در ستایش شطرنج

میان این روزها و خبرهای زشت وتلخش ، خبری می شنوی که باز به ایرانی بودن خودت افتخار می کنی . مرتضی محجوب استاد بزرگ فدراسیون جهانی شطرنج (FIDE) همزمان با 500 شطرنجباز ، شطرنج بازی می کند تا نام خود و نام ایران را بالاتر از دیگران ، هم در کتاب رکوردهای جهانی گینس و هم در فدراسیون جهانی شطرنج ، قرار دهد . رکوردی که شاید تا زمان درازی کسی به آن نتواند برسد .

 

این رویداد که مرتضی محجوب سربلند از برگزاری آن ، رکورد تازه ای را در این ورزش - هنر - دانش به نام خود و به نام ایران پدید آورد از نگاه من بسیار مهم است . شطرنجی که در ایران تا 1368 حرام دولتی بود و بازی کردنش در انظار عمومی قدغن ، شطرنجی که حتی هنوز هم از نگاه برخی بازی کردن آن حرام است و جایز نیست ، درست بیست سال بعد از فتوای تاریخی آیت الله خمینی آن قدر در ایران پیشرفت می کند که چندی پیش احسان قائم مقامی ، آناتولی کارپُف را در تهران شکست می دهد و در دو روز گذشته هم که مرتضی محجوب افتخاری بزرگتر را می آفریند و در یک بازی 17-18 ساعته ی همزمان با 500 نفر شطرنج بازی می کند و با به دست آوردن امتیاز بالاتر از 400 به پیروزی می رسد تا هم رکوردی تازه در کتاب رکوردها نوشته شود و مهمتر از آن ، نام ایران با بهانه ای خوب در میان خبرهای جهان آورده شود . نگاه کنید به سایت رسمی فدراسیون جهانی شطرنج در اینجا .

اما دریغ و افسوس که هنوز ایران جایگاه شایسته ای در میان بزرگان این ورزش ندارد . دریغ و افسوس از آن رو که همه ی منابع معتبر ، هند و ایران را پدیدآور این هنر- ورزش - دانش می دانند . در دانشنامه ی Encarta درباره ی پیدایی شطرنج چنین آمده است که :

شطرنج یک بازی از چند بازی پدید آمده از بازی چاتورانگای هندی است که در حدود 1500 سال پیش یا حتی پیشتر از آن پدید آمد ، چاتورانگا نامی سانسکریت است که برای 4 دسته ی ارتش هند فیل ها ، سواره نظام ، پیاده نظام و ارابه ها به کار می رفته است . این بازی پس از رفتن به شرق آسیا و رسیدن به چین و کره و ژاپن همزمان با شکست ساسانیان از تازیان در سالهای 638 تا 651 میلادی به ایران می رسد . نخست به آن شَترنگ می گویند و سپس به پیروی از تازیان ، شطرنج .

همانگونه که فردوسی هم در شاهنامه آورده است ، ایران در پیشرفت این بازی نقشی اساسی داشته و امروزه جایگاه پیدایش شطرنج را ایران و هند می دانند ، گو اینکه هند در آن زمان جز امپراتوری ایران بوده است . شطرنج به نقل از سایت استاد دکتر کیهانی زاده اینگونه به فرنگ رفت :

هارون الرشید خلیفه عباسی که در عصر خود اَبرمرد شرق بشمار می آمد در ماه مه سال 800 میلادی ضمن ارسال پیامی به "شارلمانی" ، یک دستگاه بازی شطرنج با راهنمای استفاده از آن را به عنوان هدیه برای شارلمانی ارسال داشته بود و یاد آور شده بود که کسری ( خسرو انوشیروان ساسانی ) این بازی را که مبتکر آن هندیان بوده اند به منظور تقویت حافظه و قوای مغزی ایرانیان و تسریع محاسبات ریاضی ، در قلمرو خود رواج داده و ملت را به انجام این بازی تشویق کرده و جایزه معین ساخته بود . با ارسال همین دستگاه، بازی شطرنج در غرب رواج یافت .

