دو چهارپاره از استاد دکتر شرف الدین خراسانی ( شرف )

شعر نخست ، چهارپاره ای است که شادروان استاد بزرگ دکتر شرف الدین خراسانی ، بزرگترین کارشناس ایرانی فلسفۀ یونانی در تاریخ 7 شهریور ماه 1351 سروده اند و حالا امروز پس از گذشتن 38 سال از سروده شدن این شعر ، نوشتن این شعر در اینجا برایم دوست داشتنی بود به دلیلی که به این وبلاگ هم ارتباط دارد و شعر دوم چهارپاره ای است دربارۀ شعر که در آن اصطلاحی بود که چون من عاشق آنم این شعر را هم در دنبالۀ چارپارۀ نخست می نویسم ، آن اصطلاح این است : "واژه بازی" . دربارۀ استاد بزرگ دکتر شرف الدین خراسانی متخلص به شرف به امید خدا خواهم نوشت در همین خانه .

تا تو شَوَم

7 شهریور 1351

من از منِ خود خسته و بیزارم و نومید ،

اینک تو که پیغام ِ امیدیّ و جوانی ،

لبریز کن این هستی ِ من از تویی خویش ،

باشد که مرا از مَنِ خویشَم برَهانی !

*

جویای ِ من ِ خویش بُدم عمری و امروز ،

زین کار پشیمانم و جویای ِ تو هستم ،

دوزخ ، مَنِ من بود و در آن هستی من سوخت ،

اکنون تو بهشتی بُگذارَت بپَرَستم !

*

آمیزد اگر این مَنِ من با تویی ِ تو ،

دیگر نه مَنَم من نه تویی تو همه ماییم ،

آنگاه در این مایی ِ ما رنگ ِ دویی نیست ،

یکتایی از آن جاست که هر لحظه دوتاییم !

*

بُگذار در این خانۀ لالان ِ سخنگوی ،

با شیوۀ دیگر سخن از عشق بگوییم !

بگذار مَر آن را که نخواهند بخواهیم !

بُگذار مَر آن را که نجویند بجوییم !

*

بر دَر ز دروغین مَن ِ من پردۀ تزویر ،

تا با دگران نیز به تزویر نکوشم ،

برگیر ز من خویشتنَم ، خویش ِ خودَت ساز ،

تا خویشتن ِ خویش به دیوان نفروشم !

*

بُگذار در این عصر ِ غم آموز ِ غزل کُش ،

ما زندگی ِ خویش غزل گونه بسازیم ،

آنگه غزل زیستۀ ساختِ دل را ،

بر ساز ِ غم آلودۀ دوران بنَوازیم !

*

*

شعر

15 دی 1369

شعر چه باشد ؟ نَتَوان گفت چیست ،

چیستی ِ آن همه بی چیستی ست !

هستی ِ نابی ست درون ِ سخن ،

هم سخن او را سببِ نیستی ست !

*

جامع ِ اَضداد ِ وجود است شعر ،

هیچ چُنو جامع ِ اضداد نیست .

هر چه که بینی تو ، در آن ضدّ ِ اوست ،

هیچ یک از ضدّ ِ خود آزاد نیست !

*

گاه بُود بازی ِ عقل و خیال ،

گه سخنی زادۀ دیوانگی است ،

گاه پذیرندۀ الهام و وَحی ،

گه اثر ِ از خود بیگانگی ست !

*

گاه و گهی دَمدَمۀ شهوت است ،

گاه و گهی کودک ِ اندوه و رنج ،

گه خَزه ای یا خَزَف آرد ببار ،

گاه بماند به جهان همچو گنج !

*

یا همگی نغمۀ شور است و عشق ،

یا همگی نُدبۀ کفر و گناه ،

یا همگی مژدۀ صبح ِ سپید ،

یا همگی نادی ِ شام ِ سیاه !

*

برخی از آن شیونِ اهریمن است ،

برخی از آن صوتِ سکوتِ خداست ،

برخی از آن همهمه ای پوک و پوچ ،

برخی از آن زمزمه ای خوش نَواست !

*

کَس نشوَد آگه از این راز ِ ژرف ،

نیک در آن چون نِگری راز نیست !

غنچۀ لب بستۀ یک شعر ِناب

هست پُر از راز و پُر آواز نیست !

*

شاعر ِ من ! شعر چنین است و نیست ،

چیز دگر ، هر چه که جویا شوی ،

شعر بُود بازی ِ با واژه ها ،

بِه که در آن هر چه توانا شوی !

*

پیشۀ ما بازی ِ با واژه هاست ،

واژه چو شد ویژه خود آید به گفت !

ویژگی ِ واژه چو گُم شد زیاد ،

شعر شود یاوِگی و حرف ِ مفت !

*

شعر چو یک ساز و در آن واژه ها ،

هر یک چون ویژه شود خوش صداست .

در دل هر واژه نهفته "نُتی" ست ،

چون به درستی بنَوازی ، نواست !

*

واژه به اندیشه تو آمیزه کن !

شعر ِ گُزین جامۀ اندیشه است ،

جامۀ بی پیکر ِ زیبا در آن ،

همچو گلی بی بُن و بی ریشه است !

