مهر ، آلبومی شنیدنی و ماندگار از پویا محمودی

این نوشتار پیشکش به دوست بسیار عزیزم که نخستین بار همراه با او این آلبوم را با گوشِ جانم شنیدم  و از این شعرهای ناب که در فضای موسیقایی بی نظیر  آلبوم " مهر " خوانده می شود ، سرمست شدم.

*

پس نوشت :

جمعه 16 بهمن 88 ؛ با سپاس از آقای درخشان که در کامنتی نکاتی را درباره ی آلبوم " مهر " یادآوری کردند که در نوشته ام به آنها اشاره نکرده ام ، در دو آهنگ شاهکار " سی پاره " و " بامداد" نوازنده ی دِرامز یک موزیسین بسیار بزرگ و نامدار جهانی است ؛ Billy Cobham  ، نوازنده ی 66 ساله ی پانامایی الاصل که آنقدر مشهور است که در دانشنامه ی Encarta هم از او در تاریخچه ی موسیقی Jazz ، Jazz Fusion یاد شده است . او با بسیاری از بزرگان موسیقی در این سبک ها همکاری کرده است که شناخته شده ترین آنها Miles Davis  (1926-1991) موزیسین تِرومپِت نواز آمریکایی است که از بزرگان تاریخ موسیقی جَز به حساب می آید . همکاری دوستانه ی Billy Cobham  که سنی از او گذشته است با پویا محمودی که هنوز بسیار جوان است در دو آهنگی که نام بردم هم دلیل دیگری بر ارزش موسیقایی این آلبوم است . درباره ی همکاری این موزیسین بزرگ با پویا محمودی می توانید گفتگو با پویا محمودی را در پایان نوشته ام بخوانید اما برای آشنایی بیشتر با Billy Cobham  می توانید به سایت رسمی او نگاهی بیاندازید :

http://www.billycobham.com/html/biography.php

***

 

گوش کنید به " تن ِ بیشه " با شعری از سیاوش کسرایی و آهنگسازی و صدای پویا محمودی از آلبوم " مهر " از ایــنجا .

گوش کنید به " سی پاره " با شعری از مولانا و آهنگسازی و صدای پویا محمودی از آلبوم " مهر " از اینــجا .


با من صَنما دل یکدِله  کن

گر سر ننهم ، آنگه گِله کن

مجنون شده ام از بهر ِ خدا

زان زلف ، مرا یک سلسله کن

سی پاره به کف ، در چِلِه شدی

سی پاره منم ، ترک ِ چله کن

*

یکی دو ماهی است که آلبومی به نام "مهر" از سوی نشر ماه ریز منتشر شده است ، هفته ی پیش این آلبوم در خانه ی هنرمندان رونمایی شد که من به مراسم رونمایی نرسیدم اما آلبوم را خریدم چون روی سی دی ، نام آهنگها و نام شاعر آهنگها آمده بود ، سه شاعر بزرگ : مولانا ، حسین منزوی و سیاوش کسرایی .

آلبوم هیچ اینسرتی ندارد ، بر خلاف دیگر آلبوم نشر ماه ریز ، ترانه های جنوب که اینسرتی پر و پیمان دارد با اینکه آن ایسنرت هم به پای اینسرت های نشر هِرمِس و نشر ماهور نمی رسد  ، روی سی دی هم که هیچ نامی از خواننده یا آهنگساز نیست ، بدون اینکه متوجه ی زمان باشم دو بار آلبوم را از اول تا آخر شنیدم و بسیار بسیار بیشتر از آنچه خواننده داشت می خواند ، آهنگها و هنرمندی نوازندگان آهنگها توجه ام را به خود جلب کرد . کمی به قاب آلبوم دقت کردم و دیدم در پشت قاب با فونتی ریز چند نام نوشته شده است آن هم به انگلیسی ، دِرامز : Billy Cobham  و Vladimir Jaggi گیتار بِیس : Luca Leombruni کیبُرد : محمدرضا اصغری و ویُلُن و همخوان : نگار رستمی نژاد میکس و مسترینگ : Sam Pfund  در سوییس .

