پاییز پدرسالار

خشونت محصول ترس است . فریاد ، بلند صحبت کردن ، پرخاش و تند حرف زدن ریشه در ضعف و ترس انسان دارد ، آنکه می ترسد پرخاش می کند ، اما کسی که قدرتمند است در آرامش حرف می زند و رفتار می کند . این مساله البته دارای توجیه روانشناسی هم هست . انسان قدرتمند نه فقط آرام صحبت می کند ، بلکه کم نیز حرف می زند . فریاد زدن و خشونت مالِ آدم های ضعیف است . انسان های قدرتمند بیشتر در سکوت به سر می برند .

سکوت دهشتناک‌ترین فریادهاست. در سکوت ابهام و ایهام است و تصویری پر رمز و راز از یک کاراکتر ارائه می‌کند . همه ی آدم‌های پرقدرت ساکتند . در همه ی اعصار تاریخ هم این‌گونه بوده است . چنین واقعیتی را در ادبیات دهه‌های چهل و پنجاه خودمان هم می‌توانید جستجو کنید

آنچه خواندید بخشی از گفتگوی روزنامه ی جام جم بود با مسعود شامحمدی کارگردان سریال "پاییز پدرسالار" . - که البته با نام "عبور از پاییز" از شبکه ی دو در ماه رمضان پخش شد - سریالی که 2-3 قسمت از آن را بیشتر ندیدم اما موسیقی کارن همایونفر برای تیتراژ پایانی سریال برای همیشه در ذهنم ماند . پیشتر هم دنبال بهانه ای بودم که از کارن همایونفر بنویسم . دوستانی که با این وبلاگ همراه بوده اند حتما چند نوشتارم درباره ی بابک بیات را دیده اند و نیازی نیست که بگویم برای من بابک بیات اسطوره ی تکرار نشدنی موسیقی فیلم و موسیقی ترانه ی ایران است چون کمتر آهنگساز ایرانی هست که در هر دو زمینه کارهایش ماندگار شده باشد .

اما در زمانی هم که بابک بیات بین ما بود از شنیدن موسیقی های کارن همایونفر لذت می بردم و به توانایی او در آفرینش موسیقی آفرین می گفتم و در گفتگویی از بابک بیات هم خواندم که او هم از استعداد کارن همایونفر و آینده ی درخشانش گفته بود .

کارن همایونفر زاده ی سال 1347 تهران است . از شش سالگی به فراگیری پیانو و مقدمات موسیقی نزد خانواده ی "بهبود" پرداخت . ابتدا مدتی به انگلستان و سپس به ترکیه رفت و در آنجا وارد مدرسه ی موسیقی "بیل کِنت" شد و بعد از آن در کنسرواتوآر موسیقی "هاجِد تپه" ی آنکارا ، به تحصیلات تکمیلی خود ادامه داد . طی این مدت به صورت خصوصی از محضر استادان نامدار موسیقی کلاسیک ترکیه از جمله "حیکمَت شیم شَک" ، "کمال اَروغلو" و "انور توفان" بهره برد و فراگیری اصول هارمونی ، کُنتر پوآن ، فُرم و تکمیل نوازندگی پیانو را ادامه داد .

پس از بازگشت به ایران نیز آموزش پیانو را نزد "امیر صراف" تکمیل کرد و در دوره های آموزشی "مهران روحانی" نیز شرکت جست . از سال 1374 و با فیلم "ضیافت" در این فیلم او و بهرام سعیدی موسیقی فیلم را ساختند - نوشتن موسیقی برای فیلم را آغاز کرد و تاکنون برای فیلمهای زیادی موسیقی ساخته است . از جمله : سلطان (1375) ، سیاوش (1377) ، شراره (1378) ، پارتی (1379) ، آبی (1379) ، رنگ شب (1379) ، کاغذ بی خط (1380) ، اثیری (1380) ، مَکس (1382) ، این زن حرف نمی زند (1382) ، باج خور (1382) ، سالاد فصل (1382) و ...

اما به نظرم بخش مهمی از شهرت کارن همایونفر ، سریال هایی است که او برای آنها موسیقی ساخته است . در ذهن من 4 سریال پربیننده است که موسیقی آنها نوشته ی کارن همایونفر است . سریالهای صاحبدلان ، اغما ، مرگ تدریجی یک رویا و سریال درخشان و بی نظیر "راه شب" .

