از : ابوالقاسم حالت ii

میان عرب ها معروف است  که ، وقتی مشیت خداوند بر این تعلق گیرد که دل عربی را به رایگان شاد فرماید ، مقدر می شود که شترش را یک روز گم کند ، و روز دیگر پیدا کند . نشاطی که از پیدا شدن شتر به او دست می دهد ، حد و وصفی ندارد . خاموشی برق نعمتی است ، و ما قدر این نعمت را نمی دانیم و بنده ی ِ ناشکر خدا هستیم ، قطع برق صدها فایده دارد ، یکی هم شادی بسیاری است که پس از آمدن برق نصیب ما می شود .

شاد باشید ای عزیزان ، وقت شادی کردن است

موقع وَجد و سرور و عیش و رقص و بِشکن است

وقت تفریح فریدون و و فروغ و بیژن است

چون ز ِ نو برق آمدست و خانه ی ِ ما روشن است

خانه ای کِم شَب سه ساعت بوده چون ظلمتکده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

برق ما ، بی مثل و مانند است ، بر روی زمین

زآنکه هم غم آفرین گشته است ، هم وَجد آفرین

گر زقطع برق غمگین می شود خانم گَلین

چونکه برق آید ، به شا دی می شود جا نش قرین

با خوشی گوید به هوشنگ و مهین و مِرسِده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

رفته برق و نیست نیرویی به جز نیروی شمع

شام خود را می خوری با نور ِ بوگندوی شمع

جمله در تاریک و روشن منزجر از بوی شمع

ناگهان پروانه با شا دی کند پُف سوی شمع

بعد گوید با ملوک و مرتضی و هایده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

برق رفت و خانه ام تاریک شد ، تکلیف چیست ؟

کشور ما نفت خیز است و به منزل نفت نیست

آنکه با خاموشی مطلق نخواهد ساخت ، کیست ؟

ناگهان برق آید و ، از بس که اسباب خوشی است

گوییا کز آسمان گردیده نازل ما ﺌِده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

در حدیث آمد که باشد اهل فردوس برین

هر که سازد شاد ، قلب مومنی زار و حزین

برق ما آخر شود جنت مکان ، زیرا چنین

یُدخل البرق ُ سروراﱟ فی قلوب ِ المومنین

کرده برق ما به دلخوش کردن ما شعبده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

برق ما گر دیر دیر و گر دمادم می رود

چون رود ، عیش و خوشی از جان خرم می رود

لیک چون باز آید ، ز دل غم می رود

بی خبر می آید اینجا ، بی خبر هم می رود

مثل هر چیز دگر ، این هم ندارد قاعده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

برق شرقی ها و غربی ها ندارد لذتی

چون به روز و شب نگردد قطع هرگز ساعتی

لیک برق ما که شب خاموش گردد مدتی

چون ز نو روشن شود ، آرد نشاط و عشرتی

با لبی خندان به اهل بیت گوید والده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

شرقی و غربی دهد ، هر شام پول خود به باد

باده نوشد تا برد غم را زیاد

برق ما هی بی خبر از کار خواهد اوفتاد

تا چو باز آید ، کند ایرانیان را مفت ، شاد

شادی و سرمستی آرد بی می و بی میکده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

برق ایران تیرگی آرد به جای روشنی

تا به تاریکی نبینی روی هر نادیدنی

روی هر اهریمن و رسم و ره اهریمنی

رنج ِ بدبخت ِ فقیر و گنج ِ خوشبخت ِ غنی

برق در شب پرده بر می دارد از هر مَفسَده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

برق اگر بی قطع باشد مصرفش گردد زیاد

این هم اصلا نیست مقرون با اصول اقتصاد

لیک بهر مصرف کم ، پول کم خواهیم داد

قدر خاموشی بدان ای خانه دار نا مرا د

گر که از برق تو کم شد ، پول هم کمتر بده

بچه ها برق آمده ، آی بچه ها برق آمده

.

ابوالقاسم حالت

زمان سرودن شعر : شهریور ماه 1367 ، زمانی که برنامه ی خاموشی و قطع برق وجود داشت

ماهنامه ی خورجین ، شماره ی 35 ، آبانماه 1368

 

 

 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٧
   

فرستادن به: Balatarin :: Donbaleh :: Facebook :: Twitthis :: 100C :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Technorati :: Subscribe to Feed

پيام هاي ديگران ()    +


Technorati Profile
  RSS 2.0