس تحصیلی در ایتالیا از آقای چرولی ، سفیر وقت این کشور می شود و برای تحصیل به ایتالیا می رود .

از سال 1333 تا 1335 در مدرسه ی عالی موسیقی واتیکان به پژوهش درباره ی موسیقی مذهبی اروپا می پردازد و موسیقی فیلم "عروسِ دجله" را هم در این ایام می نویسد . از سال 1336 تا 1339 نزد مائِسترو کاردوچی کُمپُزیسیون را می آموزد . درهمین سالها برای تامین خرج تحصیل خود همراه با فروغ فرخزاد ، حسین سرشار ، نیکو خردمند و پروین زرین پور به کار دوبلاژ فیلم های ایتالیایی به زبان فارسی می پردازد . فیلم هایی که بیشتر از کارهای ویتوریو دِسیکا و سوفیا لورن بودند . او کار دوبلاژ فیلم های ایتالیایی را تا سال 1345 ادامه می دهد ، بیشتر در نقش مدیر دوبلاژ ؛ اما گاهی هم به جای ویتوریو دِسیکا در فیلم های او به فارسی حرف زده است . آموختن موسیقی فیلم در چینه چیتا زیر نظر کاندِلی و فِرارا ، رهبران ارکستر ، از دیگر کارهای او در این سالهاست . حنانه در سال 1340 با کوله باری پر از دانسته ها و تجربه ها به ایران باز می گردد و دوره ی تازه ای از کارِ هنری را آغاز میکند . درهمین سالها اثر ِ "دوئه پتسی پِر ارکسترا" ( دو قطعه برای ارکستر ) را به شیوه ی دودِکافونیک می آفریند ، اما تصمیم می گیرد که برای ارتقا و جهانی کردن موسیقی ایرانی ، شیوه ای خاص را برگزیند ، نه اینکه به شیوه ی غربی بنویسید . او با پیروی از این اندیشه به نوشتن آثاری ارکسترال ، پُلی فونیک و هارمونیک روی تِم های موسیقایی گوشه و کنار سرزمین خویش می پردازد و می کوشد تا به سبک ِ شخصی با بیان ویژه ی خود دست یابد . او در این باره چنین می گوید : نوشتن موسیقی به شیوه ی مدرن یا دودِکافونیک ، افزودنِ چیزی به فرهنگ غرب است ، نه به فرهنگ ایران زمین . در این تلاش و برای رسیدن به این خواسته است که در پی پژوهش و خوانِش گسترده در زمینه ی موسیقی ایرانی ، موفق به ابداع ِ هارمونی زوج می شود . در سال 1341 به عضویت شورای موسیقی رادیو در می آید و سپس ریاست آن را عهده دار می شود . در همان سال ارکستر فارابی را در رادیو تشکیل می دهد و در مقام رهبری و سرپرستی ِ هنری ارکستر ، آثاری را برای این ارکستر می نویسد و اجرا می کند . ترجمه ی ِ "جزوه ی ِ ارکستراسیون" اثر شارل کوکلن از دیگر کارهای حنانه در این سالهاست .

در سالهای 1344 تا 1347 از سوی اداره ی رادیو به سمینار جهانی آهنگسازان ِ رادیو و تلویزیون یونسکو فرستاده می شود و یکی از کارهای خود به نام "اورارتوریو" را در آنجا اجرا می کند . در سال 1346 موسیقی ِفیلمهای "عروسِ دریا" و "الماس 33" را می نویسد . پس از تعطیلی ارکستر فارابی ، مدرسه ی موسیقی رادیو تلویزیون را بنیان می نهد و گامهای مثبت و موفقی در پرورش خواننده و نوازنده برای این سازمان بر می دارد . حنانه در نخستین جشنِ هنر ِ شیراز قطعه ی "کاکوتی" را که یکی از زیباترین و پربارترین کارهای اوست را با ارکستر مجلسی تلویزیون اجرا می کند و موفق به دریافت جایزه ی گراندماسیون می شود . در دومین جشنِ هنر ِ شیراز نیز قطعه ی "کاپریس برای پیانو و ارکستر" او به رهبری فرهاد مشکات اجرا می شود . نوشتن این قطعه که یکی از پرمایه ترین کارهای پیانویی حنانه برای موسیقی ایرانی و با هارمونی شخصی اوست ، از سال 1955 در رُم آغاز شد و تا واپسین سالهای زندگی حنانه ، چندین بار دگرگون شد و به گفته ی خودِ او ، آن چیزی نشد که او می خواست و به همین دلیل حنانه آن را "کاپریس ِ لعنتی" نامید . ویرایشِ سوم این کار در سالهای اخیر با اجرای فرزندش ، امیر علی حنانه در استودیو ضبط شده است . در سال 1350 جایزه ی سپاس ِ بهترین موسیقی فیلم را برای "فرار از تله" می گیرد . موسیقی فیلم "گرگِ بیزار" را در سالهای 51 و 52 می نویسد . حنانه از سال 1354 موسیقی فیلم را برای چند سال کنار می گذارد و سرگرم ِ پژوهش می شود .