باز هم نامی از خواننده نیست ، وبلاگستان را به فارسی نگاه می کنم تنها یک سایت موسیقی در آبان 88 نوشته ای درباره ی آلبوم نوشته است و در آنجا باز نمی توان با اطمینان گفت که خواننده کیست چون با کلک هایی که نویسنده ی آن سایت زده توانسته یک کاغذ که مانند اُریگامی تا خورده است را با چاقو از زیر قاب سی دی بیرون بیاورد و تازه به این نتیجه برسد که :

موسیقی و خواننده : *

با دیدن اینکه آلبوم در سوییس ضبط شده ، با یک جستجوی کوچک به تمام اطلاعاتی که می خواستم می رسم و حتی به چند بررسی آلبوم و گفتگو با آفریننده ی آلبوم : پویا محمودی .

درباره ی آلبوم "مهر" بدون آنکه کارشناس موسیقی باشم فقط به عنوان یک شنونده می نویسم و سپس بخشهایی از دو برررسی که به انگلیسی نوشته شده است را می نویسم . این آلبوم از نگاه من ، یک آلبوم راک ، جَز بین المللی است یعنی اگر آلبوم بی کلام هم بود ، آن قدر آهنگها و ساز آرایی و نوازندگی نوازندگان زیبا هستند و بی مرز که در یک نگاه کلی نمی شود گفت این یک آلبوم راک فارسی است ، برای اثبات این حرف هم همان آهنگ "سی پاره" که شاهکار این آلبوم  است ، کافی است چون این آهنگ را می توان با زبانی جز فارسی هم تصور کرد ، برای بی مرز بودن آهنگ بعضی ترانه ها ، شناخته شده ترین آهنگ Loreena McKennitt بانوی هنرمند کانادایی در ایران را مثال می زنم ، آهنگ Tango To Evora که آن آهنگ هم آن قدر بی مرز است که نسخه ی ایرانی آن هم چند سال است خوانده شده و بارها از رادیو و تلویزیون ایران پخش شده است ( گوش کنید به آهنگ گل اُرکیده با صدای ایلیا منفرد از اینــجا ) ، پیش از آنکه گفتگو با پویا محمودی را بخوانم از شنیدن 2-3 باره ی آلبوم بیشتر از همه یاد Yngwie Malmsteen افتادم که در آلبومهایش با چند سبک از موسیقی راک و همینطور نوازندگی گیتار رو به رو هستید ، به ویژه در آهنگهایی از او که آغازی کاملا آرام یا کلاسیک دارند و آهنگ با همراهی گیتارها و سازهای کوبه ای ادامه پیدا می کند ، و همینطور هم یاد Carlos Santana که در آهنگهایش با صدای گیتارهای مختلفی  رو به رو هستید ؛ در آهنگ " نوبان " به یاد ویلن نوازی و همین طور در آهنگ " دینگومارو " هم کمی به یاد نی لبک نوازی در آلبوم The Corrs Unplugged از گروه ایرلندی The Corrs  افتادم که سبک آهنگهای آنها Celtic Rock و Folk Rock است . اینها را نوشتم که باز بگویم آلبوم بسیار زیبا است و همینطور بی مرز و ممکن است شما با شنیدن آلبوم یاد کارهای دیگر هنرمندان غربی یا شرقی بیافتید .

اما در نگاهی دیگر با آنکه 3 آهنگ از آلبوم " مهر " آهنگهای راز و نیاز ، رَنگ ، مِ و تو در هنگام مجوز گرفتن برای پخش در ایران مانند اینسرت آلبوم ، غیب شده اند اما آلبوم همچنان از نگاه من مانند یک دایره است ، با آغاز آرام آهنگ " سی پاره " و ادامه ی سماع گونه ی آن و گذشتن از آهنگهای دیگر با ریتمها و تِمپوهای گوناگون می رسیم به آهنگ غمناک پایانی با شعری از سیاوش کسرایی به نام " تن ِ بیشه " که آن آهنگ هم پایانی کاملا آرام دارد . شعرهای این آلبوم همه شعرهایی جاندار و بیدار هستند ، گزینش شعرها کاملا نشان دهنده ی شعرشناس بودن پویا محمودی است و همینطور اینکه او یک موزیسین راک است در همان معنای جهانی که هم شعر و هم آهنگ در این سبک بر خلاف سبک پاپ ، کاملا بیدار است ، مانند کارهای آغازگر موسیقی راک ِ ایرانی ، کورش یغمایی . ( درباره ی کورش یغمایی و شعرشناس بودن او نگاه کنید به ایــنجا ) .

