خسرو شکیبایی و دو شعر خوانی با صدای جادویی اش

گوش کنید به اشتباه از ما بود با شعری از سید علی صالحی و صدای خسرو شکیبایی از اینـجا .

گوش کنید به حالا دیگر دیر است با شعری از سید علی صالحی و صدای خسرو شکیبایی از اینـجا .

+ اشتباه از ما بود

اشتباه از ما بود

که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم

 دستهامان خالی

دلهامان پُر

گفتگوهامان مثلا یعنی ما

کاش می دانستیم هیچ پروانه ای پریروز پیلِگی خویش را به یاد نمی آورد

حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم

از خانه که می آیی

یک دستمال سفید

پاکتی سیگار

گزینه شعر ِ فروغ

و تحمّلی طولانی بیاور

احتمال گریستن ما بسیار است .

+

+ حالا دیگر دیر است

بیا

هنوز تا کشف نشانی آن کوچه

حرف ما بسیار و وقت ما اندک و آسمان هم که بارانی است .

حالا دیگر دیر است

من نام کوچه های بسیاری را از یاد برده ام

نشانی خانه های بسیاری را از یاد برده ام

و اَسامی آسان نزدیک ترین کَسانِ دریا را .

راستی آیا به همین دلیلِ ساده نیست

که دیگر هیچ نامه ای به مقصد نمی رسد

نه ، ریرا !

سال ها و سال ها بود که در ایستگاه راه آهن

در خواب و خلوت ورودی ِ همۀ شهرها ، کوچه ها ، جاده ها ، میدان ها

چشم به راهِ تو از هر مسافری که می آمد

سراغِ کسی را می گرفتم که بوی ِ لیموی ِ شمال و شب ِ حَلالِ دریا می داد

چه قدر کوچه های خلوت بامدادی را

خیس ِ گریه رفتم و در غمِ غروب باز آمدم

من می دانستم تو از میان روشن ترین رویاهای روزگار

تنها ترانه های سادۀ مرا برگزیده ای

چرا که من هنوز هم خسته ترین برادر همۀ سادِگان زمینم

ریرا !

هر بار که نام تو بر دفتر ِ گریه های من جاری شد

مردمانی را دیدم که آهسته می آمدند

همان جا در سایه سار ِ گریه و بابونه

عطر ِ تو را از بالِ پروانه و خواب کودکان خود می خواندند .

مردمان می فهمند

مردمانِ ساکت و مردمان ِ صبور می فهمند

مردمان دیریست که از رازِ واژگان سادۀ من

به معنای بعضی آوازها رسیده اند

رازی دارد این سادگی

این رسیدنِ رویأ

معلوم است که بعد از نامه ها

مرا آوازی از تحمّل اوقات گریه آموخته اند

کجا می روی حالا ؟

بیا !

هنوز تا کشف نشانی ِ آن کوچه

حرفِ ما بسیار و وقت ِ  ما اندک و آسمان هم که بارانی است .

اصلا فرض که مردمان هنوز در خوابند

فرض که هیچ نامه ای هم به مقصد نرسید

فرض که بعضی از اینجا دور

حتی نان از سفره و کلمه از کتاب

شکوفه از انار و تبسّم از لبانمان گرفته اند

با رویأهامان چه می کنند ؟؟؟

+

برای بیشتر شنیدن و خواندن از خسرو شکیبایی نگاه کنید به "خسرو شکیبایی در خواهران غریب و خانۀ سبز ؛ عشق به توان هزار" در اینـجا .


/ 8 نظر / 926 بازدید
متولد ماه دی

سلام به مهرداد عزیز و فرزانه و دوس داشتنی... عجیبه که من این دو روز اخیر خیلی ناگهانی تو وبلاگم به فکر سیدعمادالدین نسیمی افتادم و به یاد خاطرات خوب دوران دانشجوییم سراغ مجموعه شعرهاش بنام ققنوس در شب خاکستر رفتم و خیلی از شعرهاش و بخصوص خیلی از گفتارهایی که توی این کتاب در موردش هست دوباره و چندباره (بعد از مدتهای مدید) خوندم... نشون به اون نشون که علاوه بر آخرین پست وب در همونجای همیشگی که میدونی هم درباره ققنوس در شب خاکستر صفحه ای درست کردم و یک شبانه روز تمام با ققنوس همراه بودم و.... اما وقتی که ساعتها بعد از همه این جریانات اینجا اومدم و سطر اول این پستت رو خوندم از تعجب خشکم زد!!...چون تو هم درست از همون کسی حرف زدی که من رو این روزها با خودش به سفر ققنوس برده بود!!؟....بله! درسته! سیدعلی صالحی یعنی صاحب این اشعار زیبا همون کسیه که خالق ققنوس در شب خاکستره....!!.... اما به جز زیبایی شعر صالحی و حزن صدای شکیبایی همین موضوعم باعث شد این پست زیبات بیش از همیشه بهم بچسبه... قربانت... شیفته فکر و قلمت...متولد دیماه[گل]

شاپرک

سلام پر مهر عزیزم...چقدر انتخاب این شعر جناب سید علی صالحی به جا و زیبا بود .و دکلمه اش که حالو هوایی متفاوت ایجاد کرد .انگار باید روی صندلی ام بنشینم &قهوه ام را بنوشم و آرام آرام تاب بخورم در مفاهیم ساده اما عمیقش و خوش خال باشم لز این که کسی نم یتواند رویاهایمان را بدزدد.[گل]

ثانیه نورد

واقعا کجاس ..سینما رفتنی که توش خسرو شکیبایی رو نشه دید و تلوزیونی که تو توی خونه ی سبزش نباشی چه لطفی داره !‌ خسرو شکیبایی با هامون زنده است ولی امان از این زنده هایی که توی گور گذاشتیم و مرده هایی که باهاشون معاشرت داریم . به یاد حمید هامونش ...به یاد قشنگی هایی که به خاطره امون هدیه کرد . خوشحالم که پرو زود زود می نویسی . به امید ثانیه های گرگی بهتر[لبخند]

پروین

سلام ممنون از شما روحش شاد[گل]

فرشته

سلام دوست عزیز روح خسرو ی مهربانی ها من موفق به شنیدن صداش نشدم[گل][گل][گل]لطفا راهنمای کنید با سپاس

مسعود

اولين بار دكلمه حالا ديگر دير است را اينجا ديدم و شنيدم، از اون موقه كه بايد 3 سالي بگذره هر وقت خواستم به كسي معرفيش كنم لينك اين پست را دادم و خودم چند بار ازش استفاده كردم، فكر كردم بابت حس خوب و تمام خاطره هام ازين دكلمه از شما تشكر كنم ممنون