موسیقی هر کدام از این سریال ها آن قدر شنیدنی بود که بدون آشنایی با دانش موسیقی هم می توان درباره ی آنها نوشت . به نظرم یکی از مهمترین شاخصه های موسیقی کارن همایونفر استفاده از آواهای انسانی در موسیقی های او است . اگر سریال های صاحبدلان و اغما را به یاد داشته باشید در هر دو سریال یک سکانس کلیدی و مهم وجود داشت که بار اصلی ایجاد حس در تماشاچی بر دوش موسیقی همایونفر بود و اگر بدون موسیقی آن دو سکانس را می دیدیم دیگر آن حس بسیار کمرنگ تر می شد . سکانس شفا گرفتن ثریا قاسمی که در یک برنامه حسین لطیفی هم به نقش موسیقی در مهمترین سکانس سریالش تاکید کرد و دیگری سکانس جراحی پیربابا در سریال اغما . وجه مشترک هر دو سریال هم تکرار آواهای انسانی بود که فضایی روحانی و معنوی و رمزآلود را در آن سکانس ها ایجاد می کرد ، همان چیزی که کارگردان این سریال ها در نظر داشتند .

"مرگ تدریجی یک رویا" سریالی دیگری بود که همایونفر تمام آموخته هایش را برای ساخت موسیقی آن به کار گرفت . در بخش ایرانِ سریال موسیقی ایرانی می شنیدیم و در بخش ترکیه موسیقی ترکی . حتی ترانه ی پایانی سریال با صدای رضا یزدانی در بخش ترکیه یِ سریال با ترانه ای که ترجمه ی ترانه ی فارسی بود با موسیقی ترکی خوانده شد که برای من فراموش نشدنی است .

اما سریال "راه شب" که نمی دانم چه قدر این سریال درخشان داریوش فرهنگ را به یاد دارید ، جدای از زیبایی سریال ، تکراری نبودن موسیقی هر قسمت از سریال بسیار جالب بود . از آنجا که در هر قسمت از سریال منطقه ای از ایران بستر روی دادن داستان بود موسیقی همایونفر هم در هر قسمت ویژگی همان منطقه از ایران را داشت . قسمتهای پایانی سریال که درباره یک زن کرد بود اوج هنرنمایی همایونفر در این سریال بود .

علاوه بر شاخصه ی تکرار آواهای انسانی در موسیقی سریال هایی که نام بردم ، همایونفر در ساختن ملودی هم بسیار تواناست ، آنچنان که بیشتر ما ترانه ی تیتراژ پایانی "مرگ تدریجی یک رویا" را هنوز به یاد داریم چِشام بسته اس ، جهانم شکل خوابه - یا موسیقی تیتراژ "پایز پدرسالار" که هم ملودیک بود و هم همان شاخصه ی آواهای انسانی را با خود داشت که به مرموز به نظر رسیدن موسیقی کمک می کرد .

چه بد است که در ایران موسیقی فیلم هم مانند دیگر هنرها جدی گرفته نمی شود ، که اگر چنین بود باید از آهنگسازی که 14 سال موسیقی فیلم ساخته است ، آلبومی از گزیده ی کارهایش در بازار موسیقی وجود داشت . چیزی که در کشورهای دیگر بسیار رایج است و همراه با هر فیلم یا سریال موفقی ، آلبوم موسیقی آن فیلم یا سریال هم منتشر می شود .

آلبومی هست به نام "جزیره ی قشم ؛ هشت روایت" که در آن همایونفر به همراه هفت آهنگساز دیگر با تاثیر از جزیره ی قشم موسیقی ساخته اند . برای پایان نوشتارم نوشته ای از کارن همایونفر در آن آلبوم را می نویسم :

هر گاه به زندگی پرفشار و شلوغ و درهم برهم شهر نشینیِ خودم فکر می کنم ، می بینم که تنها دو چیز مرا از روزمره گی ِ کشنده نجات می دهد : طبیعت و موسیقی .

 

 

/ 12 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام بدون شك برش زدن قسمت هاي زيباي هر چيزي همچون بخشي از يك نوشته يا مصاحبه حكايت از ذوقي دارد كه درونمايه اصلي متن،آن را نهفته مي دارد. انتخاب زيبايي بود كه با چاشني قلم شما زيباتر هم شد

لادن

سلام به شما و ممنون...... هر چند اين سريال رو هم مثل خيلي از سريال هاي ديگه نديديم اما موسيقي كارن همايون فر و ساخته هاشون رو هميشه دوست داشتم..... ممنون كه يادي از استعدادهاي جوان كشورمون مي كنيد..... سرفراز باشيد

نسیم خراشادی زاده(ثانیه نورد )

سلام من دوباره اومدم . خوشحالم تنور نوشته ها داغه داغه و امیدوارم همیشه باشه . حقیقتش این عبور از پاییز چنگی به دل من نزد ولی موسیقیش خوب بود . ممنون از مطلب .[لبخند]