این را هم بگویم که چه قدر خوب که آهنگ "سی پاره " در هنگام مجوز گرفتن با تنگ نظری رو به رو نشده است ، چون " سی پاره " اصطلاحی است که در قدیم به جای قرآن به کار می رفته است که اشاره به سی بخش بودن قرآن دارد ( اینجا )، بیت مولوی هم که دیگر معنایش معلوم است رها کردن ظاهر و به دنبال معنا بودن - ، خود ِ آهنگ هم از نگاه من شبیه یک سماع است و بر این باورم که پویا محمودی در این آهنگ آنچنان آهنگ غزل مولوی را دریافته است که اگر خود مولوی هم در روزگار ما می زیست این آهنگ را با همین ملودی و ریتم و تمپو  مثلا به آهنگی که استاد شجریان در آن ، این غزل مولانا را خوانده است ، ترجیح می داد . آهنگ نیایش به ویژه آنجایی که پویا محمودی صدایش را بالاتر می برد تا شاه غزلی از حسین منزوی را بخواند ، بسیار شنیدنی است . شعرهای تایماز افسری هم بسیار زیبا با فضای موسیقایی دو آهنگ " بامداد " و " حلقه " همراه شده است . باید بگویم که ویلن نوازی آلبوم عالی است و هنرمندانه و همینطور همخوانی نوازنده ی ویلن ، نگار رستمی نژاد ، از نوازندگی و سازآرایی عالی آلبوم هم که در آغاز نوشته ام ، نوشتم و در پایان هم باید گفت ، صدای پویا محمودی صدایی است گرم و پخته و کاملا مناسب با آهنگهایی که ساخته ی اوست و چه زیبا که در آهنگهای " نوبان " و "دینگو مارو " و " سرِ کوه ِ بلند " که او با لهجه های محلی ایران ترانه ها را خوانده به خوبی از عهده ی این کار برامده ، درست مانند کورش یغمایی که او هم در فضایی کاملا راک و غربی چندین ترانه با لهجه های محلی ایران دارد و انها را با هنرمندی تمام خوانده است ، این هم نکته ای است که به زیبایی و ماندگاری آلبوم " مهر " کمک می کند . پیشنهاد می کنم آلبوم را هر چه زودتر گوش کنید تا از آمیزه ی هنرمندانه ی موسیقی غربی و شعر و موسیقی ایرانی لذت ببرید .

Daniela Candillari در سایت زیرزمین درباره ی آلبوم می نویسد : ... لازم است پیش از بررسی آلبوم نگاهی بیاندازیم به آغاز آموختن موسیقی از سوی پویا محمودی . او از 10 سالگی نواختن گیتار آکوستیک را آغاز کرد ، گروه های راک که در آغاز بر او اثر گذاشتند گروه هایی مانند Deep Purple و  Led Zeppelin بودند ... این آلبوم آمیزه ا ی از راک ، جَز و موسیقی سنتی ایران است . محمودی ، ملودی هایی را با استفاده از موسیقی سنتی ایران ساخته است اما بدون هیچگونه استفاده از سازهای موسیقی ایرانی . ... آهنگ آغازین آلبوم ، " سی پاره " فورا نشان دهنده ی ترکیبی از موسیقی غربی شرقی است . ساختار ریتمی آهنگ ، یکی از آهنگهای John Coltrane را به یاد می آورد . ... یکی از نمودهای متفاوت جَز که لایه ای دیگر به آوای ترکیبی محمودی می بخشد در آهنگ " سرِ کوه ِ بلند " شنیده می شود . از میان نشانه گذاری ریتمی ، هارمونی و گیتارهایی که صدای او را همراهی می کنند به راستی یکی اجرای Stting از آهنگ How insensitive را به یاد می آورد ... بیشتر شعرهای آلبوم فارسی هستند . با اینکه فهمیدن معنای شعرها برای درک کردن حال و هوای  شعرها ، نیاز است اما به راستی این مانع آن نمی شود که از آلبوم لذت نبرید . محمودی در شفاف نگه داشتن زبان موسیقی آهنگها موفق بوده است در حالی که آهنگها کاملا رنگارنگ هستند . بی شک مهترین چیز در مورد آلبوم جدا از اینکه در ساختن ملودی های سنتی ایرانی از هیچ ساز ایرانی استفاده نشده است  این است که پیام و حس آلبوم به خوبی به شنونده منتقل می شود .

گوش کنید به " تن ِ بیشه " با شعری از سیاوش کسرایی و آهنگسازی و صدای پویا محمودی از آلبوم " مهر " از ایــنجا .


