ببار بارون به یاد استاد علی آبچوری و قوشمه اش

گوش کنید به "بارون" با تکنوازی قُشمِه ی شادروان استاد علی آبچوری ( آبشوری ) و آواز استاد محمدرضا شجریان از اینــجا .

گوش کنید به "رقص" با قُشمه نوازی شادروان استاد علی آبچوری ( آبشوری ) و دَپ ( دایره ) نوازی شادروان استاد حسین بَبی از اینـجا .

پیش از نوشتن بگویم که دَپ در بروشور آلبوم "هشت بهشت" نام سازی است که استاد حسین بَبی در قطعه ی "رقص" نواخته است ، اما در دیگر منابع نام این ساز همان دایره است و دیگر اینکه شادروان علی خان یزدانی در چند منبع علی آبچوری و در چند جا علی آبشوری نوشته شده است که البته به نظر می رسد این به دلیل تفاوت تلفظ باشد ... البته در یک سری از آلبوم موسیقی نواحی که با تلاش استاد محمدرضا درویشی منتشر شده است نام استاد ، علی آبشوری آمده است و ساز ایشان هم قُشمه ...به هر رو در پایان نوشته به منابع نگاه کنید .

امروز در خبرها خواندم که متاسفانه آلبوم "شب ، سکوت کویر" آخرین استاد بزرگ تکنواز موسیقی محلی خود استاد علی آبچوری ( آبشوری ) را هم از دست داد ، استادی که نوازنده ی ساز قُشمه بود . پیش از استاد آبچوری دو استاد دیگر موسیقی محلی خراسان که در این آلبوم حضور پر رنگ داشتند و حضورشان باعث جاودانه شدن این آلبوم شد درگذشته بودند . استادان حاج قربان سلیمانی ( استاد بزرگ دوتار خراسان شمالی ) و حسین بَبی ( استاد دایره نوازی خراسان شمالی ) .  

استاد علی خان یزدانی در سال 1310 در روستای آبشور شهر بُجنورد در ایل کُرد ایزانلو زاده شد و از نوجوانی به تقلید از برادر بزرگتر نواختن قشمه را آغاز کرد و آن قدر در نواختن این ساز پیش رفت که به استادی رسید . استاد آبچوری به دلیل بیماری هپاتیت بی و نیاز به پیوند کبد روز سه شنبه 28 دی ماه 1389 درگذشتند در حالی که اگر امکان مالی برای ایشان فراهم بود با پیوند کبد شاید چند سال دیگر هم زنده می ماندند . زمستان سه سال پیش یادتان هست ؛ درگذشت استاد حاج قربان سلیمانی به دلیل سرما و نبود امکانات مناسب درمانی برای ایشان . زمستان پارسال چه ؟ به یاد دارید برای حمایت از نمایشگاه خانمی که با دوربین مدل بالایش چند عکس معمولی گرفته بود ، چند صد میلیون تومان ناقابل کمک دولتی پرداخته شد .

غربت عجیبی که از صدای ساز قُشمه در قطعه ی بارون حس می شود بی دلیل نیست چون در پیش از 100 سال گذشته قشمه غالبا توسط کولی های غیر مسلمان رهگذر در عروسی ها نواخته می شده است و به همین دلیل میان مردم نجس شمرده می شده است و آن طور که در یکی از منابع آمده است این ساز که از دو نی ساخته شده از استخوان بال شاهین است ابتدا توسط دانشمند و فیلسوف نابغه ی ایرانی ابونصر فارابی ( 259-339 ه.ق ) نویسنده ی کتاب الموسیقی الکبیر که نوشته اند مهمترین کتاب دانش موسیقی ایران و جهان اسلام است - در حدود 1100 سال پیش ساخته شده است و سپس در بین قوم های مختلف تکامل یافته و در هر قوم هم نامی دارد .

