پرویز شهریاری : اَبَر آموزگار زرتشتی ایرانیان

نخستین بار ، نام استاد پرویز شهریاری را ، در دوران راهنمایی و نقش بسته بر روی جلد کتابهایی در باره ی ِ سرگرمی های ریاضی دیدم . بعدها در سال اول دبیرستان و پس از نخستین برخورد با دانش جبر ، با نام استاد به عنوان نویسنده ی ِکتاب ارجمند ( روش های جبر ) ، برخوردم و بعدها که کتاب را در کتابخانه ای دیدم و مقدمه ی ِ آن را خواندم با ایشان بیشتر آشنا شدم و از نقش پر رنگ ِ ایشان در آموزش ریاضیات ، آگاه شدم ، اما آنچه من را شیفته ی ِ ایشان کرد ، برنامه ای تلویزیونی بود که در همان سالهای دبیرستان دیدم و در آن برنامه ، ایشان به این نکته اشاره کردند که آگاهی از ادبیات و علاقه به ادبیات ، در پیشرفت ریاضیات ، نقش دارد ، این سخن ایشان و همچنین دیگر سخنانشان در آن برنامه ، مایه ی ِ شیفتگی من به ایشان شد و همیشه یکی از خوشحالی هایم این است که هر چند در زمانه ی ِ تاریکی هستیم ، اما همروزگاریم با بزرگانی چون ایشان ، دکتر حسابی ، دکتر زرین کوب ، دکتر باستانی پاریزی ، دکتر شفیعی کدکنی و ... .

به این می اندیشیدم که هر انسانی برای پیشرفت در هر زمینه ای به نمونه و الگویی نیاز دارد تا با نگریستن به آن نمونه و سنجیدن خود با آن نمونه ، در راه پیشرفت گام بردارد . اما آیا دیدن و برخورد با انسانهای نمونه برای همگان میسر است ؟ مسلما نه . اما گذشته از انسانهای نمونه ، انسانهایی هستند که به واسطه داشتن فره ای ایزدی ، فراتر از نمونه هستند و در زمره ی ِ اسطور ِگان ، قرار می گیرند . رسیدن به انسانهای نمونه ، با تلاش ، شدنی است ، اما رسیدن به اسطوره ها ، بسیار بسیار سخت و شاید ناممکن . درست است که دیدن انسانهای نمونه از نزدیک ، برای همه شدنی نیست ، اما در عوض اگر انسانی به دنبال پیشرفت باشد با نگریستن به اسطوره ها ، می تواند در هر زمینه ای که هست ، با امید و نیروی بیشتری ، گام بردارد .

و همیشه یکی از اسطوره هایم ، استاد پرویز شهریاری بوده است . خوشحالم در زادروز استاد  ، زمانی که در پی یافتن مطالبی برای نوشتن در اینجا بودم ، به نوشته ای برخوردم از دکتر پرویز رجبی ، تاریخ دان و ایران شناس بزرگ ، که در آن ایشان هم ، استاد شهریاری را اسطوره ، نامیده اند . و غمگِنم که چرا بسیاری از هم سن و سالان من که ذهنشان پر از نامهای پوچ انسانهایی ایرانی و اَ نیرانی ( = نا ایرانی ) است ، حتی  نام استاد هم ، برایشان آشنا نیست . نامی که آنقدر حق بر گردن ریاضیات و علم این سرزمین دارد که هر چه درباره ی ِ ایشان نوشته شود ، باز هم ناکافی است .  شاید دلیل نا آشنایی فرزندان سرزمینم با این بزرگمرد ، همان اراده ی ِ نامریی باشد که باعث شده بود ، من که سالها به ایشان علاقمند بودم ، تا پارسال ، ندانم که ایشان از زرتشتیان ایران هستند .

امروز 2 آذرماه ، زادروز این اَبَر آموزگار زرتشتی ایرانیان است . باشد که ایزد بر عمرشان بیافزاید و سالهای دیگری نیز در تندرستی  زندگی کنند و با نوشته های درخشانشان ، بر دانش سرزمینمان ، بیافزایند . آمین !