و باز به نقل از Encarta :

هنگامی که بلشویک ها در 1917 ، حکومت امپراتوری روسیه را سرنگون کردند ، با یکدیگر پیمان بستند که جامعه را بر اساس آموزه های سوسیالیستی از نو بسازند . پس چگونه شطرنج که برای لذت بردن فردی ، بازی می شد در جامعه ی نوی شورایی ، زنده ماند و گسترش یافت ؟

در آغاز دهه ی 1920 ، نخستین بار الکساندر . ژینیوسکی برای پیشرفت آموزش و نظم اجتماعی سربازان ذخیره ، از بازی شطرنج استفاده کرد . او سپس مسابقه هایی را برای علاقمند کردن مقامات شوروی به ارزش آموزشی این بازی ، برگزار کرد . نخستین سازمان شطرنج شوروی در سال 1924 با ریاست نیکولای کیریلنکو ، دوست لِنین آغاز به کار کرد . این سازمان که تمام فعالیت های شطرنج کشور را اداره می کرد ، با این شعار به کار ادامه داد : "شطرنج مایه ی پیشرفت فرهنگی توده هاست" . هر چند شطرنج برای چندین قرن در روسیه یک بازی همگانی بود ، اما از آن تاریخ پشتیبانی حکومت شوروی به پا گرفتن کلوب های حرفه ای شطرنج منجر شد ، و گروه های جوان به همراه استادان شطرنج برای آموزش شطرنج سفرهای زیادی را درون خاک شوروی انجام دادند .

و اینگونه شد که در شوروی آموزش جدی شطرنج به کودکان از دهه ی 1920 در مدرسه ها آغاز شد که نتیجه اش تا هنوز ادامه دارد و روسیه و بازیکنان آن کشور همچنان جز قهرمانان نخست جهان هستند .

در کتابی درباره ی نقش آموزشی و پرورشی شطرنج چنین آمده است :

شطرنج که یکی از کهن ترین بازی های جهان به شمار می رود ، بیش از 1500 سال است که آدمی را شیفته ی خود ساخته و به مبارزه طلبیده است . این بازی فکری ، سرگرم کننده و درونگرا با وجود سرچشمه ی قدیمی آن با نیازهای انسان پیشرفته ی امروز همخوانی بسیار دارد . در حقیقت اگر در گذشته شطرنج یک بازی شاهانه محسوب می شد ، امروزه به یک سرگرمی همگانی بدل گشته است . مشغولیتی که تمدد اعصاب و پرورش فکر را در کنار یکدیگر به همراه دارد و یکی از معدود پدیده های زندگی است که جالب ، رایگان و داری جنبه های اخلاقی می باشد .

اگر به فواید بسیار بازی شطرنج برای کودکان تاکید کنیم ، سخن به گزاف نگفته ایم . کودکانی که شطرنج را فرا می گیرند ، در ریاضی و فیزیک پیشرفت زیادی پیدا می کنند و در انجام دادن کارهای تحقیقاتی مستقل ، توانایی شایان توجهی از خود نشان می دهند . مطالعات و بررسی ها نشان داده است که آموزش منظم شطرنج ، توان کودک را در تمرکز منطقی افزایش می دهد و جنبه های رقابتی بازی و نیز تلاش برای جبران موقعیتهای از دست رفته ، قدرت اراده ی او را افزون می سازد و شعار "هرگز نا امید مشو" به اندیشه ی برتر او در زندگی و در شطرنج بدل می شود .

( از کتاب comprehensive chess course با برگردان عباس لطفی و لادن لطفی )

با خواندن این همه ارزش و آموزش که در این بازی نهفته است پاسخی نمی توان یافت برای دلیل حرام بودن این بازی ، جز اینکه کسانی با اندیشیدن و آموختن راه درست اندیشیدن که بالاترین پرستش است از نگاه اسلام ، مخالف هستند .