تن ِ بیشه پر از مهتابِ امشب

پلنگ ِ کوه ها ، در خوابِ امشب

به هر شاخی دلی سامان گرفته

دلِ من در بَرَم بی تابِ امشب

غروبِ ، غروبِ

غروبِ ، راه دورِ

غروب ِ ، وقت تنگِ

غروبِ

زمین و آسمان ، خونابه رنگ ِِ

غروبِ

زِ داغ ِ لاله ها ، خونِ دل ِ من

گُلِستون ِ شهیدون ِ دلِ من

نداره رَه به آبادی رفیقون

بیابون در بیابون ِ دلِ من

برای خواندن یک بررسی دیگر درباره ی این آلبوم نگاه کنید به : اینــجا .

و نام آهنگها در آلبوم اصلی که در سال 2008 منتشر شده است : اینــجا.

و اگر در MySpace هم زندگی مجازی دارید به اینجا نگاهی بیاندازید برای بیشتر دانستن از پویا محمودی و کارهای تازه اش 

http://www.myspace.com/faryaad

سایت زیر زمین با پویا محمودی پیش از انتشار جهانی آلبوم " مهر " گفتگویی کرده است که متاسفانه در جاهایی به دلیل بی دقتی نویسنده ی گفتگو ، قابل خواندن نیست ،می توانید این گفتگو را در ادامه ی مطلب بخوانید .

پویا محمودی : من در تهران در سال 1353 متولد شدم. در سن 10 سالگی توسط پدرم نواختن گیتار را شروع کردم و در سن 11 سالگی به فرانسه رفتم که مدت دو سال دور از خانواده بودم، در واقع ارتباط خاصی با این ساز برقرار کردم چون می تونست در اون زمان


من رو آروم کنه و تنها که بودم سرم رو گرم می کرد. به هر حال دوباره به ایران برگشتم و باید «نت خوانی» یاد می گرفتم که با اصرار مادرم برای من یک معلم خصوصی گرفتند. ولی من اصلاً ارتباط خاصی نتونستم با معلم گیتارم بر قرار کنم چون ارتباطم با این ساز خیلی خاص بود و بر خوردم هم کمی عجیب بود. من ممکن بود ساعت ها بدون اینکه قطعۀ خاصی رو بنوازم با سازم بازی می کردم و سعی می کردم صداهائی رو از سازم در بیارم. این بازی من رو در نوجوانی سرگرم می کرد. بنابر این یاد گیری این ساز در اون سن به صورت جدی با هر معلم موسیقی برای من تبدیل می شد به کلاس خشک بی معنی که هم خوب بود و هم بد. ولی من توی همون بازی های خودم خلاقیت رو حس کرده بودم. در واقع ساز نمی زدم. بازی گوشی می کردم. البته هنوز هم همینطور هست. بعدها که بزرگتر شدم برام جدی شد و سعی کردم از هر کسی که می تونم یاد بگیرم. البته آدم هائی که اون موقع ساز می زدند خیلی کم بودند و پیشرفت من هم کند بود ولی در سال های بعد سعی کردم بازی گوشی رو کنار بگذارم و کلاس برم که در این مسیر کیوان مدیری، سهیل نفیسی و پدرم واقعاً به من کمک کردند. من یک دوره ای پیش کیوان مدیری گیتار کلاسیک زدم تئوری موسیقی، هارمونی و تاریخ موسیقی خوندم. سهیل نفیسی در واقع من رو نسبت به خودم آگاه تر کرد و پدرم هم نخستین معلم من بود.

زیرزمین: سهیل نفیسی چه چیزهائی رو در مورد خودت بهت تونست یاد بده و این چطور در کارهات به تو کمک کرد؟

پویا محمودی: راستش راجع به سهیل نفیسی من باید خیلی بیشتر وقت داشته باشم که بتونم همۀ اون چیزهائی رو که می خوام بگم. ولی من از طریق سهیل با فرهنگ موسیقی جنوب آشنا شدم، به صورت دقیق تر با موسیقی بندرعباس که خب یکی از مناطقی ست که در آنجا مراسم «زار» برگزار می شود. بطور کلی افق های جدیدی رو سهیل برای من باز کرد که موسیقی " زار " یکی از آنهاست.

