احمد پروین ، شاعر لحظه های عشق

در آغاز بگویم که بیشتر دوستان هم وبلاگی ام شاعر هستند و شعرهای زیبایی تا کنون از آنها خوانده ام و اگر در نوشته ام از شاعرنماها نوشته ام ، روی سخنم با هیچ کدام از دوستانم نیست .

*

 

شعر خوب تازه ات کند ، غزل ِخوب که باشد دیگر حالی به حالی بشوی ، آن وقت شاعری که لحظه هایش با شعر گره خورده است و لحظه لحظه شاعر باشد ، به سراغت بیاید و سخاوتمندانه تو را به بزمی بخواند ، به شعرنوشی ، چه چیز از این دلنشین تر ؟

از احمد پروین می نویسم و شعرهایش که این چند هفته به سخاوت باران بر مهمانان وبلاگش باریده است و امید که همچنان طبعش چنین روان باشد و بیت بیت شعرهایش همین گونه زیبا ، ساده ، دلنشین و اندیشمندانه . شعرهای ایشان آن قدر زیبا هست که با یک بار خواندن شعرهای ایشان دیگر مانند من چشم به راه شعرهای تازه ی ایشان بشوید ، چشم به راه بودنی که زود تمام می شود ، شاعر آن قدر شاعر است و آن قدر لحظه لحظه اش با شعر گره خورده است که هر پدیده ای ، هر واژه ای بهانه ای می شود تا یک رباعی یا غزلی تازه بیافریند .

اما جای ناراحتی است که چرا باید شاعری با این طبع روان را تا کنون نشناخته باشیم . چرا باید فقط عده ای شاعر پاتخت نشین که به راستی این همه هم شاعرنیستند ، از رسانه ها به عنوان شاعر توانا ، به مردم معرفی شوند و آن وقت شاعری که این چنین روان ، این چنین بارانی شعر می گویند را ما نشناسیم تا باز وبلاگستان ، این "آسمان بی گذرنامه" راهی باشد برای شناختن ایشان و لذت بردن از خواندن شعرهای نابشان .

آقای احمد پروین آنگونه که در وبلاگشان نوشته اند ، اهل شهری کویری هستند از شهرهای ایرانمان شهر نهبندان و زاده ی سال 1352 . تا کنون سه کتاب از شعرهای ایشان به چاپ رسیده است : 1- رقص آتش 2- جام جادو 3- همسفر با یاس .

و باز باید بگویم ناراحتم که کتاب شعرهای ایشان چون در شهری جز تهران چاپ شده است و چون سیستم پخش کتاب در ایران ، ضعیف ترین سیستم پخش کتاب در جهان است ، چرا نمی توانیم به کتابهای ایشان دسترسی داشته باشیم ؟ هر چند باز جای بسی خوشحالی است که در وبلاگستان می توانیم شعرهای ایشان را بخوانیم ، اما از نخستین روزی که شعرهای زیبا و پی در پی ایشان را خواندم از این در هراس بودم که نکند شعرهای ایشان را شعردزدانی که این روزها شمارشان با بالا رفتن جمعیت روز به روز بیشتر می شود ، بدزدند و به نام خود کنند . با امید به اینکه این چنین نشود ، با امید به اینکه مردم هم به جای شناختن ناشاعرانی که رسانه های ایران به آنها می شناساند ، چون ما بخت یار باشند و شاعرانی چون احمد پروین را بشناسند تا بدانند که غزل و غزل سرودن و شعر تغزلی یعنی چه ، یکی از نخستین شعرهایی که در وبلاگ ایشان خواندم و دیگر شیفته ی وبلاگشان شدم را اینجا می نویسم البته دوست دارم غزل را همین گونه که می بینید بنویسم ( لطفا اگر دیدن تصویر در مروگرتان خاموش است ، روشنش کنید که غزل را ببینید ) ، این گونه به من که بیشتر می چسبد ، شما را نمی دانم و به شما هم پیشنهاد می کنم که برای شعر نوشی روزانه به وبلاگ ایشان بروید .

وبلاگ احمد پروین

شولای شاپرکها

 

احمد پروین شاعر لحظه های عشق 

 

 

احمد پروین ، شاعر لحظه های عشق

/ 35 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد پروین

تنهایی هایم را تکه تکه میکردم تا انقدر پرشمار شوند که دیگر تنها نباشم..حالا تنهاتر از همیشه کنار هر تکه تنهایی تکه ای از خودم را گذاشته ام

پروین

سلام بله آقا مهرداد یادمه . همچنین یادمه که می اومدین توی وبلاگم میدیدین یه شعر شدیدا غمناک گذاشته بودم . چند ساعت بعد دوباره می اومدین درست بر عکسش رو می دیدین . بعد با تعجب میگفتین : چه جالب دو روحیه متضاد در عرض چند ساعت . شاید به این دلیل بوده که دلم کینه ایی نبوده . وچیزی توی دلم نمی مونده . اما الان نمیدونم چه قدر عوض شدم . شاد باشید و سپاس از حضورتون . [گل]

مجید

این شعر وصف الحال تو نازنین تقدیم به خودت!!... : ... و چه سخت است ، دریایی در تو باشد و تو از مشق کردن سکوت ناگزیر باشی! بی تو ، ای عشق محکوم فرسودگی بودم! شاد باشی مهرداد عزیز... به امید روزهای بهتر[گل]

پروین

سلام . [گل] ممنونم آقا مهرداد . قدم رنجه و قلم رنجه می کنید واقعا . سپاس [گل]

آریان

با سلام بسیار زیبا موفق باشید آریان

روبا

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

میوز خلاق

ایشان غزلسرای خوبی هستند و البته شعردزدان در تمام دوران‌ها بوده‌اند و مهم آن است که شعردوستان خود مراقب باشند و به افشای شعردزدان بپردازند که این روزها اینترنت وسیله‌ی خوبی برای این کار است. سیستم پخش کتاب ضعیف نیست بلکه مثل سایر موارد دیگر مافیایی است! برخی کتاب‌ها را پخش نمی‌کنند و شوربختانه برخی دیگر را هم اصلاً چاپ نمی‌کنند. خود من کتابی آموزشی در زمینه‌ی فیلمنامه‌نویسی (با استفاده از منابع خارجی) تدوین کردم که ناشران این نوع کتاب‌ها از چاپ ان سرباز زدند و گفتند که چون اسم و رسمی نداری باید این کتاب به نام شخص دیگری که معروف باشد منتشر شود!!! هرچه هم گفتم اگر کتاب ایرادی دارد بگویید، نتوانستند ایرادی به آن بگیرند. به هر حال، تا عید آن را برای دانلود در اینترنت قرار می‌دهم.

سید

سلام مصاحبه باآقای پروین دروبلاگم قرارداده ام ملاحظه بفرمائید