یادی از خانه ی سبز به یاد خسرو شکیبایی ، نادره خیرآبادی و مسعود رسام

1 - گوش کنید به ترانه یِ سبزِ سبزم با شعری از (احتمالا مسعود رسّام) و موسیقی بهرام دهقانیار و صدای خسرو شکیبایی از اینــجا .

2 گوش کنید به بیانیه یِ آغازین سریال خانه یِ سبز نوشته یِ بیژن بیرنگ و صدای خسرو شکیبایی از اینــجا .

3 گوش کنید به بریده ای از اِپیزود "توفان قبل از آرامش سبز" با حضور نادره خیرآبادی و خسرو شکیبایی از اینــجا .

4 گوش کنید به بریده ای از اِپیزود "یک رییس سبز" درباره یِ حقوق زنان نوشته یِ بیژن بیرنگ با صدای خسرو شکیبایی از اینــجا .

5 گوش کنید به مونولوگی با زمان 5 دقیقه و 20 ثانیه از اِپیزود "سهم سبز" نوشته یِ بیژن بیرنگ با صدای خسرو شکیبایی از اینــجا .

+

پیش از هر چیز بگویم که وای به حال ما که حتی خاطرات ما امنیت جانی ندارند و هر آن ممکن است خاطره ای و یادی از ما نابود شود . تا جایی که یادم می آید سریال خانه ی ِ سبز بیشتر از دوازده اِپیزودی بود که حالا شرکت سروش آن را در یک بسته بندی می فروشد - اگر اشتباه می کنم لطف کنید و برایم بنویسید - و خنده دار و درد دار است تمام قسمتهای سریالی که تلویزیون همین 15 سال پیش آن را ساخته برای پخش در چرخه یِ مُجاز ویدیویی ایران ، مُجاز نبوده است . بگذریم از سریال سرزمین سبز که یک سریال بیدار اجتماعی بود و همان زمان با همان تیم ساخته شد اما پخش نشد تا سال ها بعد زمانی پخش شود که دیگر بسیاری از آسیب های اجتماعی که در آن سریال خطر به وجود آمدن آنها مطرح شده بود ، جز اخلاق و آداب جامعه یِ ایران شده بود البته تا جایی که دیده ام این سریال مانند دیگر سریال ها منتشر نشده است و غیر مُجاز شمرده شده است .

خُب شاید سه فایل 3 و 4 و 5 کمی بی ربط به نظر برسد اما فایل شماره ی ِ 3 یادی است از نادره خیرآبادی که در سریال ماندگار خانه یِ سبز نقش مادر ِ خسرو شکیبایی را بازی می کرد .

و فایل 4 و 5 را بیشتر شاید برای این برگزیدم که یادآوری کنم وضع حقوق زنان در ایران همیشه مایه یِ تأسف بوده و در هر زمانی هر آزاد اندیشی به این موضوع توجه داشته است و نگرانی خود را نسبت به آن نشان داده است . البته در سریال خانه یِ سبز به حقوق تمام اعضای خانواده احترام گذاشته می شد ، حقوق کودکان ، حقوق زنان و حقوق سالمندان و ... و تمام تلاش سریال این بود که اخلاق به باد رفته یِ ما ایرانی ها را به ما یادآوری کند . البته فایل 5 گذشته از این موضوع یکی از آن مونولوگهای بلند و هنرمندانه یِ خسرو شکیبایی است که او با تسلط تمام نقش یک وکیل را بازی می کند . چون اوضاع مطرح شده در فایل 4 و5 از نگاه من چیزی بود که امروزه نه تنها بهتر شده بلکه بدتر هم شده است متن دو فایل را هم نوشتم .

+

سبز ِ سبزم ریشه دارم

من درختی استوارم

سبزِ سبزم ریشه دارم

در زمستان هم بهارم

شور و عشق و شادیم را

از خُدایَم هدیه دارم

هر چه هستم هر چه باشم

چشمه ام ، پاکم ، زلالم

سبد سبد ستاره

از آسمون می باره

تو قلب ِ پاک ِ گُلدون

بهار خونه داره

بهار خونه داره

بیا بیا دوباره

چِشام به انتظاره

بارون داره می باره

بوی ِ تو رُ میاره

بوی ِ تو رُ میاره

2 به نظر من یه خونه هر جایی می تونه باشه ، می تونه بالای یه ساختمون بلند باشه ، می تونه تویِ یه کوچۀ قدیمی که زیر ِ یه بازارچه اَس باشه ، می تونه بزرگ یا می تونه کوچیک باشه . می تونه برای هر کس مفهومی داشته باشه یا هر رنگی داشته باشه ، می تونه به رنگِ آجر یا به رنگ ِ شیشه و سنگ باشه . می تونه رنگ ِ قرمز یا به رنگ ِ ...

ولی من یعنی بهتر بگم ما ، معتقدیم خونه هر چی که باشه باید سبز باشه . بله سبز و همیشه سبز .

+

4 - آره آره آره . ما مردا ته ِ قلبمون دوس نداریم شما زَنا کار کنید . گَمون نمی کنم اینُ تا حالا ازت مخفی کرده باشم . به نظر من عللی وجود داره . عللی آشکار و نهان . فقط یکیش اینه که گاه ما مردا خیلی خودخواهانه فکر می کنیم به جلال و جبروت مردونه مون ممکنه خدای نکرده خدشه ای وارد بشه و باز یکیش اینه که با نیازمند نگه داشتن شما زَنا فکر می کنیم اقتدار خودمونُ حفظ کنیم . منم مثه خیلیای دیگه تا امروز همینطوری فکر میکردم ولی امشب شک دارم .