اسطوره ها ، با مهربانی ، به بودن ، آغازی پر جنب و جوش می بخشند و از خاموشی و هراسناکی ِ آن میدان ِ بی کران و سنگین بار ِ آفرینش می کاهند . رویارویی با اندامهای افسانه ای و گه گاه پر غوغا ، آدمی را به بردباری ، نزدیک می کند . و اسطوره ها به گنجایش پیمانه ی ِ هر کسی ، از کودکی تا پیرانه سر ، کوچک و بزرگ می شوند ...چنین است که آدمی در هیچ زمانی بی نیاز از اسطوره نیست . اسطوره ، دست ِ آدمی را باز می گذارد برای پیکر بخشیدن به آرزوها و به بند کشیدن دُژکردارها . اسطوره ، الگوی مهربان ِ از خود برون تراویدن است ؛ به ویژه در زمانه و سده ای که فرجام بی الگو زیستن ، در خود  پوسیدن و خشکیدن و پوسانیدن و خشکاندن است ! ...پرویز شهریاری برای مردمی که بیشرین نیاز را به آموزگار و آموزگاری و تراویدن و بیرون خزیدن از پوسته ی ِ تاریخی خویش دارند ، یکی از تنومندترین ، استوارترین و پرمغزترین الگوهای زمان است ...او دلداده ی ِ همه است و این همه دلدار ، نمی توانند او را در کنار اساطیر خود نبینند ... او بیش از هر نام آشنای ِ خرد گرای ایرانی نوشته است و ترجمه کرده است و در چاپخانه ، زیسته است . ( بیش از 200 کتاب در ریاضیات ، آموزش ریاضیات ، تاریخ ، فلسفه و ..)

دکتر پرویز رجبی

سالشمار زندگی استاد پرویز شهریاری ( تا سال 1380 )    

1305 2 آذر ، تولد . شهر کرمان در محله ی ِ دولت خانه . نام پدر : شهریار ، دهقان روزمزد و نام مادر : گلستان ، هر دو زرتشتی مذهب .

1311 مهرماه . آغاز تحصیل در دبستان کاویانی .

1317 زمستان . درگذشت پدر به دلیل تجویز داروی اشتباه .

1318 اول دبیرستان . دبیرستان ایرانشهر .

1321 ورود به دانشسرای مقدماتی کرمان .

1323 خرداد . فراغت از تحصیل در دانشسرای مقدماتی کرمان .

-          شهریور . ورود به تهران .

-          مهر . ورود به کلاس مقدماتی دانشکده ی ِ ادبیات برای گرفتن دیپلم .

1324 مهر . ورود به دانشکده ی ِ علوم ، رشته ی ِ ریاضی . تدریس در کلاسهای شبانه . تدریس در دبستان کاخ ، میدان رشدیه

-          اسفند . آغاز فعالیت سیاسی .

1325 تا سال 1327 ف عضو هیئت تحریریه ی ِ روزنامه ی ِ قیام ایران .

1326 تابستان . تدریس در آموزشگاه ها و دبیرستان ( فیروز بهرام ) و حدود یک ماه کار در راه آهن برای تامین مخارج زندگی

-          انتشار ماهنامه ی ِ اندیشه یِ ما که تا 12 شماره منتشر شد .

1327 انتشار اولین کتاب ( جنبش مزدک و مزدکیان )

1328 فروردین . اولین بازداشت به جرم دگر اندیشی برای مدت 3 ماه و محروم ماندن از شرکت در امتحان نهایی .

-          آذرماه . دومین بازداشت از سر کلاس دانشکده ی ِ علوم به دلیل داشتن روزنامه که 3 سال تا آذر 31 در زندان بودند : 3 ماه در زندان موقت شهربانی و بقیه در زندان قصر .

1329 تهیه ی ِ  یک دوره کتاب درسی ریاضی دوره ی ِ اول دبیرستان .

1331 آذر . به علت تاخیر نخست با ثبت نام ایشان مخالفت می شود که با اعتراض دانشجویان و اعتصاب آنها ، ثبت نام می شوند ، ادامه ی ِ تحصیل در دانشکده ی ِ علوم .

-          تا 28 مرداد 32 . سردبیری هفته نامه ی ِ ( وهومن ) . انتشار حدود 40 شماره .

-          چاپ اولین ترجمه که در زندان صورت گرفت : ( تاریخ حساب رنه تاتون ) ، مترجم در زندان بوده است .

1332 خرداد . گرفتن لیسانس در رشته ی ِ ریاضی دانشکده ی ِ علوم و گرفتن لیسانس از دانشسرای عالی .

-          مهر تا خرداد 1333 . طبق حکم آموزش و پرورش ، تدریس در دبیرستان های شیراز .

1333 اردی بهشت . پیدا شدن کتاب های روسی در خانه به تفتیش فرماندار نظامی و 10 روز زندان در شیراز .

-          خرداد . به علت تحت تعقیب بودن بدون دریافت حقوق 2 ماه آخر ، نقل مکان از شیراز به تهران .

1334 یازدهم تیر . ازدواج با خانم ( زمرد بهی زاده ) .

1335 9 خرداد . تولد اولین فرزند : به نام شهریار .