زیرزمین: زندگی نامۀ گروه " باراد " چیست؟

پویا محمودی: من با آیدین و کسرا سال 1379 آشنا شدم ولی داستان باراد از زمانی شروع شد که با آرش خونه آیدین چند جلسه ای تمرین کردیم. در واقع ایدۀ آهنگ " بیابان " توی همون چند جلسه با تم کسرا شکل گرفت. ولی خبری از خواننده نبود. متاسفانه اون تمرین ها پس از مدت کوتاهی تموم شد که در واقع اونجا دیگه نمی تونستیم تمرین کنیم. این ماجرا به اوایل سال 1381 مربوط می شه. در پائیز همون سال کسرا به من زنگ زد که نشریه " هرمس " فراخوانی داده که هر کسی می تونه نمونۀ کار بده و هرمس منتشر می کنه. البته یک چهارچوب هائی هم داشت مثلاً این که ایرانی باشه. و چون کسرا با سلیقۀ من آشنا بود گفت بیا یک چیزهائی ضبط کنیم و بدیم به هرمس. «لیوا» و «در هر رگ من» رو ضبط کردیم. البته " لیوا " رو من سال ها قبل ساخته بودم ولی " در هر رگ من " مربوط به همون زمان می شد. آقای رامین در نشریه " هرمس " به ما پیشنهاد نداد که روی موسیقی های محلی کار کنیم بلکه این سلیقۀ من بود که در واقع مورد پسند کسرا و آیدین هم بود.

یکی از بهترین دوران های کاری برای ما بود (اون زمان) چون همه چیز به موقع انجام می شد. ما خانۀ آیدین ضبط می کردیم و کسرا درامز می نوشت و فرمت آهنگ ها رو درست می کرد، آیدین ضبط می کرد و تمام این مراحل با کسرا همراه بود. من هم روی تم ها کار می کردم و ملودی خواننده رو می ساختم و شعر ها رو انتخاب می کردم. بعضی از این آهنگ ها رو از قبل ساخته بودم که همه این اتفاقات رو در نهایت 3 نفره بدون هیچ مشکلی در موردشون تصمیم می گرفتیم و جلو می رفتیم. این روند خیلی خوبی بود و این همکاری در نهایت موفق شد.

بعد از این که همه کارها خونه آیدین ضبط شد آرش به ما دوباره پیوست و در ضبط نهایی زد.

زیرزمین: بعد چه شد؟

پویا محمودی: آبان ماه بود که ما رفتیم " هرمس " و CDها آماده پخش بود. اشکالات زیادی در جلد CD همگی دیدیم که در هیچ کدوم از CDهای " هرمس " هیچ وقت ندیده بودیم. این برخورد همه ما را دل سرد کرد و خب چاره نداشتیم چون هنوز قرار داد نبسته بودیم. البته قرار داد رو کسرا و رامین تنظیم کرده بودن ولی هنوز هیچ کس چیزی رو امضا نکرده بود. و در عمل انجام شده قرار گرفتیم که CD رو با همه اون اشکالات بپذیریم که شاید اصلاح شود. البته مثل اینکه در چاپ های بعدی اصلاح شد ولی کسی به ما اصلا چیزی نگفت که CD تجدید چاپ شده و اون مشکلات CD هم برطرف شده و طبق قرار داد بیاین و سهم تون رو بگیرین. به هر حال همه این مسائل که خب فقط به خودمون مربوطه، 6 ماه و یا 7 ماه بعد بود که کسرا اعلام  کرد که گروه «باراد» منحل شد. البته فقط گروه منحل شد و روابط ما بجای خودش باقی موند و این دوستان از بهترین دوستان من هستند. من خیلی خیلی ازشون یاد گرفتم و بسیار تجربه خوبی باهاشون داشتم.

زیرزمین: نخست باراد رو چه می دیدی و حالا چی می بینی؟ آیا فرقی کرده؟

پویا محمودی: راجب شخصیت باراد من اون زمان خیلی به این فکر نمی کردم که حالا ما حتماً یک گروه راک هستیم یا پاپ یا هر چیز دیگری. من برام این مهم بود که برخورد درستی با فرهنگ موسیقی مان داشته باشیم همین. اینکه الان چی می بینم باراد رو، این رو می دونم فقط که ما کاملاً صادقانه کار کردیم و هر آنچه که اون زمان در توان داشتیم گذاشتیم. برای همین ایمان دارم که آلبوم باراد یک آلبوم تاثیر گذار خواهد بود.

زیرزمین: منظورت از  " برخورد درستی با فرهنگ موسیقی مان داشته باشیم " چیست؟

پویا محمودی: برخورد درست ناشی از شناخت درست هست. چه در ارتباط با موسیقی غربی، چه موسیقی ایرانی و چه موسیقی شرقی. هرچقدر شناختمون بیشتر باشه راجب کاری که انجام می دیم بر خوردمون هم بهتر خواهد بود.

