حافظ خوانی شجریان با سنتور مشکاتیان : "بیداد ماندگار"

گوش کنید به غزلی از حافظ با آواز استاد محمدرضا شجریان ( سیاوَش ) همراه با تکنوازی سنتور شادروان استاد پرویز مشکاتیان از آلبوم"بیداد" از اینـجا .

به مناسبت 20 مهرماه روز بزرگداشت حافظ شیرازی .

آلبوم "بیداد" از آلبوم هایی است که در سالهای آغازین پس از 1357 ، انتشار آن ممنوع شد اما بسیاری پرویز مشکاتیان را به واسطه ی همین آلبوم شناختند و محبوبیتی که این آلبوم در میان مردم در آن سالهای متلاطم پس از 1357 پیدا کرد ، باعث شد تا مشکاتیان بیشتر با ذوق و سلیقه ی مردم همراه شود و پس از موفقیت این آلبوم به آفریدن چند آلبوم مشترک با محمدرضا شجریان پرداخت که می شود درباره ی هر کدام از این آلبوم ها ، جداگانه نوشت . آلبوم های آستان جانان ، مرکب خوانی در نوا ، دود عود ، دَستان ، جان عشاق و ... .

اما چیزی که باعث می شود آلبوم "بیداد" پس از نزدیک به سه دهه هنوز شنیدنی باشد چیست و چه چیزی باعث ممنوعیت چند ساله ی انتشار این آلبوم در آن سال ها بوده است ؟ تنها جوابی که به ذهن من که نه کارشناس موسیقی هستم و نه در آن سالها بوده ام می رسد این است که :

در "بیداد" غزلی از حافظ خوانده می شود که سراسر پرسش است ، غزلی که 18 مصراع دارد و 16 پرسش . پرسش هایی از سر افسوس و دریغ ، پرسش هایی از سرِ درد و رنج ، پرسش هایی که گویی مردم دارند با لب بسته از هم می پرسند ، پرسش هایی که در روزگاری پرسیده می شود که دیگر انگار هیچ امیدی در آن وجود ندارد . مردم ، مات و مبهوت از آنچه بر سر آنها رفته است تنها نگاه می کنند حتی یارای دَم زدن ندارند چه رسد به پرسیدن . حافظ از زبان مردم می نویسد : بر سر یاران ما چه آمد ؟ سردی خزان و قحطی همه جا را فرا گرفته ، گرمای خورشید و ابر بارانی و بهار کجاست ؟  شهریاران و سواران نترس و بی باک ما کجا رفتند ؟ چرا هیچ اثری از آنها نمی بینیم ؟ ...

و شجریان در بخش اصلی این آلبوم که از نظر من همان آواز اوست همراه با تکنوازی سنتور مشکاتیان ، تک تک این پرسش ها را با لحنی غمگین و سوگناک می خواند و بعضی از این پرسش ها را با تاکید و چند باره با همان لحن سوگوار می پرسد . آواز او از نگاه من همان لحنی را دارد که اگر حافظ زنده بود هم دوست داشت غزلش با این لحن خوانده شود و شیرینی ِ تلخ این آلبوم ، این غزل ، این آواز این است که ما ، همان ناخودآگاه و خودآگاه جمعی ، باز همین پرسش ها را در ذهن داریم و از خود و از خودمان می پرسیم و می پرسیم و ... شاید به پاسخی برسیم یا نرسیم اما در میان این پرسیدن ها و پرسیدن ها ، هنر ِ هنرمند - البته اگر هنرش هنر بیداری باشد و نه هنر خاموشی - این است که مانند توشه ی راه است ، آرام ِ دل خونین و خسته و پریشان است و با اینکه حتی هنرش سوگوار است اما همین که صدای هنر او از پس از سالها در گوش ها مانده است ، باز خود امیدی است برای فردا .

مشکاتیان و شجریان بیداد با غزلی از حافظ

غزل حافظ شیرازی از دیوان حافظ با تصحیح شادروان سید عبدالرحیم خلخالی چاپ شده برای اولین بار در سال 1306 هجری شمسی و سالها پیش از چاپ دیوان حافظ دکتر غنی و علامه قزوینی - :

یاری اَندَر کَس نمی بینیم ، یاران را چه شد ؟

دوستی کِی آخِر آمد ؟ دوستداران را چه شد ؟

آبِ حیوان تیره گون شد ، خِضر فرّخ پِی کجاست ؟

خون چکید از شاخ ِ گل ، باد و بهاران را چه شد ؟

کَس نمی گوید که یاری داشت حقّ ِ دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد ؟ یاران را چه شد ؟

لَعلی از کانِ مُروّت بر نیامد ، سالهاست

تابش خورشید و سعی ِ باد و باران را چه شد ؟

شهریار آن بود و خاکِ مهربانان این دیار

مهربانی کِی سَر آمد ؟ شهریاران را چه شد ؟

گوی ِ توفیق و کرامت در میان اَفکَنده اند

کَس به میدان در نمی آید ، سواران را چه شد ؟

صدهزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست

عَندَلیبان را چه پیش آمد ؟ هَزاران را چه شد ؟

زُهره سازی خوش نمی سازد ، مگر عودش بسوخت ؟

کَس ندارد ذوقِ مستی ، میگساران را چه شد ؟

حافظ اسرار الهی کَس نمی داند ، خموش !

از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد ؟

پس نوشت :

با سپاس از دوست هنرمند و بزرگوارم نیما خسروی عزیز که درباره ی مشخصات موسیقایی آواز استاد شجریان چنین نوشته است : آلبوم بیداد با مقدمه ای از استاد پرویز مشکاتیان همنوازی استاد لطفی با گروه شیدا و عارف و در ادامه تار استاد بیگجه خوانی و تنبک جمشید محبی و صدای سحر انگیز خسرو آواز ایران مجموعه ای گرانقدر به دست می دهد از هنرهای شجریان که از شناخت ژرف او از ظرفیت های موسیقی ایرانی بر می آید . یکی توان تغییر ریتم است که در یکایک آثار این استاد موسیقی به گوش می رسد . بلبل مست صدای شجریان آنچنان از این شاخه به آن شاخه و از آنجا به شاخه ی باغ همسایه می رود که شنونده افزون بر آنکه ناهماهنگی حس نمی کند از تنوع این تردستی مسرور می شود . این اثر( بیداد ) با 4/4 شروع به 6/16 و 2/8 ومجددا به 4/4 و 2/4 و در نهایت مجددا به 4/4 و 2/4 ختم می شود . استاد از بیداد می آغازد ... یاری اندر کس نمی بینیم ... بیداد ... عراق و بیات راجع ، عشاق وقرچه … شوشتری با فرود به همایون با وزن : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن . غمگساری شوشتری و عبرت آموزی آگاهانه ی دستگاه همایون به تاثیر این اثر می افزاید .

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0