سال نو مبارک

سلام .بعد از چند وقت که اینجا چیزی ننوشتم فکر کردم یه شعر از حافظ رو اینجا بنویسم بخاطر این به دیوان حافظ تفالی زدم و این شعر اومد که جالبه درباره بهارِِه و دعوت کردن آدما به شاد بودن.

 

دوستان وقت گل آن به که بعشرت کوشیم

سخن   پیر  مغانست  به   جان   بنیوشیم

نیست در کَس کرم   و  وقت طرب میگذرد

چاره آنست که سجاده به می بفروشیم

خوش هوایی ست فرح بخش خدایا بفرست

نازنینی که برویش می گلگون نوشیم

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنرست

چون از این غصه ننالیم  و چرا نخروشیم

گل به جوش آ مد از می نزدیمش آبی

لاجرم زآتش حرمان وهوس میجوشیم

می کشیم از قدح لاله شرابی موهوم

چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

 

 

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳۸٤
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0