اما این ساز در بین کردهای خراسانی ( کُرمانجی ها ) به قُشمه مشهور است و مانند دونَلی بلوچستان که تنها استاد شیرمحمد اسپندار آن را جادویی می نوازد ، غریب و مظلوم است و گویا استاد آبچوری آخرین استاد بزرگ نوازنده ی این ساز بودند که از میان ما رفتند .

و اندوه و دریغ و حسرت برای ما که آرام آرام هر چه از فرهنگ و هنر نیاکانمان مانده بود را در بایکوتی سی ساله از دست دادیم و دیگر انگشت شمار استادان بزرگی در شاخه های گوناگون هنر برایمان باقی مانده است . بیهوده نیست که این روزها در شیراز و اصفهان و دیگر شهرهای تاریخی مشابه صنایع دستی ایران را که ساخت چین هستند به ما می فروشند و انگار نه انگار .

درباره ی آلبوم " شب ، سکوت ، کویر" ضبط موسیقی در سال 1373 و ضبط آواز و میکس نهایی در سال 1376 - که قابی جادویی است از موسیقی جادویی خراسان شمالی در جایی از وبلاگستان چنین نوشته شده است :

"شب ، سکوت ، کویر" یکی از برجسته ترین آثار در زمینه ی موسیقی سنتی ایرانی است که قطعات آن برگرفته از موسیقی محلی شمال خراسان یعنی همان موسیقی کُرمانجی است . اگر بخواهیم مقایسه ای در زمینه ی رابطه ی شعر و موسیقی داشته باشیم ، تفاوت بارزی که بین موسیقی شمال خراسان و موسیقی دیگر نواحی ایران وجود دارد این است که موسیقی این خطه ( شمال خراسان ) بیشتر منطبق بر غزل و مثنوی است در حالی که موسیقی محلی دیگر نواحی ایران رابطه ی نزدیکی با دوبیتی دارد . هرچند که در این آلبوم از دو بیتی های باباطاهر استفاده شده ولی به گونه ای خوانده شده که شبیه غزل است . به طور کلی موسیقی شمال خراسان حول دو نغمه به نام های "هَرای" و "لو" خوانده می شود . این آلبوم در مقام لو خوانده شده . لو یا همان دشتی ، از اصیلترین و باستانی ترین نغمات ایرانی است . از جمله مقام های محلی که در آلبوم "شب ، سکوت ، کویر" به کار رفته عبارتند از :

شَرَنگ ( چهارمضراب سازها ) ، تُرغِه ( چهارمضراب سه تار ) ، دُرنا یا شوان ( قُشمِه ی خراسانی استاد آبچوری ) و بارون ( تصنیفی براساس آوای محلی شمال خراسان ) .

در افسانه های خراسان تُرغِه نام پرنده ایست که هوای وصال خورشید را در سر دارد و برای آن باید هزار نام خدا را بر زبان بگوید و رو به مقصد حرکت کند تا نسوزد . پرنده ذکرگویان رهسپار خورشید می شود اما در نزدیکی آن ، نام آخر را فراموش می کند و در دل محبوب فنا می شود .

در ادامه بخشی از گفتگوی وبلاگ بجنورد 1400 با شادروان آستاد علی آبچوری را می نویسم ، برای خواندن تمام این گفتگو نگاه گنید به اینـجا .

* "شب ، سکوت ، کویر" نوارکاستی بود که باصدای "شجریان" و نوازندگی شما پُر شد . این اتفاق چگونه صورت گرفت ؟

- زمانی که برادر آقای محمدرضا شجریان درآشخانه ی سپاه دانش بود ، من با ایشان دوست شدم ، سالیان سال این دوستی ادامه داشت و گاهگاهی به مناسبتهای مختلف ، در جشنواره های گوناگون و مراسم فرهنگی که در سراسر کشور برگزار می شد برخورد داشتم . تا اینکه درسال 1373 درجشنواره ای درتهران بودم . برادر ایشان به من مراجعه کردند و گفتند امشب استاد شجریان در انتظار شما هستند و دوست دارند شما را ببینند ، پس ازپایان مراسم جشنواره که چند ساعتی از شب گذشته بود به منزل ایشان رفتم ، استاد شجریان بسیار مودب بود و باشخصیت . من را پذیرفتند و همان جا با آقای "حسین بَبی" که نوازندگی در اصطلاح محلی "اَلدَفی" یا "دایره" را به عهده داشتند ، شروع به نواختن کردیم که ضبط شد و درقالب نوارکاست "شب ، سکوت ، کویر" بیرون آمد .