مجید

سلام به مهرداد عزیز...از مجموع موزیک متن های سریالهائی که نام برده ای(کارهای کارن همایونفر) دو تاشون رو خیلی خوب بیاد دارم و از آنها بسیار لذت برده ام... یکی سریال مرگ تدریجی یک رویا که اگرچه هیچوقت خود سریال را نمیدیدم اما همیشه برای شنیدن تیتراژ پایانیش گوش تیز میکردم(چون بقیه خانواده سریالو میدیدند و من از اطاق خودم فقط صدا شو داشتم!؟)... دیگری صاحبدلان که خود سریال هم بخصوص تا اواسطش از بهترین سریالهای مناسبتی تلویزیون ما بود و ریتم آهنگ پایانی اش عجیب با حال و هوای اضطراب آلود سریال مناسبت داشت... بنظرم حضور جدی امثال کارن همایونفر در عرصه موسیقی فیلم خودبخود باعث تحقق آرزوی تو و جدی گرفته شدن بیش از پیش این عرصه خواهد شد... یک همشهری هم ما داریم بنام"پیروز ارجمند" که او هم در همین عرصه فعال است و آهنگ یکی از سریالهای ماه رمضان اخیر رو هم اون نوشته بود...

مجید

درباره پست قبلیت هم بد نیست خدمتت عرض کنم(گرچه میدانم که میدانی) برخی دیگر از اساتید بزرگ سنتور که ازشون نام نبردی اینها هستند :حسین صبا، منوچهرجهانبگلو، حبیب سماعی، منصوریاحقی، فضل الله توکل، مجید نجاحی،رضاشفیعیان، مجید کیانی، ارفع اطرائی، اسماعیل تهرانی، اسماعیل واثقی، پشنگ کامکار، حسین ملک، عباس زندی(عباسقلی کریمخان زند) ،منوچهرصادقی ، جهان شنجرفی (نقل از کتاب چهره های موسیقی ایران اثر: شاپور بهروزی)... البته کسائی رو که اسم بردی دوباره اسم نبردم... شاد باشی دوست خوبم.

شب‌های شهریور

مدیریت امور ادبی معاونت هنری سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تهران برگزار می‌کند نهمین دوره‌ی جشنواره‌ی شاعران جوان ایران «شب‌های شهریور» در دو موضوع آزاد و ویژه (فرهنگ قناعت) مهلت ارسال آثار: ٣٠ مهرماه ١٣٨٨ * شاعران جوان ١۵ تا ٣٠ سال مجاز به شرکت در این جشنواره هستند. * اشعار در قالب‌های کلاسیک و نو و به صورت مجزا در جشنواره شرکت داده می‌شوند. * شاعران جوان می‌توانند حداقل ٣ و حداکثر ۵ اثر از تازه‌ترین سروده‌های خود را در موضوع‌های آزاد و ویژه به صورت مجزا به دبیرخانه‌ی جشنواره ارسال نمایند. * زمان برگزاری آئین پایانی جشنواره ١۴ آبان‌ماه ١٣٨٨ خواهد بود. * شرکت‌کنندگان مشخصات کامل، نشانی دقیق پستی و شماره تماس خود را همراه با آثار ارسال نمایند. * شاعران جوان می‌توانند از دو طریق زیر، آثار خود را ارسال نمایند: نشانی پستی دبیرخانه: تهران، بلوار میرداماد، خیابان ١٢ بهمن، کوچه‌ی ١٢ بهمن، پلاک ٢٠، طبقه‌ی پنجم، معاونت هنری سازمان‌فرهنگی‌هنری شهرداری تهران، مدیریت امور ادبی، دبیرخانه‌ی شب‌های شهریور نشانی الکترونیک: shabhayeshahrivar88@gmail.com * جهت کسب اطلاعات

کرم کتاب

وبلاگ زیبایی دارید من هم به کارهای کارن همایونفر زاده علاقه مندم آدم آنقدر از آهنگ لذت می بره که گاهی اوقات فراموش می کنه که مدتی است که داره یک صحنه را نگاه می کنه خوشحال می شم به وبلاگ من سر بزنید از این که میزبان شما باشم به خودم افتخار می کنم.[گل]

آریان

با سلام بیا با من خاطرات کودکی را مرور کنیم بیا برای یک لحظه پشت سر را ببینیم ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن آریان

ستاره 

درود بر مهرداد عزیز دوست عزیز چن بار به وبت اومدم و نوشته هات رو خوندم یک بار ازت خواستم برای پیدا کردن نوشته های خسرو شاهانی کمکم کنی ممنون میشم اگر بتونی آدرس سایت یا نشونی دیگه ای رو بدی تا بتونم داستانهاش رو بخونم ممنون از لطفت[گل]