سلام .نمی دونم چه قد با نظر من موافق هستید اما به نظر من شعر های ساده

می تونن خیلی بیشتر از شعر های ساده در زمونه ما اثر گذار باشن.

و به نظر من از شعر موثر تر ترانه است.ترانه اگه واقعا با احساس و فکر گفته

شه بر مخا طب خودش یه اثر همشگی می ذاره.

من تو این وبلاگ می خوام علاوه برشعرها ترا نه هایی رو هم که دوس دارم بذارم.

امروز یه ترانه از پاکسیما زکی پور که حتما با صدای اندی اونو شنیدین.

این ترانه یه جورایی عین داستان زندگیه منه.

عشقه من جز غم دلواپسی نیست

اخه قلبم مثل قلب کسی نیست

تو به تصویری چه کودکانه دل باخته ای

منو اونجوری که در باور خوذ ساخته ای

تو به نقشی که چه دوره از من

عکس ماهه توی اب روشن

توی رویایی مثه بیداری

تو می خوای که ماهو از برکه بیای بر داری

من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم

نه که خفته بین پنبه ها و پولک بودم

من اگر سردارعشقم یا که پاکباخته ام

سر نوشتم رو با دستای خودم ساخته ام

قصه ها گذشته بر من تا بدونم کیستم

سر گذشتم هر چه بوده من پشیمان نیستم

یه زمان عاشق و گاهی تویه اغوش هوس

هر چه بوده همه انتخابه من بوده و بس

گاهی سرشار از حقیقت گاهی مغلوب گناه

هر چه هستم تو فقط من رو برای من بخواه

من اگر مریم پاکم یا که یک گیاه هرز

عشق من بیا به باورهای من عشق بورز

من پر از احساسم تو پر از احساسی

مگه میشه قلبم نشناسی

مگه میشه قلبمو نشناسی

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۳
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0