در پایان یادی می کنم از یکی از استادان قدیمی شطرنج ایران که در آموزش نسل تازه ی شطرنجبازان ایرانی ، بسیار تلاش کرد ، استادی که از بخت یاری من بود یا نه ، تنها دو سه ساعت با ایشان در یک کلاس شطرنج ، برخورد داشتم ، در کلاسی که به دلیل نبودن شاگرد فقط یک جلسه برگزار شد اما تا زنده ام خاطره ی آن کلاس یک نفره و اخلاق نیکوی ایشان را فراموش نمی کنم . ایشان استاد زنده یاد هادی بنکدار بودند که استاد بسیاری از قهرمانان امروز شطرنج ایران بودند . روحشان شاد . نگاه کنید به اینجا .

پس نوشت :

شاعر ارجمند خانم مینو نصرت در دیدگاهشان بر این نوشتار چیزی نوشته اند که چون خودم را به فکر فرو برد ، آن را در اینجا می نویسم :

خیلی تعجب نکن که در ایران به هر دلیلی این بازی خیلی طرفدار ندارد . در زمان های خیلی دور در تقسیم بندی ها رَمل و اُسطرلاب به نام ایرانی ها افتاد و شطرنج مالِ هندو ها شد و یی چینگ هم مالِ چینی ها . خب اگر به این ها خوب نگاه کنیم میبینم که شطرنج تشکیل شده از شصت و چهار مربع سیاه و سفید ، یی چینگ هم از شصت و چهار دو خطی و سه خطی و رَمل هم استوانه ای است با چهار مربع که در تویش هست و مجموعِ خانه هایش شصت و چهار . حال چه حکمتی داشت که رَمل از آنِ ایرانی ها شد را لازم است هرکس جستجو کند !!

 

 

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اینجا کرمان

مهرداد عزیزم سلام...اول که تنوعی که به خرج داده ای و بیاااااااااااای معروف را حذف و به جاش ما را به یاد "من همونم که یه روز..." انداخته ای جالب است البته این یکی را برای اولین بار شنیدم کاش می نوشتی که نوازنده کیست چراکه معمولا علاوه بر زیبائی نکات دیگری را هم در نظر می گیری..مثلا هیچ بعید نیست بنویسی امروز سالگرد فلان ساکسیفون نواز مرحوم است که همه فراموشش کرده اند!! (البته مثال عرض کردم ها!!؟)...اما باز هم باید از لطفت و پاسخهای صمیمانه و دقیقت تشکر کنم از سایتی که معرفی کردی کوچکترین اطلاعی نداشتم و واقعا بدردم خورد...

اینجا کرمان

ضمنا چند روز است فراموش می کنم که بنویسم :چقدر عالی می شد اگر تصمیمت برای ترجمه ی مطالب سایت کلیندر را عملی می کردی چراکه حتی منی که با انگلیسی اندک آشنائی دارم و گاهی بخشهائی از مثلا ویکی پدیا را برای اینور اونور ترجمه کرده ام اما واقعا در فهم بسیاری از قابلیتهای این سایت عاجزم...اصلا اگر اهل تالیف کتاب هم باشی می توانی بر پایه مطالب این سایت مجموعه ای راجع به انواع تقویم ها در دنیا گرد اوری کنی..کتابی به زبان فارسی که به ظن قریب به یقین تاکنون نظیرش تالیف نشده..راستش یک سئوال دیگر هم بود که می گذارمش برای فردا!!

لادن

باز هم چند پست عقب افتادم..... پست حسين پناهي تون خيلي زيبا بود..... من اين انديشمند گران قدر رو خيلي دوست داشتم..... بازي هاشون روان و به ظاهر ساده بود..... اما ژرف..... هميشه ساعت ها پس از شنيدن حرفاشون به فكر مي رفتم..... خدا رحمت شون كنه!..... اين پست هم من رو به ياد شطرنج خودم انداخت كه سال هاست داره خاك مي خوره..... تا جايي كه يادم مياد شطرنج رو خوب بازي مي كردم اما هيچ وقت دوستش نداشتم..... ا يك جا نشستن و خيره شدن زياد خوشم نمياد..... اما فكر كردن رو خيلي دوست دارم.... شايد به اين خاطر هم بود كه علي رغم اين كه شطرنج دوست نداشتم در حد ابتدايي اون رو خوب بازي مي كردم..... يادش به خير..... ممنون از پست هاي خوب تون...... شاد باشيد

