سلام.

 الان که دارم این مطلب رُ می نویسم تو تنهایی خودم غرق شدم در حالی که دارم آهنگی از جرج مایکل رُ می شنوم .

هفته یِ پیش تو یه کهنه فروشی کتاب به یه کتابِشعر برخوردم از هما میر افشار. اسم کتاب بود ( گلپونه ها ) . هما میرافشار هم که احتیاج به معرفی نداره . سال چاپ کتاب ۱۳۵۲ بود . جالبترین چیزی که تو مقدمه یِ کتاب نوشته بود ، این بود که این اولین کتاب ِ شعری بوده که شاعر ، بعد از ۱۷سال شاعری چاپ کرده بوده در حالی که بسیاری از خواننده های معروف اون زمان ترانه های میر افشار رُ اجرا کرده بودن . یه نکته دیگه هم برام جالب بود شاعر گفته بود که سعی کرده سادگی رُ در شعرهاش از دست نده حتی در غزلهاش . یک شعر از هما میر افشار :

 

باز پاییز است

 

باز پاییز است ...

باز این دل، از غمی دیرینه لبریز است

باز میلرزد به خود سر شاخه هایِ بید سرگردان

باز می ریزد فرو بر چهره ام باران

باز رنجورم خداوندا ، پریشانم

باز میبینم که بی تابانه گریانم

باز پاییز است ...

باز این دنیا غم انگیز است

باز پاییز است و هنگام جداییها

باز پاییز است و مرگِ آشناییها

 

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
elmira

سلام مهرداد جونم! خوبی؟ زيبا بود... خانم مير افشار رو خيلی وقته می شناسم... ساده و روان می نويسه...به روزم عزيز.... موفق باشی....

ageyerouz

سلام مهرداد جان. اين جزئه معدود شعرهايی بود که من فهميدم!‌:) آخه من خيلی از شعرها رو درست متوجه نميشم، بايد يکی برام توضيح بده. من پاییز رو خیلی دوست دارم اما متائسفانه اینجا هوای پاییزش بیشتر شبیه زمستونه! (پدر آدم رو در میاره!!‌) شاد و خرم باشی!

مريم !

سلام !‌ ممنون که سر زدی منم سر زدم ولی فعلا چون خيلی کار دارم شرمنده ... ميرم و بعد ميام يه نظر درست حسابی ميدم !‌ کامنتتم خيليييييی قشنگ بود!بازم ممنون !‌خوش باشی و بابای !

Aida

من برای تحقيق ادبيات گذرم به اين وبلاگ افتاد .اما وبلاگ جالب و جذابيه خسته نباشی.

مريم !

سلام !‌چقده قشنگ بود !‌حالا خوندمش !‌ خيلی قشنگه اما چرا ديگه آپ نکردی ؟! بابا داره دير ميشه ها !!!

elmira

سلام عزيزم: خوبی؟؟ مرسی که سر زدی...هميشه با اين حرفات شرمنده ام می کنی...خوشحالم که کارام و دوست داری....بازم بيا امشب آپ می کنم...