استاد پرویز شهریاری و نوشتاری از ایشان پیرامون دانش در دنیای نو و کهن

دوم آذرماه است و هشتاد و چهارمین زادروز استاد بزرگ دکتر پرویز شهریاری . به رسم دو سال گذشته که از استاد بزرگ ریاضیات ایران در اینجا نوشتم امسال هم بخشهایی از مقاله ای در مجله ی چیستا که خود آن مقاله هم گزیده ی سه مقاله ی استاد شهریاری در سال 1334 و 1335 در نشریه ی "امید ایران" بوده است را می نویسم . مقاله ای که تمرکز آن از نگاه من بیشتر بر روی نگرانی استاد از سرنوشتی است که علوم انسانی در حکومتهای مختلف می تواند پیدا کند و اثر مهمی که علوم انسانی می تواند در آگاهی و آزادی و آزاد اندیشی مردم داشته باشد .

نوشته های دیگرم درباره ی استاد دکتر پرویز شهریاری :

یادداشتی از استاد پرویز شهریاری درباره ی هنر بخوانید در ایـنجا .

پرویز شهریاری ؛ اَبَر آموزگار زرتشتی ایرانیان بخوانید در  ایـنجا .

استاد پرویز شهریاری ؛ همیشه آموزگار بخوانید در  ایـنجا .

با آرزوی تندرستی و طول عمر برای استاد بزرگ ریاضیات ایران که چندین نسل از باسوادهای ایران و نسلهای بعد آموختن ریاضی را مدیون تلاشهای ایشان هستند و خواهند بود .

تاریخ گذشته ی بشر ، از زمانی که پای به مرحله ی تمدن گذاشت پُر از صف کِشی ها و جنگ و جدال هاست . منظور تنها جنگ هایی نیست که بین کشورها رخ داده است ، بلکه نظر به آن جنگ هایی هم هست که انسان به خاطر پیروزی دانش و آزادی دنبال کرده است . منظور جنگی است که یک طرف آن مردم ساده ، هواداران حق انسان ، و در سمتی دیگر صاحبان امتیاز و حامیان دنیای کهن قرار دارند . به قول نویسنده ی فرهیخته ای : "راهی که انسان در طلب حقیقت می سپرد ، راهی است دراز و به همان سان که گذشت از یک مرحله ی اقتصادی به مرحله ی دیگر ، با انقلاب و عصیان محرومان و قساوت و سفاکی صاحبان امتیاز همراه بوده است ، همان گونه هم سیر اندیشه ی انسان از مرحله ای به مرحله ی مترقی تر ، صاحبان اندیشه های ناراست و طرفداران ناصواب را که دستیار ستمگران هساتند ، به خشم آورده و آن ها را به خون خوتری واداشته است " .

... "شی هوانگ تی" دیکتاتور پیش از میلاد امپراتوری چین ، برای این که تاریخ گذشته باعث این نشود که سرنوشت سایر جنایتکاران را به یاد او بیاورد ، دستور داد تا همه ی کتاب های علمی و تاریخی را بسوزانند . او دستور داد تا 460 دانشمند چینی را به جرم دانشمند بودن محکوم به سربریدن کنند ... "شی هوانگ تی" گمان می کرد نابودی کتاب و کشتن دانشمندان می تواند راه تاریخ را تغییر دهد و یا واقعیت های گذشته را از بین ببرد .

هیپاتی دختر تئون از مردمان اسکندریه ، ریاضی دان مشهور و مبلغ نظرهای دیوفانت و اقلیدس و نخستین زن ریاضی دانی که می شناسیم ، به جرم مسیحی نبودن در سال 410 میلادی از کالسکه ای که بر آن سوار بود در راه کلاس درس به خانه بیرون کشیدند و سنگسارش کردند .

تازه این نمونه ها مربوط به زمانی است که دوران کم و بیش شکفتگی و پیشرفت دانش بود و زندگی خاص یونان و روم که همه ی کارهای عملی را بر دوش برده ها گذاشته بود و سیاست و داوری هم مربوط به عده ی ویژه ای بود . افرادی بودند که بدون هیچ کاری ، مقرری مرتبی از دولت می گرفتند ، یا صاحب زمین و برده ای بودند و با آسودگی می اندیشیدند . همین وضع باعث شده بود که دانش و هنر و فلسفه بشکفد و باز هم به همین دلیل است که دانش عملی و فنی کمتر مورد توجه قرار بگیرد و برای نمونه ارستو "دانشی را که ما به ازایی در خارج داشته باشد ، دانش واقعی نمی دانست" .