میوز خلاق

جزو بازی های محبوبم است ... آپم: واژه نامه 11

نسیم خراشادی زاده(ثانیه نورد )

سلام ممنون از راهنمایی هاتون هم در موردپرومته و مسئله آتش هم در مورد وبلاگ . در مورد اولی که من داستان کوتاهی از کافکا آوردم و به ریشه مللش نظری نداشتم ولی الان خیلی خوشحالم که شما در مورد افسانه ایرانیش نوشتین و هر کسی متن منو بخونه توضیح شما رو هم می خونه . در مورد دومی من طراحی قالب وبلاگ بلد نیستم و این قالبو هم از نایت اسکین گرفتم خیلی دلم می خواد قالب خاصی انتخاب کنم و بدم برام طرحی کنن ولی هم وقتش نیست متدسفانه هم هنوز درگیر این مسئله ام که رنگش چی باشه ( وسواس خانومها س دیگه )‌ در هر صورت کد قطرات رو برداشتم و در اولین فرصت هم رنگ انتخاب می کنم هم بلاخره قالب بهتری انتخاب می کنم . مرسی که سر زدی ممنون

فرشاد رفیعی

سلام این اولین باره به وبلاگتون میام. تمش خیلی خوشگله و مطالبش جالب. تا حالا کسی امتحانتون کرده؟ نتیجش چی بوده؟ یه مطلب دیگه گذاشتم اگه دوست داشتی بخون و اگه خواستی لینکم کن. رواق منظر چشم من آشیانه توست ... کرم نما و فرودا که خانه خانه توست

مینو نصرت

چه مطلب جالبی گذاشتی ! ولی خیلی تعجب نکن که در ایران به هر دلیلی این بازی خیلی طرفدار ندارد . در ز مان های خیلی دور در تقسیم بندی ها رمل و اسطرلاب به نام ایرانی ها افتاد و شطرنج مال هندو هاشد و یی چینگ هم مال چینی ها / خب اگر به این ها خوب نگاه کنیم میبینم که شطرنج تشکیل شده از شصت و چهار مربع سیاه و سفید / یی چینگ هم از شصت و چها ر دو خطی و سه خطی و رمل هم استوانه ای با چها مربع در تویش هست و مجموع خانه هایش شصت و چهار / حال چه حکمتی داشت که رمل از آن ایرانی ها شد را لازم است هرکس جستجو کند !! سلام

پروین

سلام آقا مهرداد خوبین؟ من خوبم خدا را شکر [چشمک] مثل این که حوصله تمرین این چیزا رو ندارین ؟[نیشخند] ما که مدام برای دانشجوهامون کلاس های ریلاکسیشن و مدیتیشن و خودشناسی میگذاریم و خیلی هم مفید بوده . شاد باشید [گل]

پروین

من چه قدر این روزها دچار فراموشی شدم . باور کنید از پیری هم نیست . من یقین دارم عامل دیگه داره که نمیدونم چیه . یادم نیست اون کامنت 27 مرداد ماه رو من گذاشته باشم براتون . عجیبه ؟ البته حالمم خوبه میدونم من نذاشتم . [نگران][متفکر]

نیما خسروی

سلام مهرداد جان امیدوارم خوب باشی. یک حکایتی هم هست از مواجهه ایرانیان و هندو ها در زمان خسرو پرویز که برمی گردد به درایت بزرگمهر حکیم .هندو ها شطرنج را رایه می دهند و شرط میگذارند به اینکه اگر ایرانیان نتوانند روش و شیوه بازی را تشخیص دهند از باج و خراج سالانه معاف شوند.و بزرگمهر ضمن تشخیص بازی نرد را ارایه میدهد .نکته جالب اینجاست که بازی شطرنج همه چیزش به تدبیر بسته است و بازی نرد بسیار وابسته به شماره های سرنوشت ساز تاس! فکر میکنم این هم چه واقعیت و چه افسانه اشاره دارد به بلایی که بر سر اندیشه ایرانی آمده در این هزاران سال . بیشتر به ما سر بزن بدرود هفتمین ققنوس