جايزه یِ واروژان پس از 30 سال

 

پنجشنبه 15 آذرماه ، خانه یِ ترانه ی شفق ، در کنار برنامه یِ هفتگی خود ، برنامه ای هم به مناسبت هفتاد و يکمين سالگرد تولد واروژان ( برای آشنايي بيشتر با واروژان ، نگاه کنيد به اينجا ) ، برگزار کرد . نکته یِ جالب حضور خانواده یِ مازيار ، همراه با خانواده یِ برادر واروژان بود ، که تشويق طولانی افراد حاضر در برنامه که بسيار بيشتر از حاضران هفتگی خانه ی ِ ترانه بود ، نشان دهنده ي ِ جايگاه اين هنرمندان ميان علاقه مندانشان بود .  در اين مراسم در کنار برنامه ی ِ ترانه خوانی ترانه سرايان ، چند نفر درباره ی ِ واروژان ، صحبتهايي کردند که شنيدن آنها ، جالب بود .

ابتدا آقايي که نامشان را به خاطر ندارم و تمام زحمت هماهنگی اين برنامه به عهده یِ ايشان بود به مرور کردن زندگی واروژان پرداخت و عکسهايي از واروژان را که ديدنشان تازگی داشت ، به حضار نشان داد . بعد ، دکتر واراند ، سردبير ادبی روزنامه یِ آليک – روزنامه یِ ارامنه یِ ايران- از سالهای جوانی خود گفت که همراه با همکلاسی خود ، آندره آرزومانيان – نوازنده ی ِ ارزنده ی ِ پيانو- واروژان را در استوديوها می ديدند ، اما از همکلامی با او ، خجالت می کشيدند . دکتر واراند ، در صحبت هايش به آلبومی بين المللی اشاره کرد که در آن چندين ترانه یِ ماندگار قديمی از زبانهای مختلف باز خوانی شده است و تنها ترانه ی ِ ايرانی اين آلبوم ترانه یِ باور کن( بشنويد ) ، است که يکی از ساخته های واروژان ، است .

بعد از دکتر واراند ، ويگن داوودی ، صحبت کرد و گفت که به تشويق واروژان به خارج از کشور رفته و با صدابرداری نوين آشنا شده و در بازگشت به ايران ، استوديو پاپ را تاسيس کرده است . او گفت ، نه تنها صدابردار تمام آهنگ های واروژان بوده  بلکه يکی از معدود دوستان صميمی او هم بوده است و به اين خاطر ، خاطرات زيادی از او دارد ، که به گفته یِ خودش در فرصتهای ديگر ، در خانه یِ ترانه بازگو خواهد کرد .

سعيد کريمی ، متنی تحليلی را درباره یِ ويژگی های موسيقايي ترانه های واروژان ، خواند . او به اُوِرتورهای بسيار کوتاه واروژان اشاره کرد که تا قبل از او سابقه نداشت و همينطور درباره ی ِ پارت زهی ارکستراسيون واروژان گفت که با وجود نقش مهمش در آهنگ ، آنچنان در آهنگ ادغام شده است که پررنگ تر از صدای خواننده ، شنيده نمی شود . او همينطور درباره ی پارت کوبه ای و ضربي ، آهنگ های واروژان گفت که او با دقت برای اين بخش هم نت می نوشته است ؛ کاری که قبل از او در ايران سابقه نداشته است و به ابتدای ترانه یِ کندو اشاره کرد که موسيقی با سازهای کوبه ای شروع می شود . سعيد کريمی ، همچنين به اين نکته اشاره کرد که واروژان ، برای تمام سازهای ارکستر ، نت می نوشته است بر خلاف بيشتر آهنگسازان آن روزگار .

در اواسط برنامه و در انتها ، 4 ترانه از آثار ماندگار واروژان توسط علی مهراد و گرشا قباد با همراهی پيانوی محسن معروفی ، اجرا شدند که شنيدنی بودند .

 

ترانه یِ  شب زده  با صدای علی مهراد و همراهی پيانوی محسن معروفی

ترانه یِ  پوست ِ شير با صدای گرشا قباد و همراهی پيانوی محسن معروفي

 

اما مهمتريت قسمت برنامه به زعم من ، اعلام اين خبر بود که قرار است به همت خانواده یِ واروژان علاوه بر راه اندازی سايتی که شامل ميراث معنوی او از جمله عکسها ، نتِ آهنگ ها و ترانه ها و ... می شود ، جايزه ای هم به نام او هر سال به بهترين ترانه ، بهترين خواننده ، بهترين آهنگساز و بهترين اثر هنری مرتبط با ترانه ، اهدا شود . در پست قبل هم به کتاب دريا در من شهيار قنبری ، يار ديرين واروژان اشاره کردم ، در آنجا نوشته شده که بعد از مرگ واروژان و به سبب بزرگی و يگانگی او قرار بوده بنياد واروژان ، تشکيل شود اما بعد از مدتی تمام حرفها ، فراموش می شود .

حالا بعد از گذشت 30 سال از مرگ واروژان ، شنيدن اين خبر ، مسرت بخش است و جای اميدواری دارد ، فقط کاش اين جايزه به نام واروژان – بيات ، نامگذاری می شد . چون به نظرم بعد از واروژان تنها ادامه دهنده ی ِ هنر واروژان ، بابک بيات بود .

البته می گويم اميدوارم ، چون در کشور هنر نزد ايرانيان است و بس ، هنوز هنرمند و هنردوست بايد به انديشه یِ  حلال و حرام بودن هنر ، تلخ خندی کنند و به اميد روزی(؟) باشند که همه به ضرورت وجود هنر و دفاع از ميراث فرهنگی و هنری گذشتگان ، پی ببرند .

 

 

 

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رويا

che bidargh meraboonito mibakhshi ............ Mehrdad

مهشيد

سلام ممنون که قطعه ی پوست شیر رو با صدای گرشا قباد برای دانلود گذاشتین.صداش بی نظیره

شهرزاد

مطالب وبلاگت مثل هميشه مفيد و عاليه موفق باشی

رويا

سلام غافلگيرم کرديد خيلی...

ندا كشاورز

جناب مهندس مهرداد عزیز و مهربون خوشحالم که ترانه رو دوست دارید قربان..خب من در زمینه شعر و داستان همچنان دارم مشق می کنم و حالا حالاها باید بنویسم و بخونم و از نقد و نظرات شما خوبان استفاده کنم.. البته حرکت از سمت شعر کلاسیک به سمت ترانه و گفتار محاوره ای و نوشتن در زمان و با زبان امروز روز مدتیه که شروع کردم اما چون گرایش روحی و سلیقه ای خودم به سمت ادبیات کلاسیک هست تمرکزم روی این مدل بیان بیشتر بوده .. میگما با این جوابی که دادین عمرا میشه مفهمید که اندیشه ی غالبتون چیه؟!..یه هواپیما..تو آسمون!..منحصربفردترین جواب این پست تا اینجا!.. از آرزویی که برام کردید یه دنیا ممنونم.. همیشه از حضور و نظرتون شاد میشم.

شهرزاد

سلام وبلاگم به روز شد خوشحالم ميشم بيای

شهرزاد

سلام مهرداد جان از لطف و محبتت ممنونم

رويا

پیش آتش بازی چشمت، زمستان قصه ایست از تو می گویند پیرانِ شبِ آبادی ام ... حرف تازه ای نمی زنید ؟!!! غیبتتون داره طولانی میشه...