باور کن ! به خلوت شبانه ای که هر کدوم از ما انسانها برای خودمون داریم ، قسم می خورم که امشب تو خلوت منصفانۀ خودم با تردید به این مسأله نگاه می کنم ولی علل دیگه ای هم هست . عللی که هر زنی باید به اون فکر کنه و همونطوری که از ما مردا انتظار داره منصف باشیم ، اونم منصف باشه . طبق قانون ریاست خانواده با مردِ و اونه که اجازۀ کار کردنُ به دلایل مختلف از جمله مصالح خانواده می تونه به زنش بده یا نده .

ولی تا حالا هیچ مردی تحتِ لوای هیچ مادۀ قانونی ای نتونسته به روح و روان و عشق هیچ زنی ریاست بکنه .

+

5 - انسان موجودیه فراموشکار . فراموشکاری خصلت بدی نیست چون بدون فراموش کردن ، تحمل بار سنگین غمها و مشکلات برای انسان طاقت فرساست . اما فراموشکاری خصلت بسیار بدیه در صورتی که انسان گذشت ها و فداکاری دیگران را فراموش کنه .

فراموش کنه زنی به خاطر عشق ، این بالاترین موهبت الهی دست از همۀ علایق خودش می کِشه و خونه رُ سنگر خودش قرار می ده که در هیچ کجای قانون و شرع ممانعتی برای کار و فعالیت شرافتمندانۀ زن تصور نشده که همسر والای پیامبر اسلام ، بانویی شرافتمند و بازرگانی شرافتمند بودن . برای مرد در شرع مقدس اسلام وظیفه تعیین شده که اونُ موظف می کنه به پرداخت دستمزد برای کارهایی که زن در منزل انجام می ده که زنان ما بدون کوچکترین چشمداشتی ، عُمر خودشون ُ بی اجر ِ مالی تقدیم دنیای سبز خانه هاشون می کنن به انتظار اینکه برگ سبزی در کاسۀ خالی مُحبتشون دریافت کنن .

اگر صحبت از کار زن به عنوان عملی ارزشمند در خانه مطرحه تا مرد بتونه خارج از خانه ، آسوده تر به تلاش روزمره اش ادامه بده صحبت از قدرشناسی و سهم و حق او نیز مطرحه که بدون دومی ، اولی دیناری ارزش نخواهد داشت . حالا صحبت و سوأل موکل ما که بارها هم تکرار شده اینه ، سهم او از موفقیت های شوهرش چقدره ؟

به قدر شیری که همسرش اونُ با شیر خشک مقایسه می کنه یا اجرت کارگری که می تونست پرستاری و تیمارِ خانه و بچه ها رُ به عهده بگیره که البته ارزش اون کارگر ِ زن هم در جای خودش برای همسرش محفوظ است . زنی با خلوص نیت با مرد دانشجویی پیوند ازدواج رُ بسته ، پنج سکه به حرمت مقدس پنج تن به قیمت اون روز ، قربان هزار تومَن ، مهریۀ خودش قرار داده . بدون هیچ قید و شرطی بند محبت رُ شرط ازدواج خودش کرده که امروز در این دادگاه به خاطر تمام عشق هاش ، مورد تمسخر و تحقیر قرار بگیره ؟

به خدا نه عادلانه است ، نه منصفانه که اگر سنگر خانه رُ انتخاب نکرده بود چه بسا که برج ها ساخته بود . به خدا منصفانه نیست که انسانی در محضر محترم این دادگاه تحقیر شود به خاطر تحمل سال ها دوریِ همسر از خانه . به خاطر تحمل بار سنگین تربیت بچه ها و هزاران مشکل دیگر و دیگر و دیگر که مرد امروز به او بگوید به خاطر سرگرم بودنش به مشغلۀ بیرونی اش ، هیچ مودّتی بین او و همسرش نبوده که بخواهد گسسته شود که امروز به خاطر توانمند شدنش دیگر به وجود زنی که عامل موفقیت هایش بوده احتیاجی نیست .

چه خوب است نه تنها درمحضر محترم این دادگاه بلکه در محضر والای عدل الهی در روزهایی که قدر است و روز قدرشناسی ، مروری بکنیم به پرونده های موفقیت هامون و کمی قدر شناس باشیم به آنانی که ما را به قدر نشاندند .

جناب رییس ! ما به استناد بند الف تبصرۀ شش ماده واحدۀ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوّب بیست و هشت آبان 1371 که به دادگاه اختیار می دهد اجرت المثل کارهای انجام شده محاسبه و به پرداخت آن حکم نماید نسبت به پرداخت اجرت فداکاری ها و گذشت این زن بر مبنای توان کاری ، تحصیلات ، استعداد و قدرت مدیریتی که در او سراغ داریم و قابل اثبات است حکم لازم را مبذول فرماید تا مشخص شود ، سهم سبز یک زن در قبال موفقیت های همسرش چه قدر است ؟

+

برای بیشتر شنیدن و خواندن از خسرو شکیبایی نگاه کنید به "خسرو شکیبایی در خواهران غریب و خانه یِ سبز ؛ عشق به توان هزار" در اینـجا .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0