در ستایش دوتار - iii

آخرین هنرمند دوتار نوازی که شنیدن هنر او ، برای من بسیار لذت بخش است ، مرتضی گودرزی است . او متولد 1358 است و آنطور که در سایت رسمی اش آمده ، از محضر استادانی چون سید حسن قدرتى، محمد حسین یگانه، اسماعیل ستارزاده، حاج قربان سلیمانى بهره مند شده است و شاید به همین دلیل است که سبک دوتار نواختن او ، تلفیقی از سبک استادان ذکر شده به علاوه ی نو آوری خود اوست . او هم در جشنواره های مختلف به هنر نمایی پرداخته است .

گوش کنید به شاختایی از آلبوم ابریشم طرب از مرتضی گودرزی از اینـجا .

گوش کنید به آهو جان از آلبوم رهگذر از مرتضی گودرزی از اینـجا .

برای شنیدن یک مقام با اشعار مختلفو مقایسه سبک نوازندگی :

گوش کنید به شاختایی با اجرای استاد محمد حسین یگانه از اینـجا .

گوش کنید به شاختایی با اجرای مشترک استاد حاج قربان سلیمانی و علیرضا سلیمانی از اینـجا .

مرتضی گودرزی،دوتارنواز شمال خراسان

مرتضی گودرزی ، تا کنون 2 آلبوم منتشر کرده است . اولی با نام شاختایی و دیگری ، آلبوم ابریشم طرب . مهمترین نکته در مورد آلبوم ابریشم طرب این است که او از اشعار مولانا و حافظ در اجرای دو مقام موسیقی خراسان شمالی ، استفاده کرده است ، در حالی که دیگران از اشعار ترکی و کُرمانجی ، استفاده می کنند . نکته یدیگر ، همراهی دف و دوتار در اجرای بعضی از قطعات این آلبوم و همینطور کمانچه در آلبوم در دست انتشار او به نام رهگذر ، می باشد . نکات ذکر شده را می توان نوآوری او در امروزی کردن و افزودن علاقه مندان دوتار به شمار آورد که به نظر من ، نوآوری او در آلبوم ابریشم طرب ، موفق و ستودنی است .

در ادامه ، ابتدا شعر معروف شاختایی ( شاخ عطایی ) را می نویسم :

یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت

یک نظر بر ابر کردم ، ابر باریدن گرفت

یک نظر بر باد کردم ، باد رقصیدن گرفت

یک نظر بر کوه کردم ، کوه لرزیدن گرفت

تکیه بر دیوار کردم ، خاک بر فرقم نشست

خاک بر فرقش نشیند ، آنکه یار از من گرفت

رنگ زردم را ببین ، برگ ِ خزان را یاد کن

با بزرگان کم نشین ، اُفتادگان را یاد کن

مرغ ِ صیاد تو اَم ، افتاده ام در دام ِ عشق

یا بکشیا دانه ده ، یا از قفس آزاد کن ، از قفس آزاد کن

ابر اگر از قبله خیزد ، سخت باران می شود

شاه اگر عادل نباشد ، مُلک ویران می شود

یک نصیحت با تو دارم ، تو به کس ظاهر مکن

خانه یِ نزدیک دریا زود ویران میشود

یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند

دم به دم آتش به جان مستمندان می زند

طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست

گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند

در طی دو هفته ای که از نوشتن اولین قسمت در ستایش دوتار گذشت ، دیدن فیلم آخرین بخشیساخته ی فرشاد فداییان و همینطور چند مقاله که در شماره 19 مجله ی فرهنگ و آهنگ درباره ی حاج قربان نوشته شده است ، باعث شدند که شناخت من نسبت به استاد زنده یاد حاج قربان سلیمانی ،بیشتر شود و برای به پایان رساندن در ستایش دوتار ، بد نیست باز هم یادی کنم از حاج قربان سلیمانی .

فیلم آخرین بخشی که برشی چند ساعته از زندگی روزانه ی حاج قربان است که استاد در ضمن توضیح در مورد دوتار و دوتار نوازی و تعریف بخشی و بخشی گری و ذکر خاطراتی از گذشته ، سری هم به باغ خود می زند و روی دیگر هنرمند تکرار نشدنی ما را نشان می دهد ، هنرمندی که در زندگی روزانه به کشاورزی و باغداری می پردازد و وقتی خسته از کار روزانه ، دوتار به دست می گیرد ، زمین را به آسمان می چسباند . دیدن این فیلم یکی از خاطرات دوست داشتنی همراه با تاسفم در سال 86 ، خواهد بود .

اما مهمترین مقاله ی مجله ی فرهنگ و آهنگ ، در مورد حاج قربان ، مقاله ی استاد محمدرضا درویشی ، موسیقی شناس برجسته است . استاد درویشی ضمن توضیح کامل در مورد اختلاف دوتار نوازی در قسمتهای مختلف خراسان ، بخشی گری را توضیح می دهد و طبق توضیح ایشان و همانطور که در فیلم آخرین بخشی هم ، خود حاج قربان توضیح می دهد ، بخشی کسی است که هم دوتار می سازد، هم دوتار می نوازد ، هم می خواند ، هم نقالی می کند ، هم داستان سرایی می کند و هر وقت لازم باشد ، شعری مناسب مجلسی که در آن داستان روایت می کند ، می سراید و در کنار تمام اینها بخشی همانند یک خطیب زبردست ، بسیار حاضر جواب و نکته سنج است و به راحتی می تواند جمعی رابا خود همراه کند .

استاد درویشی در بیان نکته سنجی حاج قربان می گوید : در یکی از سفرهای حاج قربان به فرانسه ، بعد از اجرای برنامه ، عده ای موسیقی شناس نزد او می آیند و از او می پرسند ، چرا دوتار فقط دوسیم دارد ؟ حاج قربان می گوید : من از شما آقایان تحصیل کرده ، تعجب می کنم که چرا مطلب به این سادگی را نمی فهمید . یکی از این دو سیم ، آدم و دیگری حوا است . و اگر در همین پاسخ به ظاهر ساده دقیق شویم خلاصه ی بسیاری از مباحث فلسفی و جامعه شناسی را می بینیم . ابتدا نظری به دوآلیسم که از دیرباز در بسیاری از فرهنگ ها مورد توجه بوده است ، دیگر اشاره ای به سمبلیسم جنسیتی و نکته ی دیگر بعد مذهبی این پاسخ . آن موسیقی شناس ها که از چنین پاسخی تعجب کرده بودند ، باز می پرسند ، کدام سیم آدم و کدام سیم حواست ، حاج قربان می گوید ، آدم زاینده است یا حوا ؟ می گویند : حوا . حاج قربان می گوید پس سیم پایین گه انگشت گذاری می شود و مقام با آن نواخته می شود ، حواست و سیم بالا که ثبات مقام را ایجاد می کند ، آدم است .

استاد درویشی در پایان مقاله ی خود به نکته ی دردناکی اشاره می کنند و آن اینکه ، با درگذشت حاج قربان ، طومار بخشی ها و بخشی گری همانند بسیاری از رسوم فرهنگی زیبای ما ایرانیان ، پیچیده شد .......یاد استاد حاج قربان سلیمانی گرامی .

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٦
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0