زیرزمین: بنظرت چه گروه های دیگری برخورد درستی با فرهنگ موسیقی ما دارند؟

پویا محمودی: ترجیح می دم فعلاً به این پرسش پاسخ ندم.

زیرزمین: به دید تو چه نوع فرهنگ موسیقی خوب نیست؟

پویا محمودی: هر کسی دارای یک فرهنگی است که فراخور اون فرهنگ مثلا فیلم می بینه، موسیقی گوش می ده و غیره. به نظر من تعریف این که چی خوب یا چی بده خیلی جالب نیست. هر آدمی آزاده که با توجه به سلیقه ای که داره فیلم ببینه، موسیقی گوش کنه و غیره.

زیرزمین: آیا هنرمندان جوان ایرانی برخورد درستی با موسیقی خودمان دارند؟

پویا محمودی: این موضوع برمی گرده به اینکه نسل های قبل چه ارزش هائی رو در ارتباط با فرهنگ موسیقائی تعریف کردن. من ایمان دارم که نسل جوان خیلی بهتر از نسل قبل عمل خواهند کرد چون حداقل در ارتباط با موسیقی غربی به مفهوم کلی (کلاسیک، جاز، راک...) شناخت بهتری دارن به واسطۀ اینترنت و غیره ما امروز نوازنده هایی رو در ایران می تونیم ببینیم که استاندارد بالاتری نسبت به نسل قبل دارند. و برخوردشون خیلی بهتر هست و گاهاً می تونیم ببینیم که به دنبال زبان خودشون می گردن و به نتایج خوبی هم رسیدن. 

زیرزمین: در بعضی از آهنگ هات از ریتم های لنگ و شکسته (برای مثال 4/5 و یا 4/7 و یا شاید 8/14 ) استفاده می کنی. چرا این ریتم ها رو انتخاب می کنی؟

پویا محمودی: دلیل استفاده از میزان های لنگ؛ اولاً این بخاطر فرهنگ ریتم در موسیقی ایرانی است. به عنوان مثال اگر شما مجموعه آینه و آواز آقای محمود رضا درویش رو شنیده باشین که مجموعه بسیار خوبیست از موسیقی های محلی ایران در بخش موسیقی کرمان در موسیقی عروسی، به جای 8/6 که خیلی متداول است مخصوصاً در عروسی از میزان 8/5 استفاده می کنن... به همین سادگی. و بسیاری از ملودی های ایرانی و محلی روی میزان های لنگ سوارند.

زیرزمین: مخاطبانت چه کسانی هستند؟ دوست داری مخاطبانت چه کسانی باشند؟

پویا محمودی: من با تجربه ای که از باراد بدست آوردم، دیدم که اگر حواسم رو جمع کنم می تونم مخاطبین مختلفی با سنین مختلف داشته باشم و در ارتباط با مخاطبین ایرانی بتونم نسل های مختلف رو به هم وصل کنم. مثلاً بارها شنیدم که دوستی به من گفته که داشتم آهنگ «زاهد» از باراد رو گوش می دادم دیدم پدرم آمد توی اتاق و پرسیده این کیه؟! خب دلیلش هم معلومه؛ انتخاب شعر نوع ملودی و ریتم و رنگ کلی آهنگ. خیلی کار عجیبی هم نیست. کافیه کمی مردم رو بشناسی. من دوست دارم مخاطبانی داشته باشم که با نظراتشون باعث پیشرفت من بشن.

زیرزمین: بنظرت نسل دیروزی به چه چیزی در یک آهنگ اهمیت می ده و نسل امروزی به چه چیزهایی؟ چه نوع شعر و ملودی رو برای وصل کردن این دو نسل مناسب می دونی؟

پویا محمودی: در ارتباط با نسل دیروز باید گفت شعر خیلی اهمیت داره و برخورد با شعر. من در ارتباط با این موضوع در باراد تصمیم گرفتم اگر یک غزل از حافظ  رو می خوام بخونم نباید همه غزل رو بخونم چون از حوصله هر دو نسل در زندگی امروز خارج است. برای همین فکر کردم که بهتره چند بیت بخونم و در ارتباط با نسل امروز که ممکن خیلی هم شعر کهن نخونن، بهتر که اون دو بیت خوانده شود و با تکرار شاید نسل امروز بیشتر درگیر مفهوم و زیبایی های ساده شعر کهن شوند.