چاپ اول کتاب "گام های گمشده" در سال 1357 به چاپ می رسد . کتابی که در آن از گام هایی از موسیقی ایرانی صحبت شده است که در جریان رسمی موسیقی ایرانی به فراموشی سپرده شده است مانند یک گاه ، دوگاه و ... . در سالهای بعد نوبت به پژوهش درباره ی موسیقی قدیم ایران و نوشتن و ترجمه ی چند کتاب دیگر می رسد . ترجمه ی کتاب های "ارکستراسیون (جلد دوم)" و فرهنگ موسیقی و ترجمه و شرح کتاب "مقاصد الالحان" نوشته ی عبدالقادر مراغی - موسیقیدان ایرانی قرن نهم هجری که به همراه فارابی ، صفی الدین اُرمَوی و پورِسینا ، یکی از چهار موسیقیدان و موسیقی شناس های بزرگ تاریخ موسیقی ایران است - .

در سال 1366 موسیقی سریال "هزاردستان" را می نویسد و در سال 1367 موسیقی فیلم "سلام ، سرزمینِ من" . این آخرین فیلم سینمایی است که حنانه موسیقی آن را می نویسد . "امپرومپتو راگیا" واپسن کارِ حنانه ، برگرفته از تمِ اصلی موسیقیِ فیلم "سلام ، سرزمین من" قطعه ای است در دو موومان که مانند قطعه ی لالایی ( 1365) برای پیانو و بر اساس هارمونی خاص حنانه نوشته شده است . ( راگیا برگرفته از کتاب شعر "گلهای راگیا" است . سروده ی برادرزاده اش زنده یاد شهین حنانه (1326-1376) ، شاعر و ترانه سرا ، شاعر ترانه ی معروف "پرنده" ساخته ی بابک بیات با صدای مانی رهنما با این آغاز " پرنده همقفس ، همخونه ی من زمستون رفت و شد فصل ِ پریدن" ) .

زنده یاد استاد مرتضی حنانه در 24 مهر 1368 از بیماری سرطان چشم ، چشم از جهان فرو بست و در 9 مهر همان سال در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد .

***

فرزندش ، امیر علی درباره ی او می نویسد : مرتضی حنانه به عنوان آهنگساز در آثار هنری خویش به آفرینش بر مبنای مقام ها و مُدهای موسیقی ایران به صورن پولی فونیک معتقد بوده است . به نظر او ، پولی فونی فی الذاته پدیده ای است علمی و نه غربی زیرا پولی فونی سنت نیست ، بلکه پدیده ای است که بیش از هر چیز زاده ی اندیشه ی هنرمند است و در اندیشه ی هر موسیقیدان از هر قومی ممکن است نضج بگیرد . مرتضی حنانه در آهنگسازی و کُمپُزیسیون همواره بر سه اصل ِ : بیانِ ایده ی موسیقیدان بر اساسِ سَنتِز ، طرح و ترکیب قطعه بر پایه ی طبیعت موسیقی ایران و رنگ آمیزی موافق با طبیعت ایران در آثارش وفادار بود . او آثارش را با هارمونی و پولی فونی بر اساسِ سبک ِ شخصی خود که حاصل سالها تحقیق بوده ، نوشته و همچنین از تم های موسیقی گوشه و کنار این سرزمین به عنوان ایده هایش استفاده کرده است .

شهین حنانه درباره ی او چنین می نویسد : باید آثار منتشر نشده اش چاپ و منتشر شود و نوار آثارش در دسترس عموم قرار بگیرد ، آنگاه معلوم خواهد شد که او که بوده و چه خدمتی به موسیقی ایران کرده است گو اینکه با همین آثار منتشر شده تا کنون نیز ، روح موسیقی او و قدرت خلاقیتش چه در آهنگسازی چه در رهبری و چه در تدریس به خوبی نشان داده شده است . رنجهایی که او کشید همان رنجهایی است که بتهُوِن کشید منتها رنج یک هنرمندی که در مرکز اروپا زندگی کرده با رنج یک موسیقیدان جهان سومی طبیعتا از نظر شکل فرق هایی دارد . ...

می گفت اگر تو هر روز چیزی به دانسته هایت اضافه نکنی در واقع چیزی از آن کم کرده ای ، کَس شدن آسان نیست و تکیه کلامش هم این جمله بود : "مُردم اندر حسرتِ فهم ِ درست"

منابع : اینسرتِ آلبوم "آثاری از مرتضی حنانه" ، کتاب خاطرات استاد میلاد کیایی ، کتاب خاطرات زنده یاد استاد پرویز خطیبی ، کتاب سرگذشت دوبله ی ایران .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0