ترانۀ رمضان

رمضون از راه رسید و ...

دیشب تو وبلاگ "ماه ِ من" ، ترانه ای دیدم که برای آغاز رمضون نوشته شده بود . ترانه های خانم مینا غلامی ( سحاب ) رُ تو این چند وقتی که با وبلاگشون آشنا شدم به خاطر صمیمیت و روان بودن اونها دوست دارم و همیشه منتظر خوندن ترانه های تازۀ ایشون هستم . با اجازۀ ایشون ترانه ای که دیشب خوندم رُ اینجا نوشتم . کامِنتدونی این پست بسته است ، برای نوشتن نظر خودتون دربارۀ این ترانه و خوندن کارهای دیگۀ خانم غلامی ( سحاب ) به وبلاگ ایشون سر بزنید .

وبلاگ ماه من

http://www.msahab.blogfa.com

همین حوالی

بوسه بزن به این شَبا تا که بگیرن عطرتو

خیسِ حوادث نمی شم زیر ِحصار ِچتر تو

یه فرصت دیگه بده تا که نشون بدم کیَم

بیام تو منشور چِشات ساده بگم چه رنگیَم

صدام به خاطر تو درگیرِ یه حسِ تازه شد

کهنه بودن ترانه هام ، اومدی قصه تازه شد

راهُ به من نشون بده ، جایی واسه گِله نَذار

حتی دیگه میونِمون یه نقطه فاصله نذار

تو این شَبا یه حالیَم با دستایی که خالیه

اما بدون صدای من ، اهلِ همین حوالیه

سفره که پهنه زیر لب ، هَمَش می گم خدا خدا !

هرچی شنیدم یه طرف ، صفای ربنا جدا

چی شده این شَبا همه ، لَبا پر از تَرنُمه

حس می کنم دعای من تو این همه صدا گُمه ...

یه بارِ دیگه خوندم از تو زیرِ گنبدِ کبود

اگرچه پای سفره مون یکی بود و یکی نبود !

 

  

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0