وقتی شما یک شعر کهن که از هر نظر منطبق با ریتم و ملودی ایرانی است با ملودی دیگری می خونی این همون جاست که از نسل دیروز فاصله می گیری. اینجا همون جائیست که باید سعی کنیم فرهنگ مون رو بشناسیم. اگر می خواهیم با شعر فارسی کار کنیم باید خیلی مسائل در نظر گرفته بشه. از اون طرف کسانی هم هستند که می خوان شعر نو رو بزور با همون ریتم ها و ملودی ایرانی مثلاً روی شعر سپید بخونن، این هم بسیار غم انگیز خواهد بود. چون وزن در شعر نو دیگه اون وزن هایی نیست که همیشه عادت کردیم. به هر حال پیوند این دو نسل باز یک مقدار زیادی بر می گرده به پروداکشن و صدای اون موسیقی. وقتی یک ملودی راک داریم و شعر کهن روی اون می خونیم با سرعت نسبتاً بالا و درامز باس و گیتار الکتریک همون وظایفی که کاملاً در یک موسیقی هارد راک داریم انجام می دن با همون صداها. خب شما طبیعتاً داری نسل دیروز رو و مقداری از نسل امروز رو از دست می دی. دقت کنید ما همیشه وقتی می خواهیم یک شعر کهن بخونیم لحن خوندنمون یعنی تمپو کلاً پائین می آد برای درک اون شعر. بنابر این ببینید که ما چقدر در خیلی موارد شتاب زده عمل می کنیم.

زیرزمین: بنظر من نام سبک شما رو می شه موسیقی تلفیقی محلی (folkklore fusion) گذاشت. اون هم بخاطر تیپ شعر هایی که انتخاب می کنی و سبک آهنگ ها. از دید خودت آیا این نام گذاری درست؟

پویا محمودی: من با نظرت موافقم. البته هیچ وقت به این موضوع فکر نکردم که در فلان سبک کار می کنم، یا سبک من این است و اون یکی نیست و اون بد هست و غیره...؛ ولی این رو می دونم که اول من یک ایرانی هستم که دارم با توجه به فرهنگ موسیقائی خودم گیتار می زنم و یا آهنگ می سازم. ولی متاسفانه خیلی از دوستان اول به اون سبک که دوست دارند فکر می کنند بعد یادشون می افته که ایرانی هم هستند. بنابر این حالا به دنبال فرهنگشون می دوند که یک جوری اون رو تو اون موسیقی قرار بدن و یا توی اون سبک. البته این تجربه ها اصلاً بد نیست برای موسیقی دان ایرانی که هیچ برداشت درستی راجع به فرهنگ موسیقیائی خود شون ندارن.

 زیرزمین: یک مقدار در مورد «شیخ شنگر» می تونی برای ما توضیح بدی؟

پویا محمودی: بطور کلی مراسم زار یک مراسم آفریقائی است که توسط برده هایی که در حمله پرتقالی ها به ایران همراه پرتقالی ها بودند به ایران آمدند که در واقع این سیاه پوستان در نهایت در ایران شروع به زندگی کردند و طبیعتاً مقداری از فرهنگ موسیقائی خودشون رو به همراه آوردند.

یکی از دلایلی که این مراسم ایرانی نیست حضور زن به عنوان ماما زار در این مراسم است که کاملاً برابر با (بابا زار) انجام وظیفه می کند. شما در هیچ مراسم عرفانی یا ذکر دراویش در ایران هیچ وقت زنی رو نمی بینید. زن باید در نهایت نذر اون مراسم را بپزد و غیره. این نوع موسیقی به نوعی موسیقی درمانی است که گاهاً به جادوگری و جن گیری نزدیک می شود که اینها معتقد هستند بادهائی از دریا می آید و جسم بیمار یا فردی که دچار بد زار شده رو تسخیر می کنه. این مراسم انجام می شود برای بهبود اون بیمار که هر بدی یا هر زاری یک آواز مخصوص برای خود دارد که در مراسم این آواز توسط ماما یا بابای زار خوانده می شود همراه با سازهای کوبه ای (دوهول) و هم خوانی ناظرین مراسم که این همخوانان برای ایجاد هیجان بیشتر گاهاً با دو تکه چوب که به آن «تخته زار» می گویند با " دوهول " همراه می شوند. " شیخ شنگر " یکی از این بادهاست. اینکه چرا من این نوع موسیقی رو انتخاب کردم برمی گرده به این که موسیقی ایران فقط خلاصه نمی شه به موسیقی سنتی. گوشه و کنار ایران دریائی از فرهنگ های مختلفی است که باید مردم ایران با آنها آشنا شوند.

