ناصریا ، سیاوش ِ موسیقی ایران

امروز 10 دی ، روز تولد ناصر عبداللهی است . امروز ، مانند 2 پستی که درباره ی ِ بزرگداشت بابک بیات و واروژان نوشتم ، درباره ی ِ مراسمی می نویسم که در 27 آذر ماه ، دو روز قبل از اولین سالگرد پرواز ناصریا ، در فرهنگسرای هنر ، برگزار شد .

مراسم در حالی برگزار می شد که بسیاری از دوستداران ناصریا ، به دلیل پر شدن سالن ، ایستاده مراسم را ، دنبال می کردند . در این مراسم علاوه بر خانواده ی ناصریا ، محمد علی بهمنی ، اهورا ایمان ، دکتر سریر ، فرمان فتحعلیان و مهرداد شهسوارزاده نیز حضور داشتند . در ابتدا سید عباس سجادی ، رییس موسسه ی نغمه ی شهر که وابسته به شهرداری تهران است ، کمی درباره یِ ناصریا صحبت کرد و گفت ، لازمه یِ جهانی شدن شناخت و احترام گذاشتن به فرهنگ بومی است و ناصر عبداللهی ، اینگونه بود و با حفظ فرهنگ و هویت بومی خود ، توانست صدایی جدید و پرطرفدار در موسیقی ایران شود .

سپس دکتر سریر ، چند دقیقه ای درباره یِ ناصریا صحبت کرد و به دو نکته اشاره کرد ، یکی لحن حماسی ترانه های ناصریا که حتی در ترانه های عاشقانه او نیز به گوش می رسد و دیگر اینکه ناصریا برای رسین به محبوبیت ، سالهای زیادی تلاش کرده بود و اینگونه نبود که یک شبه به این جایگاه برسد .

سخنران بعدی اهورا ایمان بود که مهمترین بخش حرفهای او اعلام این مطلب بود که همانند بابک بیات ، ناصریا هم ترانه های منتشر نشده ی زیادی بعد از خود به جا گذاشته است ، و اهورا از خانواده ی ناصریا درخواست کرد که به دنبال منتشر کردن این ترانه ها باشند . او سپس یکی از غزلهای خود را برای حاضران ، خواند .

بعد از اهورا ، مهرداد شهسوارزاده ، روی صحنه آمد و ترانه یِ دریا را اجرا کرد و دلیل انتخاب این ترانه برای اجرا در آن شب را ، علاقه یِ ناصریا به این ترانه عنوان کرد و اینکه ناصریا ، قصد داشته تا این ترانه را به شیوه یِ جنوبی از نو تنظیم و اجرا کند که متاسفانه مهلتی برای این کار پیدا نکرد . اما مهرداد شهسوارزاده ، از دوستی طولانی بابک بیات با ناصریا گفت از اینکه ، ناصریا وقتی در سال 75 به تهران آمد برای آشنایی بیشتر با موسیقی ، به سراغ استاد بابک بیات رفت و از آن سال ، آن دو با هم رفاقت داشتند و بابک بیات هم به ناصریا و کارهای علاقه یِ زیادی داشت . سپس ترانه ای با خوانندگی مشترک مهرداد شهسوار زاده و ناصریا پخش شد .

ترانه ی تیتراژ سریال خاکستر و باد (اجرا شده در سال 82)

اما بعد از پخش این ترانه ، کلیپ ترانه ی معروف (دل من یه روز به دریا زد و رفت ) در حالی پخش شد که ، در بین تصاویرکلیپ ، مراسم خاکسپاری ناصریا هم مونتاژ شده بود . پخش این کلیپ ، فضای جلسه را غمگین تر کرد و چشم بسیاری از حاضران ، پر از اشک شد .

  بعد از پخش این کلیپ ، فرمان فتحعلیان در حالی به روی صحنه آمد که از شدت بغض و گریه ، توان حرف زدن نداشت ، او گفت که هر انسانی به بهانه ای به دنیا می آید و برای رسیدن به آن هدف باید ، جسم خود را درک کند و ناصریا ، به هدف و بهانه خود رسید و این از سیل جمعیتی که به نوعی عاشورایی دیگر را در مراسم خاکسپاری او به راه انداختند ، مشخص می شود . او سپس خاطره ی سفر مشترکی با ناصریا را بیان کرد و شعری را خواند که ناصریا در مورد آن شعر گفته بود چه شعر عجیبی ! فرمان فتحعلیان گفت این شعر را اینجا دوباره می خوانم تا ناصر ، دوباره بگوید چه شعر عجیبی !( ای دریغا در جهان یک دیده یِ بیدار نیست / تا ببیند در مکان لامکان جز یار ، نیست / هست ، اما در جهان یک عاشق سرشار نیست / هر که می گوید منم ، او واقف اسرار نیست / زانکه صاحب ادعا را در حقیقت یار نیست / ذات یک ذات و صفات افزون بود از صد هزار / نور یک نور است اما جلوه ی او بی شمار / هست در هر ذره ای ظاهر حضور کردگار / چشم دل بگشا و بنگر قدرت پروردگار / هست ظاهر ، هیچکس را قابل دیدار نیست ) فرمان فتحعلیان با خواندن شعری دیگر در حالی که باز از شدت گریه نمی توانست چیزی بگوید از صحنه خارج شد .( شکر یزدان را که سرگرم از ولای حیدرم / در طریقت ، صاحب دیهیم و تخت و افسرم / خاک شد در آستان پیر می خواران ، سرم / شد علی ِ ذوالعلا ، در بینوایی رهبرم / جز علی ِ ذوالعلا با دیگریم ، اقرار نیست )

سخنران بعدی محمدعلی بهمنی بود ، او از شعر شناسی ناصریا گفت از انسانیت او و بعد هم چند غزل خود را که همه به صدای ناصریا ، می شناسیم ، خواند . سپس ، بهروز رضوی به روی صحنه آمد و گفت که همیشه در چنین جمعهایی می گوید که ، هنرمند مظلوم است اما در اینجا باید گفت که ناصر عبداللهی علاوه بر مظلوم بودن ، جوانمرگ هم شد .او سپس به خواندن 3 غزل که با صدای ناصریا ترانه شدند ، پرداخت و به مناسبت سالگرد ناصریا از حسین منزوی هم  ، غزلی خواند .

نوید فرزند ارشد ناصریا و سپس نامی فرزند دیگر او ، روی صحنه آمدند و از حضور طرفداران ناصریا ، تشکر کردند . در انتهای مراسم ، سینا علیمرادی روی صحنه آمد و دو ترانه یِ منتشر نشده از ناصریا را اجرا کرد .

دو ترانه ی ِ منتشر نشده از ناصر عبداللهی

اما بعد از مراسم ، پارچه نوشته ای روی دیوار فرهنگسرا ، با این مضمون که سالگرد عروج پیرو راستین علی(ع) را تسلیت می گوِِییم ، مرگ مشکوک ناصریا را به یاد من آورد ، مرگی که معلوم نشد چرا و چگونه رخ داد (فقط به یکی از چندین سایتی که سال قبل به این موضوع پرداختند نگاه کنید) به یاد آوردن این مطلب و جوانی و محبوبیت ناصریا ، تیتر این پست را به ذهنم آورد . روحش شاد .

 

 

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0