* خاطره ای هم از آن شب دارید؟

- زیباترین خاطره ای که دارم این است که من با لباس محلی که برای نوازندگی در جشنواره ای پوشیده بودم نزد استاد محمدرضا شجریان رفته بودم وقتی خواستم چارُق هایم را از پایم در بیاورم ، اجازه ندادند گفتند : "با همان کفش هایتان وارداتاق شوید" که این احترام ایشان نه به من ، بلکه به هنربود ، به حرمت موسیقی و پیشکسوتان بود و گویا خاک پای هنرمندان نیز برای ایشان ارزش دارد .

* یکی از همکاران شما که همیشه درکنار شماست آقای "حسین بَبی" است که در اصطلاح محلی "الدفی" یا "دایره" را می نوازد چگونه با ایشان آشنا شدید ؟

- بیش از 50 سال است که با ایشان کارمی کنم اولین بار او را در روستای "اینچه امند" دیدم که بعد از آن هم دو سه باری برای شرکت درعروسی به آنجا رفته بودم و از نزدیک با خصوصیات هنری و رفتاری او آشنا شدم و این ملاقاتهای کوتاه موجب شدکه 50 سال درکنار هم به نوازندگی بپردازیم .

* رمز این رفاقت پایدار چیست ؟

- متاسفانه مشکلی امروز در جمع جوانان هنرمند ما وجود دارد به این شکل که گروهی تشکیل می دهند با هم در مجالسی برای هنرنمایی حضور پیدا می کنند ، صاحب مجلس مبلغی به آنها می دهدکه معمولا این پول به طور مساوی بین آنها تقسیم نمی شود که موجب کدورت و جدایی می شود .

* این مشکل را شما با آقای "بَبی" نداشتید ؟

- خوشبختانه نه و شاید باورتان نشود گاهی برای مجلسی هر دو نوازندگی کردیم ، صاحب مراسم یا جشن ، مبلغی به هر دوی ما داده است در همین مجلس ، کسی از نوازندگی من و یا ایشان خوشش آمده ، مبلغی به عنوان هدیه درجیب من یا ایشان گذاشته و هیچکدام هم نمی دانیم این مبلغ چقدر است ولی در اولین فرصت به طور عادلانه این پاداش را که درحقیقت به یکی از ما داده شده بین هم تقسیم می کنیم . چرا که رمزرفاقت ، "صداقت" و "یک رنگی" است .

* و رمز دیگر این رفاقت پایدار ؟

- احترام یکدیگر را نگه می داریم . اگرچه 50 سال است با هم رفیق و صمیمی هستیم و در بسیاری ازجشنواره ها و مراسم ملی و مذهبی شرکت کرده ایم ولی کوچکترین بی احترامی را به ایشان حتی به ذهنم خطور نمی دهم و ایشان نیز در ادب و نزاکت و برخورد صمیمانه در بین همه ی مردم معروفند .

* هنر شما در نوازندگی قُشمه است . ساز قُشمه چه ویژگی هایی دارد و جنس آن از چیست ؟

- قُشمه ساز غریب و مظلومی است که ناشناخته مانده است در غرب ایران و ایلام به نام دو زله ( زل یعنی نی ) معروف است که قدرت و صدای قوی آن بسیارجذاب و دلنشین است حدود 20 سانتی متر طول دارد که 7 نت اصلی را می توانند با آن به طور کامل بنوازند . جنس اصلی آن از استخوان بال شاهین ( قَرَه قوش ) است . قُشمه از سازهای بادی است که با تنفس از راه بینی و دمیدن با دهان درون قُشمه به صدا درمی آید . بسیارنفس گیر است ولی با کسب تجربه و تمرین ، ساز ساده و روانی برای نواختن می شود .