ولی جامعه ی بردگی یونان و روم ، عامل های ویران کننده ی خود را در درون خود پرورد و عصیان های پیاپی بردگان و کُلُن ها ، بحران کمبود تولید و بن بست اقتصادی که جامعه با آن روبه رو شده بود و سپس قوم های ژرمن که آن را در هم فرو ریخت و به جای آن جامعه ی فئودالی ( ارباب رعیتی ) با اقتصاد سربسته و محدود به وجود آمد . رابطه ی بین شهرها و روستاها کم شد و اقتصاد محدود ، زندگی و اندیشه ی محدود به وجود آورد و افزون بر آن تسلط بی اندازه ی صاحبان کلیسا بر زندگی مردم ، رکودی در زمینه ی دانش به وجود آورد . دوران تعبد بی سابقه آغاز شد و ظلمت و جهل سراسر اروپا را فرا گرفت . وضع دانش را در این دوران از روی این نمونه می توان درک کرد ، "پی یر روسو" در کتاب "تاریخ دانش ها" می نویسد : "روزی یکی از ثروتمندان آلمانی که علاقمند بود به فرزند خود تعلیم دقیق تجاری بدهد یکی از استادان دانشمند را ملاقات کرد و از او پرسید : فرزند خود را به کدام دانشگاه بسپارد ؟ دانشمند بزرگ به او پاسخ داد : موضوع دوتاست ، اگر می خواهید فرزند شما تنها جمع و تفریق را بیاموزد می توانید او را در یکی از دانشگاه های آلمان که مایل باشید بگذارید ، اما اگر به جز آن سودای آموختن عمل ضرب را نیز در سر می پرورانید ، تنها یکی از دانشگاه های ایتالیاست که ممکن است این موضوع را به او یاد دهد" . دستگاه "بازبینی اندیشه ها" ( تفتیش عقاید ) سده های میانی ، به یاری خرمن های آتش و شکنجه با تمام نیرو برای نگه داری چنین وضعی می کوشید .

... با پیروزی انقلاب کبیر فرانسه عمر نظام سده های میانی و هر آنچه که وابسته به آن بود به پایان رسید . اگر نیروهای مدافع نظام کهنه چه در داخل و چه در خارج فرانسه با سرسختی در برابر نفوذ و پیشرفت اندیشه های انقلاب مقاومت می کردند ولی تاریخ راه خود را می پیمود . جهان و هر آن چه در آن بود دگرگون شد ، برای نخستین بار در تاریخ فریادهای آزادی و برابری از لابه لای سطرهای قانون ها و از زبان کسانی که حکومت را به دست داشتند به گوش رسید . دانش رونق یافت . دهقانان از وابستگی به زمین آزاد شدند ، مردم حق اظهار نظر و انتخاب کردن و انتخاب شدن پیدا کردند . سرمایه داری که تا آن زمان طبقه ای زیر دست بود به حکومت رسید و آزادی کامل به دست آورد ولی درست به همین دلیل کار خاتمه نیافت . جامعه زیر و رو شده بود ولی طبقه ای منفعت طلب جای طبقه ی منفعت طلب دیگر را گرفته بود .

طبقه ای که به یاری مردم و با نیروی آن به حکومت رسیده بود خود را در تضاد با آن ها احساس می کرد و ... باز هم مبارزه آغاز شد ... مبارزه به پایان نمی رسد تا هرگونه امتیازی برای طبقه ای ویژه خاتمه پیدا کند و انسان به جایی برسد که مبارزه با دشواری های طبیعت و مبارزه بین کهنه و نو جانشین مبارزه بین طبقه ها شود .

... امروز نبرد دانش با دانش دروغین در آخرین طبقه ها ادامه دارد . امروز تنها دانش های روان شناسی ، فلسفی ، اخلاقی و اجتماعی است که پناهگاه هایی در خود دارند ولی این نبرد چنان سهمگین است و با سرعت ادامه دارد که دور نیست دیو جهل از بالای عمارت با مغز به زمین فرود آید و برای همیشه محیط مقدس دانش را ترک کند .

امروز دیگر همچون سده های میانی دانشمندی را به خاطر این که فلان راز ریاضی را کشف کرده است یا به ویژگی های فلان ترکیب شیمیایی پی برده است تعقیب نمی کنند ... پس آیا مدافعان دنیای کهن دست از دانش برداشته اند و آن را به دانشمندان سپرده اند تا برای رفاه و آسایش انسان تکامل بخشند ؟ چنین نیست . زیرا خوب می دانند که امروز نمی توان جهان دانش را به عقب راند و ذره های به هم ریخته ی "اسکولاستیک" را به هم جوش داد و آنچه که بی پایه بودن آن روشن شده است رونق بخشید .

مدافعان امروزی دنیای کهن درباره ی دانش های مختلف روش های جداگانه دارند . آن جا که سر و کار آنها با دانش های مثبت و صنعت است با تمام نیرو می کوشند تا آن را به خدمت خود و ضد منافع مردم بگمارند و آنجا که با دانش های روانشناسی ، اجتماعی ، اخلاقی و فلسفی رو به رو می شوند یعنی دانش هایی که هنوز آخرین نبردهای دانش و جهل در آنها ادامه دارد تلاش می کنند تا نظر خود را بپذیرانند و به یاری به اصطلاح قانون هایی که برای این دانش ها می سازند مردم را گمراه کنند ...

... هر نظامی فلسفه ای دارد و بنا بر فلسفه و اعتقاد خود و به خاطر حفظ یا توسعه ی نظام خود ، روان شناسی ، جامعه شناسی و اخلاق ویژه ی جامعه ی خود را وضع می کند . ... امروز می کوشند فلسفه و روان شناسی خود را با دانش بیارایند و از آمار و روش های علمی استفاده کنند و آن وقت درست سر پیچ ها به نفع خود نتیجه بگیرند . این است که امروز بازشناختن درست از نادرست ، دقت و روشن بینی بیشتری می خواهد .

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0