 زیرزمین: می شه کمی از آهنگ " سی پاره " برای ما بگی؟

پویا محمودی: از اون جائی که این آلبوم هنوز بیرون نیامده و کسی نشنیده نمی دونم باید چی بگم در حال حاضر. ولی از نظر ریتمیک یک میزان 4/7 است با تقسیمات فرعیه 8/5 8/5 8/4. و لایه های مختلف روی هم بازی با دید 5 5 4 نوشته شدن، بعضی با دید 4/7 و در پایان با ریتم 8/5 تموم می شه. از نظر ملودیک به دستگاه نوا نزدیک می شه، ویولین نقش ریف رو بازی می کنه و در یک جا تبدیل می شه به جواب آواز.

زیرزمین: آیا آهنگ های چند ریتمی رو ازت در این آلبوم خواهیم داشت؟

پویا محمودی: بله حتماً. چون من این بازی رو خیلی دوست دارم. اولین تجربه جدیم در سال 1375 بود. روی دو نوازی که با یکی از دوستانم که تار می زد انجام دادم. قطعه از نظر فرم کاملاً منطبق بود با فرم موسیقی ایرانی در دستگاه چهارگاه با هارمونی مدرن. ولی در قسمت آخر که به نوعی یک چهارمضراب بود ریتم قسمت آخر چهار میزانش دو ضربی و دو میزان پنج ضربی و دو میزان 7 ضربی بود، یعنی یک میزان 8/32 .

زیرزمین: برنامۀ آیندت چی هست؟

پویا محمودی : سی دی  آخر به اسم  " مهر " خواهد بود. در حال حاضر مشغول طراحی جلد هستیم و داریم به تکثیر CD نزدیک می شیم. ولی من دقیقاً نمی دونم چه زمانی به بازار خواهد آمد. در حال حاضر من مشغول آلبوم بعدی هستم ولی این بار خیلی دوست دارم که همه چی همزمان با هم ضبط بشه که اگر این امکان رو پیدا کنم برای من خیلی تجربه خوبی خواهد بود و حس اجرای زنده در ارتباط با ضبط خیلی حس بهتری برای شنونده خواهد داشت.

زیرزمین: چطور شد که Billy Cobham   مشهور در آلبوم بعدیت باهاتون همکاری می کنه؟ چطور با او آشنا شدی؟

پویا محمودی: راستش این یک اتفاق بود. اولاً من خیلی درست Billy Cobham رو نمی شناختم. اصلاً به این موضوع فکر نکرده بودم که روزی ممکنه که با یک آدم بزرگی مثل او همکاری کنم. ما از طریق درامری که قرار بود در آلبوم و کنسرت در سوئیس با ما بزنه با Billy Cobham آشنا شدیم. داستان به این صورت بود که Billy Cobham به خونه این درامر رفته بود برای شام Vladimir درامر دموهای منو گذاشته بود و Billy Cobham هم شنیده بود و اونجا او گفته بود که دوست داره که دو تا از آهنگ ها رو به انتخاب خودش بزنه که بعد Vladimir به ما گفت و ما هم خیلی خوشحال شدیم. من از این اتفاق این درس رو گرفتم که باید فقط کار، کار، کار کرد و بجز کار کردن به هیچ چیز دیگری نباید فکر کرد و زمانش که برسه اتفاقی که اصلاً بهش فکر نکردی می اُفته. این بر می گرده به این که تو چقدر به کارت ایمان داری و چقدر صادقی در ارتباط با کارت.

زیرزمین: آیا به آموزش و همیاری با دیگران هم می پردازی؟

پویا محمودی: من از سن 18 سالگی شروع به تدریس گیتار کردم و تدریس رو دوست دارم. مخصوصاً با شاگردهائی که جدی تر به موسیقی فکر می کنند. به طور کلی سعی من اینه که با کسانی که کار می کنم بتونم با کمک خودشون یک مسیره خلاقی رو پیش بگیریم. از این جهت گاهی اوقات من از اونها می آموزم و همیشه به این دوستان می گم که باید بهتر از من بشن و ترسی از آموختن ندارم. طبیعتاً اگر کمکی از دستم بر بیاد انجام می دم.

زیرزمین: پویاجان، از زمانی که به ما دادی بسیار سپاسگذارم و قلباً خواهان شنیدن کارهای بیشتر و تازه تری ازت هستیم.

پویا محمودی: من هم از شما ممنونم.

 

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0