* تفاوت علی آبچوری مبتدی با آبچوری که امروز این ساز را بامهارت کامل می نوازد در چیست؟

- کسب تجربه کرده ام صدای قُشمه ی خوب و بد را راحت می توانم تشخیص بدهم ، درنواختن آن اگر اوایل کار با ده دقیقه ، خیس عرق می شدم و خستگی به سراغم می آمد امروز می توانم ساعتها بدون استراحت بنوازم . علی آبچوری امروز بیشتر قدر مردم را می شناسد چرا که مردم واقعا از هنرمندان خودشان خوب تجلیل می کنند ، خوب احترام می گذارند .

* گویا از 10 سالگی به نواختن این ساز پرداختید . علت گرایش شما به این ساز چه بود ؟

- برادرم نوازنده ی قُشمه بود البته نه به صورت حرفه ای ، من هم به این ساز گرایش پیدا کردم بی معلم مشق عشق کردم .

* به عشق درموسیقی چقدر معتقد هستید ؟

- هر زیبایی متعلق به خداست و هرچه درعالم زیباست ، متعلق به اوست . وقتی صدای ساز زیبایی شنیده می شود به نوازنده ی ساز متوجه می شویم و سازنده ی ساز ، نوازنده ی ساز کسی نیست جز بنده ی ناچیز خداوند که توانسته است گوشه ای از زیبایی های خلقت را به تماشا بگذارد .

* از اینکه در هر مراسمی از شما دعوت می کنند خسته نمی شوید و یا فکر نمی کنیدکه هنر شما به روزمرگی می افتد ؟

- هنر اگر جایگاه خود را پیداکند ، هنرمند اگر حد و حریم خود را بشناسد ، تکرار ، قداست را از بین نمی برد .

 * گفتید قُشمه سازی غریب و تنهاست . چرا ؟

- نوازنده ی دوتار در خراسان ، ازخراسان شمالی بگیرید تا خراسان جنوبی فراوان است . ولی شما چند تا نوازنده ی قُشمه می توانید نام ببرید ؟ درکل استان خراسان شمالی به اندازه انگشتان دست نوازنده ی ماهر قُشمه نداریم .

* چرا این ساز غریب و تنها مانده ؟

- یکی ازعلل اصلی ، شاید این باشد که در هر مجلس و محفلی نمی شود نواخت ، دوتار را در یک اتاق کوچک می شود تمرین کرد و نواخت ولی صدای ساز قُشمه به قول معروف تا "هفت همسایه" می رود بنابراین برای تمرین و یادگیری ، محیطی را می خواهد که باز و وسیع باشد و علت دیگر ، شاید یادگیری آن نسبت به دیگر سازهای بادی مشکل تراست .

* علی آبچوری وقتی تنها می شود برای دل خودش چه آهنگی را می نوازد؟

- برای دلتنگی ، ... الله مزار ، سردار عیوض ، ولی "تُرغِه" را بیشتر دوست دارم .

* ورمز این علاقه به ترغه همان رمز عارفانه ی آن است ؟

- بله ، می دانید که "تُرغِه" نام پرنده ای است که می خواهد اسماء الهی را بخواند تا اوج بگیرد هر بار قسمتی از آنها رامی خواند و اوج می گیرد و فرودهایی دارد تا زمانی که می تواند اسامی را کامل تکرارکند و به اوج ، به معبود برسد .

فهرست منابع :

روزنامه همشهری

بجنورد 1400

ایران ترانه

موسسه فرهنگی هنری ماهور

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0