 

/ 13 نظر / 198 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمانی

بسیار زیبا مرحبا به ذوق ادبی این استاد بزرگ به یاد مناجاتی از بایزید بسطامی افتادم که در آن می گوید : به یاد مناجاتی از بایزید افتادم که می گوید:« بار الها تا کی میان من و تو منی و تویی بُوَد منی از میان بردار تا منی ِ من به تو باشد تا من خود هیچ نباشم »

Mrs.An0nym0uS

[گل]سلام

Mrs.An0nym0uS

تنها چیزی که این روزها نیست حسه[افسوس]

penelope

سلام باعث خجالته اگر من بگم تا حالا حتی اسمی از آقای شرف الدین خراسانی نشنیدم؟ شعرهای عالی بود ولی من اولی رو دوست تر داشتم!

puppet

سلام. اشعار زیبا و پرمفهومی رو انتخاب کردید.. با "عروسک شکستنی" به روزم.. خوشحال می شم سری به کلبه ام بزنید. به صرف لقمه ای شعر و سرکشیدن استکانی غم..!!

متولد ماه دی

سلام به مهرداد بسیار عزیز... امیدوارم سرحال و سالم و سرشار از امید باشی....واقعا که مطالب زیبای این وبلاگ و ذوق سرشار نویسنده شو : عشق است!؟...چرا که اینجا علاوه بر همه حس و حال های خوب و فوق العاده ای که به آدم میده یه جورائی محلی هم هست برای شناسوندن و یا یادآوری اون هموطنایی که گرچه گاه ممکنه کمی گمنام باشند اما همه شون تقریبا بدون استثنا آثاری خلق کردن در اوج زیبایی و شکوه و چه سلیقه ی فوق العاده ای داری تو مهرداد عزیز در گزینش و انتخاب برخی از این آثار برای ارائه در اینجا... نمونه اش هنرمندها و گزینه های آثارشون در چند پست اخیر و نمونه اش همین معرفی کوتاه از استاد شرف الدین خراسانی متخلص به شرف و این شعرهای زیبا که از اشعار ایشون برگزیدی....

متولد ماه دی

البته برخلاف بسیاری از ادیبان و هنروران باذوق اما کم نام و نشان که من باهاشون در اینجا و توسط تو مهرداد نازنین برای اولین بار آشنا شدم برحسب اتفاق با ایشون (استاد شرف) از قبل هم تا حدودی آشنایی داشتم و این آشنایی بیشتر از هرچیز به تخصص ایشان در زمینه اساطیر و فلسفه یونان و همینطور به اطلاعاتی که درباره مشرب گویا چپ گرایانه ایشون داشتم... اما اون نکته ای که تو روی اون دست گذاشتی یعنی بعد شاعری شخصیت ایشون و بازی که با حرف ژ در عناوین آثارشون دارن، از مواردی بود که اصلا بهش توجه نداشتم... اینکه ایشون شعرهایی بدین زیبایی و عمق سرودن خودش بهترین دلیل بر عظمت روحی مردی است که مثل بسیاری دیگر از بزرگان این مملکت، در حیات و ممات از شناخته شدن و شهرت محرومند....نه!....نه غلط گفتم!... اونها از شهرت محروم نیستند!... این ما (امثال خودمو عرض میکنم) هستیم که از شناختن این بزرگان محرومیم.... و البته در این دورانی که بی هنران توپ و میدان رو به کلی در دست گرفتن و در این دورانی که (بقول بهرام شفیع گزارشگر فوتبال) میریم که داشته باشیم: در صدر نشستن و قدر دیدن بی هنران و دردمندی و تحقیر هنرمندان واقعی و با ذوق رو،...بله در چنی

متولد ماه دی

... و البته در این دورانی که بی هنران توپ و میدان رو به کلی در دست گرفتن و در این دورانی که (بقول بهرام شفیع گزارشگر فوتبال) میریم که داشته باشیم: در صدر نشستن و قدر دیدن بی هنران و دردمندی و تحقیر هنرمندان واقعی و با ذوق رو،...بله در چنین دورانی نیازمون به شناخت این بزرگان و آشنایی با آثارشون بیشتر هم شده... و تو مهرداد فرزانه کاری کارستون میکنی با یاد کردن هراز چند از این بزرگان...یعنی به قول همین شرف خراسانی (که بعد از یاداوری تو اشعاری ازش در همون نشریه حافظ که قبلا خدمتت عرض کردم رو هم بیاد آوردم)، در این عصر غم آموز غزل کش، «عشق است» رو غزل گونه ساخته ای و کمک میکنی به من و سایر خواننده هات که ما هم غزل زیسته های ساخت دل تو و امثال شرف رو بر ساز غم دوران بنوازیم!..... به هرحال ازت بی نهایت ممنونم مهرداد عزیز...با این حس و حال خوبی که به من و ما میدی، جمالتو واقعا عشق است!... قربانت... دوستدارت...من[گل]

الهه نظری مطلق

[گل] منتظر مطالب بیشتری درباره استاد در همین خانه هستیم .[گل]