-          زندگی مخفیانه تا آذر 35 . تدریس در یک دبیرستان و آموزشگاه شبانه با نام مستعار ( احمدی ) .

-           آذر ماه . بازداشت خانوادگی با زن و فرزند و زندانی شدن 40 روزه در خانه ای در نارمک . پس از 40 روز آزاد شدن زن و فرزند و انتقال خود ایشان به زندان پادگان قصر ، 18 روز شکنجه در حمام قدیم و انتقال به انفرادی و پس از یک ماه ، انتقال به زندان عمومی قصر .

1336 فروردین . انتقال به زندان قزل قلعه تا فروردین 1337  ، آزاد شدن با قید کفالت .

-          تیرماه . تولد دومین فرزند : مرجان .

1337 مهرماه . کار در دبیرستان های ابن سینا ، مهر جردن و نوباوگان ضرابی به صورت حق التدریسی .

1338 مهرماه . شروع به کار در دبیرستان اندیشه .

1339 تابستان . راه اندازی اولین کلاس کنکور در ایران با نام گروه فرهنگی خوارزمی در خیابان دانشگاه .

-          مهرماه . تاسیس دبیرستان پسرانه ی ِ خوارزمی .

1340 20 اردی بهشت . تولد سومین فرزند : مژده .

-          مهرماه . تاسیس دبیرستان دخترانه ی ِ مرجان .

1342 و 43 تدریس در دانشکده ی ِ فنی دانشگاه تهران و دانشسرای عالی ( روزانه و شبانه )

-          پاییز . راه اندازی انتشارات خوارزمی با شرکت حدود 170 معلم ، با عنوان رییس هیات مدیره . اولین اعضای هیات مدیره ی ی انتشارات خوارزمی : منوچهر بزرگمهر ، نجف دریابندری ، دکتر مهدی سمسار و ...

-          تا سال 1349 به مدت 8 سال . انتشار 90 شماره از مجله ی ِ سخن علمی و فنی .

1344 تابستان . فوت مرجان در8 سالگی در اثر تصادف با اتومبیل .

1345 25 خرداد . تولد چهارمین فرزند : شروین .

/ 26 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لادن از اروگوئه

نمي دونم فيلم هاي كوتاهي رو كه از اين بازيگران دوست داشتني گذاشته بودم ديديد يا نه! اون قدر شاد و زيباست برنامه ي آن ها كه تا ساعت ها بعد از برنامه ما همچنان شاد هستيم.

حاج علی

مهمانی عقیده و اشک ، چشم به راه توام دوست خوبم

پروین

درود ممنون . شما همیشه با نقد ادبی و مفیدتون آگاهی های لازم را بهم میدید . ممنونم . دو روزه هی میخوام بیام کامنت بذارم میدیدم کامنت ها بسته است . البته چند تا پست اول . یادم رفته بود که از این پست باید استفاده کنم . پیریه دیگه چه میشه کرد [نیشخند]. شاد باشید .[گل]

سانای

سلام حالتون خوبه چه عجب خیلی کم پیدا شدید امیدوارم روحشون در ارامش باشه شاد باشید

سارا

سلام. ممنون از حضورتون و نکته هایی که یاد آور شدید. من اصلا قصدم این نبود که نوشته رو به نام خودم ثبت کنم... من این شعر زیبا رو از کتابی که می خوندم ...دیدم و نوشتم و ترجمه ی اون هم کار نویسنده ی کتاب بود..... به هر حال خوشحال شدم که یاد آوری کردید .. [گل][لبخند] مرسی

پروین

سلام. ممنون . من خودم راستش اصلا توجه نكرده بودم . شما ماشالله عجب توجهي دارين . خوشحالم كه اگر بازديد كننده كم دارم در عوض هم نقد هست و هم تعريف و هم هجو . ممنون از لطفتون . بعضي افراد هم بازخورد دادند كه چه قدر من دچار نوسان احساس هستم . شايد همين نوساناته كه يه كوچولو شاعرم كرده . [نیشخند][گل][گل][گل]

محمد تقی

بسیار عالی بود و ممنون. من هم تا حالا که اینو خوندم نمی‌دونستم ایشون زرتشتی هستند هرچند اهمیتی هم ندارد.[گل]

مریم

اسم آهنگ زمینه تون چیه؟خیلی قشنگه ممنون

مهم نیست

دوست عزیز نویسنده ایشان(پرویز شهریاری)کمونیست بوده و با افکار سکولار اصلا خدا را قبول ندارند چه خواسته دین داشته باشد و ان هم زردتشت!؟به نظرم شما کمی جو گیر شدی